منو
 کاربر Online
1064 کاربر online
تاریخچه ی: اقدام شخص هارون برای ترور امام موسی کاظم علیه السلام

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:2
فضل، حاجب و پرده‌دار مخصوص هارون می‌گوید:
روزی هارون الرشید در حالی که شمشیرش را در دست تکان می داد و به شدّت عصبانی بود، به من گفت:« اگر هم اکنون پسر عمویم را نزدم حاضر نکنی، تو را می کشم.»
گفتم:« چه کسی را بیاورم؟»
گفت:« همین مرد حجازی را.»
گفتم:« کدام حجازی را؟»
گفت:« موسی بن جعفر
وضعیت خطرناکی بود. خدمت امام موسی کاظم رفتم و به ایشان گفتم:« سریعاً خود را به کاخ برسانید.»
امام فرمود:« هارون از من چه می‌خواهد؟ اگر رسول خدا نفرموده بود اطاعت سلطان از روی تقیّه لازم است، هرگز نمی‌رفتم.»
گفتم:«آماده باشید که خیلی عصبانی بود.»
امام فرمود:« مگر خدا با من نیست که سررشته‌دار امور دنیا و آخرت ماست؟ انشاءالله کاری از دستش برنمی‌آید.»
سپس دعایی‌ خواند.
وقتی به کاخ رسیدیم، زودتر داخل شدم. دیدم هارون مثل مصیبت‌زده‌ها ناله می‌کند و مضطرب است. تا چشمش به من افتاد گفت:« پسر عمویم را آوردی؟!»
گفتم:«آری.»
گفت:« ناراحتش که نکردی؟»
گفتم:« نه.»
گفت:« نگفتی که از دست او عصبانی بودم؟ بگو داخل شود.»
وقتی امام وارد شد. هارون از جا پرید، از امام استقبال کرد و گفت:« خوش آمدی پسر عمو و برادرم، ای وارث حکومت من!»
سپس گفت:« چرا به دیدن ما نمی‌آیی و از ما دل بریده‌ای؟»
امام فرمود:«به دلیل دنیا طلبی‌های تو.»
هارون عطر مخصوص خود را طلبید و امام را خوشبو کرد و دو کیسه زر به او بخشید.
امام فرمود:« به خدا قسم اگر تنگدستی جوانان آل ابی طالب و ترس از نابودی نسل آل علی نبود، هرگز این طلاها را قبول نمی‌کردم.» سپس فرمود:«الحمدلله رب العالیمن.»
هارون او را با عزت به خانه بازگرداند.
به هارون گفتم:«چرا رفتارت عوض شد؟»
گفت:«تو که رفتی، ناگهان دیدم گروهی از فرشتگان به کاخ حمله کردند و گفتند اگر به فرزند پیامبر اهانت کنی، کاخ را با خودت نابود می‌کنیم.»

بعدها به امام عرض کردم:«چگونه از شر هارون در امان ماندید؟»
فرمود:« دعای جدم، حضرت علی ، را خواندم که در جنگ‌ها می‌خواند.»

این دعا کفایه البلا نام دارد و متن آن این است:« اللهم بک اساور و بک احاول و بک اصول و بک انتصر و بک اموت و بک احیاء اسلمت نفسی الیک و فوضت امری الیک و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم انک خلقتنی و رزقتنی و سترتنی و عن العباد بلطفک ما خولتنی اعنیتنی و اذا هویت رددتنی و اذا عثرت قومتنی و اذا مرضت شفیتنی و اذا دعوت اجبتنی یا سیدی ارض عنی فقد ارضیتنی.»

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 215، ح 16 بنقل از عیون.

مراجعه شود به:
تلاش هارون در ترور امام کاظم علیه السلام

فضل، حاجب و پرده دار مخصوص هارون گوید: در یکی از روزها هارون الرشید در حالی که شمشیرش را در دست تکان می داد و به شدّت عصبانی بود به من گفت: اگر هم اکنون پسر عمویم را حاضر نسازی ترا می کشم.

گفتم: چه کسی را بیاورم؟

گفت: همین مرد حجازی را. گفتم: کدام حجازی را؟ گفت: منظورم موسی بن جعفر است.

وضعیت خطرناکی بود؛ خدمت حضرت رسیدم و به ایشان گفتم: خود را سریعاً به کاخ برسانید.

امام فرمود: بسیار خوب، هارون از من چه می خواهد؟ اگر روایتی از رسول خدا نشنیده بودم که فرموده است طاعه السلطان للتقیه واجبه (اطاعت سلطان از روی تقیّه لازم است) هرگز نمی آمدم.

گفتم: خودتان را برای گوشمالی آماده کنید که خیلی عصبانی بود.

حضرت فرمود: آیا خدا با من نیست که سر رشتهدار همه امور دنیا و آخرت است؟ انشاءالله هیچ حرکت منفی نمی تواند انجام دهد و سپس دعا میخواند و دست مبارکش را 3 بار به دور سرش چرخاند.

وقتی به کاخ رسیدیم زودتر داخل شدم. دیدم هارون مثل مصیبت زده ها ناله می کند و مضطرب است. تا چشمش به من افتاد گفت: پسر عمویم را آوردی؟!

گفتم: آری گفت: او را ناراحت نساختی؟

گفتم: هرگز گفت: نگفتی که از دست او عصبانی هستم! زود بگو داخل شود.

وقتی حضرت وارد شد هارون از جا پرید و به استقبال دوید و گفت: مرحبا یابن عمی واخی و وارث نعمتی (خوش آمدی ای پسر عمو و برادرم ای وارث حکومت من) سپس گفت: چرا به دیدن ما نمی آئی و از ما دل بریدهای؟

حضرت فرمود: به جهت ملک و دنیا مداری تو. هارون عطر مخصوص خود را طلبید و حضرت را خوشبو نمود و دو کیسه زر عطا کرد.

امام فرمود: به خدا قسم اگر تنگدستی جوانان آل ابی طالب که مانع ازدواج آنها شده و ترس از نابودی نسل آل علی نبود، هرگز این طلاها را قبول نمی کردم.

سپس فرمود: الحمدلله رب العالیمن و با عزت به خانه بازگردانده شد.

فضل گوید: به هارون گفتم چرا رفتارتان عوض شد؟

گفت: تو که رفتی، گروهی از مردان غیبی به کاخ حمله کردند و گفتند: اگر به فرزند پیامبر اهانت کنی، کاخ را با تو یک جا نابود می کنیم. فضل گوید: بعداً به حضرت عرض کردم: چگونه از شر هارون در امان ماندید؟ فرمود: دعای جدم حضرت علی را خواندم که در جنگها می خواند.

دعای کفایه البلاء و متن آن این است: اللهم بک اساور و بک احاول و بک اصول و بک انتصر و بک اموت و بک احیاء اسلمت نفسی الیک و فوضت امری الیک ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم انک خلقتنی و رزقتنی و سترتنی و عن العباد بلطفک ما خولتنی اعنیتنی و اذا هویت رددتنی و اذا عثرت قومتنی و اذا مرضت شفیتنی و اذا دعوت اجبتنی یا سیدی ارض عنی فقد ارضیتنی.

منابع:

بحار الانوار، ج 48، ص 215، ح 16 بنقل از عیون.

مراجعه شود به:

تلاش در ترور امام موسی کاظم علیه السلام


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 27 مهر 1384 [08:37 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 شنبه 29 اسفند 1383 [18:18 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 چهارشنبه 26 اسفند 1383 [11:35 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 13 مهر 1383 [12:12 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..