منو
 صفحه های تصادفی
جغرافیای داخلی ایران
هجوم به خانه وحی
تولید اجاقهای برقی
مواد بین ستاره‌ای
فتنه و آشوب جهانی
بهترین سبط ها
آتشگاه «اصفهان»
من کمرو نیستم
تالاموس
تئوری تکامل
 کاربر Online
932 کاربر online
Lines: 1-31Lines: 1-17
 +{picture=prophet.jpg height=237 width=283 align=left}
 V{maketoc} V{maketoc}
-!فضه خادمه فاطمه (س)
ورقه بن عبدالله می‏گوید: ه حج مشرف شده بودم. بانویی را دیدم که کلامی بسیار زیبا داشت. گفتم: و کی؟
فرمود: من
((فضه خادمه فاطمه علیهاسلام|فضه ))، خادمه زهرا هم.
گفتم: مرحبا. . . بگو ببینم فاطمه زهرا علیهاسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش چه کرد؟ اشک در چشمان فضه حلقه زد و فرمود: آه که دل غمزده‏ام را به هیجان آوردی و آتش خفته قلبم را برافروختی. بشنو تا برای تو بگویم آنچه را که خودم شاهد بوده‏ام.

!اندوه فاطمه (س) در سوگ پدر

هنگامی که ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ))رحلت فرمود، ی و کی صدا به ناله و عزا و گریه بلند کردند ول از همه نزدیکان و اصحاب بانوی من فاطمه علیهاسلام گریه‏اش شدیدتر و حزن و اندوهش بیشتر بود و تا هفت روز گریه‏اش رام نمی‏فت؛ بکه هر روز بیتر میشد. روز هشتم کاسه صبرش لبریز شد و طاقتش از دست برفت.

فریاد‏کنان و ضجه‏زنان به کوچه آمد. ناگهان زها و چ‏ها و یز مردان به کوچه ریختند و با گریه فاطمه همراه شدند.

صدای فاطمه در آسمان غمناک ((مدینه، مدینة النبی، یثرب|مدینه ))طنین انداخت و زنگ صدای رسول خدا را به یاد آورد؛ گویی رسول خدا از قبر بیرون آمده بود. فاطمه گریه و ناله سر داده بود و پدر را صدا می‏زد که: آه پدر جان! ای محمد! ای یار بیوه‏زنان و یتیمان! دختر مصیبت‏زده‏ات تنهاست.

فاطمه ر اشک میرت که دیگر جلوی خود را نمی‏ید. خود را به قبر مبارک پدر ندیک کر و گی را سر داد تا یهوش فتاد. زنها بر صورت مبارکش آب زدند تا به هوش آمد؛ اما ناله و گریه او ادامه داشت.

!درد دل ف
اطه (س) با پدر ر زار پیابر صلی الله علیه و آله وسلم
می‏گفت: پدر جان! بعد از تو من تنها شدم. رحلت تو پشت مرا شکست و شادی و رورم دیل به غم و اندوه د.

ی پدر مهربانم! بعد از تو دیگر مونسی ندارم و کسی اشک از چشمان من پاک نمی‏کند. من دیگر از دنیا خسته شده‏ام، روزهای دنیا بدون نور وجود تو تاریک است.

ای پدر تا تو را ملاقات کنم، تاسف و اندوه من نود. ما بعد از تو ناتوان شدیم و مردم از ما روگردان شدند. دیگر کجا خواب بر چشمان ما غلبه خواهد کرد؟ من در عجبم که چرا کوهها فرو نمی‏ریزند و دریاها خشک نمی‏شوند و زمین با یک زلزله نابود نمی‏گردد. آه که به وحشت افتاده‏ام. محرابت از مناجات تو خالی گشته. اینک برادر و حبیب خودت ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|علی علیه السلام ))را ببین که چگونه در ماتم تو عزادار است.

گریه ما را امان نمی‏دهد و حزن و اندوه از ما دست برنمی‏دارد.
فاطمه علیهاسلام گریه‏هایش را با ناله ای بلند ادامه داد و در مرثیه پدر اشعاری جانسور سرود و سپس به خانه خود مراجعت نمود.
+ورقه بن عبدالله می‏گوید: />ر مراسم ، ((فضه خادمه فاطمه علیهاسلام|فضه ))، خادمه حضرت زهرا دیدم.
گفتم:« بگو ببینم فاطمه زهرا علیهاسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش چه کرد؟» />اشک در چشمان فضه حلقه زد و فرمود:« آه که دل غمزده‏ام را به هیجان آوردی و آتش خفته قلبم را برافروختی. بشنو تا برایت بگویم آنچه را که خودم شاهد بوده‏ام:
هنگامی که ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ))رحلت فرمود، همه نیکن و حاب صدا به ناله و عزا و گریه بلند کردند ولی بانوی من، فاطمه علیهاسلام، گریه‏اش شدیدتر و حزن و اندوهش بیشتر بود. تا هفت روز دست از گریه‏ رنشت هر روز بی‌تب تر میشد. روز هشتم کاسه صبرش لبریز شد و طاقتش از دست رفت. فریاد‏کنان و ضجه‏زنان به کوچه آمد. ناگهان مه ی مردان و ان و کدکان به کوچه ریختند و با گریه فاطمه همراه شدند.
صدای فاطمه در آسمان غمناک ((مدینه، مدینة النبی، یثرب|مدینه ))طنین انداخت و زنگ صدای رسول خدا را به یاد آورد؛ گویی رسول خدا از قبر بیرون آمده بود. فاطمه گریه و ناله سر داده بود و پدر را صدا می‏زد که:« آه پدر جان! ای محمد! ای یار بیوه‏زنان و یتیمان! دختر مصیبت‏زده‏ات تنهاست.»
فاطمه ا شن اشک‌لود کنر قبر مبارک پدر رف و ق گریه کرد تا ز هوش فت. زنان بر صورتش آب زدند تا به هوش آمد؛ اما ناله و گریه‌ی او ادامه داشت.
ا با پدر چی می‏گفت:« پدر جان! بعد از تو من تنها شدم. رحلت تو پشت مرا شکست و شادیم به غم و اندوه بدیل کد. پدر مهربانم! بعد از تو دیگر مونسی ندارم و کسی اشک از چشمان من پاک نمی‏کند. از دنیا خسته شده‏ام. روزهای دنیا بدون نور وجود تو تاریک است. ای پدر تا تو را ملاقات کنم، تاسف و اندوه من ر نواهد شد. ما بعد از تو ناتوان شدیم و مردم از ما روگردان شدند. دیگر کجا خواب بر چشمان ما غلبه خواهد کرد؟ در عجبم که چرا کوهها فرو نمی‏ریزند و دریاها خشک نمی‏شوند و زمین با زلزله‌ای نابود نمی‏گردد. آه که به وحشت افتاده‏ام. محرابت از مناجات تو خالی گشته. اینک برادر و حبیبت ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|علی علیه السلام ))را ببین که چگونه در ماتم تو عزادار است. گریه امان‌مان نمی‏دهد و حزن و اندوه از ما دست برنمی‏دارد.»
 منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 174، ح 15. منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 174، ح 15.
 مراجعه شود به: مراجعه شود به:
-((گریه فاطمه علیهاسلام در سوگ پر)) +((گریه فاطمه علیهاسلام در سوگ پیمبر اکرم))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 31 تیر 1385 [14:48 ]   5   رضا معرب      جاری 
 دوشنبه 14 دی 1383 [16:28 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 16 آذر 1383 [05:13 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 20 آبان 1383 [06:42 ]   2   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 یکشنبه 05 مهر 1383 [12:26 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..