منو
 صفحه های تصادفی
سینما چیست؟
بانک ایرانی
حیات در ماه
موسسه مالی
تفسیرالمیزان
ماشین های جوشکاری با جریان مستقیم و متناوب
رسوبات آتشفشانی کلاستیک
تاریخچه امامزاده های ایران
هیبریداسیون
شهاب سنگ تانگاسکا
 کاربر Online
742 کاربر online
تاریخچه ی: اسامة بن زید

تفاوت با نگارش: 4

Lines: 1-20Lines: 1-44
-ابو محمد اسامة بن زید بن حارثه کلبی (54 ق) از صحابه ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم)) بود. پدرش ((زید بن حارثه کلبی|زید بن حارثه))، غلام آزاد شده رسول خدا بود که در ((نبرد موته|جنگ موته)) شهید شد و مادرش ((ام ایمن|ام ایمن ))نام داشت.
اسامه قبل از هجرت در ((مکه)) به دنیا آمد و مورد علاقه پیامبر بود. رسول خدا ی اله لیه و له و سلم اندی ی از رت، او را که هنوز وانی بیست ساله بود به امیری سپاه برزید و برا جنگ با ((روم)) به ((شام «سوریه»|شام)) فرستاد و به دست خود برای او پرچم بست.
+ابو محمد اسامة بن زید بن حارثه کلبی از صحابه ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم)) بود. پدرش، ((زید بن حارثه کلبی|زید بن حارثه))، غلام آزادشده‌ی رسول خدا بود که در ((نبرد موته|جنگ موته)) شهید شد، و مادرش ((ام ایمن|ام ایمن )) نام داشت.
اسامه قبل از هجرت پیامبر در ((مکه)) به دنیا آمد، مورد علاقه پیامبر بود و رسول خدا دکی پیش از رحلت، ا را که هنو جوانی بیست ساله بود به امیری سپاه برگزید و رای جنگ با ((روم)) به ((شام «سوریه»|شام)) فرستاد، و با دست خود برای او پرچم بست.
!دوست فرزند دوست
اسامه فزند زید بن ا
لحارثه بود اسامه نیز مثل پدرش مورد علاقه و توجه مخصوص پیامبر بود روزى آن ضرت، از جن بدر باز مى شت در یکى از کچه هاى مدینه ید اسامه با گروهى از کودکان سرگ بازى است، او را در آغوش کشید و با بوسه هاى گرم مورد نوازش قار داده فرمود آفرین بر دوستم! این ابراز علاقه فوق العاده پیامبر نسبت به اسامه زبانزد مسلمانان گردید و شاید چندین بار موارد مختلف آن تکرار شد به طورى که او در محیط مدینه به عنوان "دوست، و زاده دوست پیامبر معروف گردید" از آن جا اسلام مورد علاقه خاص پیامبر بود گاهى درباره بعضى از افراد، در محضر پیامبر شفاعت مى کرد و حضرت شفاعت او را مى پذیرفت.
!ماجرا
ی سپاه اسامه
پیام
بر اسلام (صلى الله علیه و آله) ر واپسین روزهاى عمر خود در این شرایط حساس که پایتخت اسلام آبستن حوادث بود، دست به اقدام مهمى زد که در خور همه گونه تأمل و بررسى است او سپاه اسلام را براى جنگ با نیروهاى امپراتورى دوم که مستلزم طى مسافت دور و درازى بود، مأمور ساخت، و پرچم جهاد را با دست مقدس خود برافراشت و به دست "اسامه" که آن روز جوانى نورس بود، سپرد و او را به فرماندهى آن سپاه منصوب نمود و سران مهاجر و انصار را که ابوبکر عمر و ابو عبیده جراح از جمله آنان بودند، تحت فرماندهى اسامه به سوى شام گیسل داشت و دستور داد به ناحیه ابنى در سرزمین بلقاء شام رهسپار شوند و فرمود به محلى که پدرت در آنجا کشته شده حرکت کن، دشمنان را با قواى خود نابود ساز، من تو را به فرماندهى این سپاه منصوب نمودم، صبح زود به سوى نیروهاى مستقر در ابنى یورش ببر، آنان را نابود کن، سپاه را به سرعت پیش ران تا اخبار دشمن را زودتر به دست آورى اگر خداوند تو را پیروز ساخت در آن سرزمین کمتر توقف کن همراه خود، راهنمائى ببر، جاسوسان و پیشقراولان را جلوتر بفرست تا اوضاع دشمن را زارش دهد. امّا همواره لشکریان از فرمان اسامه و پیامبر سرباز مى زدند تا این که حرکت سپاه صورت نگرفت و پیامبر رحلت فرمودند بعد از این هم که سپاه و سران به جوانى اسامه اعتراض داشتند باز وى پیروى نکردند
-اسامه در یک فرسخی مدینه لشگرگاه ساخت اما مردم به واسه باا رن یری پیامبر لی الله یه و و سلم انی اسامه . . . از یوتن به لشگر ا وداری ریدند چون ای خب به گ یام لی الل علیه له و سلم ی در حا بیمای به د ر ا مدم وات که گر اام را به ا یدازند. +اسامه در یک فرسخی ِ مدینه لشگرگاه ساخت، اما مردم به دلیل تشدید بیماری پیامبر و جوانی اسمه و ... از پیوستن به لشگر ا خودداری رد. چون ی بر به گوش پیامبر سد با حال یاری به مسجد رفت و ز رد خواست که لشگر اسامه را را یدازند.
با ا
ین همه اسامه ب مدینه بازگشت. ((ابوبکر)) که خود از کسای بو که از رفتن به لشگر اساه ر باز زده بود پس از رسیدن ب خلافت، سپاه اسامه ر تجهیز کرد. اسامه با این ل به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایی به مینه بازگشت.
اسام
ه گر چ ر آغاز خافت ((حضرت امیرالممنین لی لیه السلا|امام علی علیه اسلام)) ا امام بیعت کرد، ولی اندکی بعد به جمع سه نفری ((سعد بن ابی وقاص))، ((محمد بن مسلمه)) و ((دالله بن عمر)) پیوت و ه بهانه وشه گیری، حاضر شدند به طرفداری از امام قیم کند.
می‌گویند که و
ی بعدها از کهی و تقصیری که در حق امیرمنان عی علیه اللام انجام اده بود، پشیمان د و ا شرکت نکردن در کنار امام جهاد عذرخهی ر. از این رو در حدیثی ا ((حضرت اما محمد باقر علیه السلام|امام محمد باقر علیه لسلا)) وصی شده است که در حق او جز خیر نگویید.
-با اینهمه اسامه به مدینه بازگشت! و راز رکود این سپاه همچنان ناگفته ماند! ((ابوبکر)) که خود از متخلفان ((اصطلاحات دسته های نظامی|جیش)) اسامه بود، پس از رسیدن به خلافت، سپاه اسامه را تجهیز کرد و اسامه با این لشگر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.  
-اا گرچه در ا لا ((حضرت امیراممین ی ی الام|اما علی علیه السلام)) ن حضر یت کد ولی اندی عد ه جمع سه ی « ((سد بن ابی ا))، ((مد ب مسمه))، ((عبدال ن مر)) » یوست که ه هانه اتا و گوه گیری، حاضر شد به داری از ر یا کنند. +!در صف یاا عی />گرچه او از اول در ف یران میر ممنان (علیه الام) نبود امّا بعدها به سوى آن حضرت بازگشت و به همین جهت از طرف خادان پیامر مرد ستایش قرار گرفت. پیشواى پنجم ضرت بار فرمودند: اسامه را جز به نیکى ید کنید حال که چرا اسامه در جنگها على (علیه السلام) ک نمى کر لیلى وضح داشت در یکى جنه او مسلمانى به نام مرداس را کشت و بسیار اندوهین د و از آن موقع عهد کد که در جنگى شرکت نکند گرچه در مورد مرگ مرداس معذور بود. روزى اسامه ب عى (لیه السلام) پیغام داد که "سهم ما از اموال مجاهدان بفرست" او اضافه کرد "من پیوسته طرفدار تو بودم و اگر در کام شیر درد اى ودى، من نی خد را ب تو مى رسادم امیر مؤمنان (علیه السلام) ر پاسخ او نوشت: ان اموال متعلق به مجاهدا است ول من ر مدینه ملى دارم، هر قدر خاستى از آن بگیر، این قضیه از دو جهت قابل توجه است. اولاً: نشان مى دهد که سامه ز نظر امیر مؤمنان (علیه اسلام) تا ه حد اتا و ارزش داشته ه حضرت ر خوست او را رد نکرده ثانیاً: روشنگر دقت امیر مؤمنان (علیه لسلام) در اجراى عدالت است. على (عله السلام) حاضر بد از اموال شص خود به وى د ولى هرگز حاضر نبود دینارى از وال مهدان ر ک اختصاص ب آنان داشت به دیگرى بدهد!
-ین که ی بدا ار ر یری که در ق ام ممنا عیه اسا انا داه بود، نام گر ا رکت ن خی در هاد ن رت رخای رد ا این ر در دیثی ا (( اما مح ار لیه لام|اام مم بار لیه لا)) ویه د ات که در ق او یر یید. +انچه قلاً اشاره شد اساه همب خاصى اان یبر ى له لیه و آله) داشت و در موقع حساس ز مایت شتیبا خادان سات برخوردا بود. معودى مى نوسد میان اامه و عمرو، پر عثان بن عفان ر ر مالکیت ه مینى اختف رخ اد، ین تلاف ن عایه مطرح ردید تا و در اینبار حکم کند. در ین هنگام ده ى نى هاشم و گروهى از بى امیه حض اشتد در غاز جلسه، انى میا اسامى و عمو، پسر عثمن بن عفا بر ر مالکیت قطعه ینى ختلا اد، ای اتلاف نزد معاویه مرح ردید ا او ینباره حک د.
-امه در ایام افت ((ایه)) مد در ام ا ی ما در اار عمر می بگت و ر سا 54 (ب وی 58 یا 59 ری می) مدیه درگ. />(عین لیعه / 3 /. امو الر را عم را الدیث / 3. اطیت / 4. اد ااه 1. لاابه / 1) + این هنگام عده ى از بنى هاشم و روهى از بنى امید ضر داشتند در آغاز جه، سخناى میان اسامه و پسر عثمان رد و بدل شد، در ین هنگام ما ن حم ه نون مادگى برا شهات به نفع پسر عثمان کنار نشست ام حس بست و کنر اساه نشست سعید ب عاص کار مروا و حسین بن على (علیه السلام) کر اام سن (علیه للام) سپس عبداله بن عامر در نار سعی الله بن عفر کنار حسین ن لى (لیه اسلام) و بد الرمن حکم در کنار عبداله بن عامر و اب عباس در کنار عبدالله ن جعفر نشستند معاویه که وضع را چی ید گفت: عجله نکنید من خود شاه بودم که پیار خدا (لى الله علیه و له) این فیق را به اسامه بخشید.
-مراعه شود به />((انتاب اسامه ن زی برای فرماندهی شر اسلام و رکت به وی رومیان)) +!وفات
اسا
مه سخت بیمار بود امم حسین (علیه السلام) براى عیادت او تشریف برد، اسامه اظهار اندوه و تأثر کرد امام از سبب اندوه او پرسید اسامه پاسخ داد: شصت هزار درهم مقروض هستم و سبب اندوه من همین است ضرت پرداخت آن را تقبل نمود اسامه گف: مى ترسم مدیون از دنی بروم امم حسین فرمود: از دنی نمى روى مر پس از پرداخت آن همینطور م ش زیرا امام در زمان حیات او قرض وى را پرداخت. او پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و له) مدتى در (وادى القرى) سکونت داشت، سپس در مدینه اقامت گذیده بود و در همان یام بود که در (جرف) چراغ عمرش به خاموشى گرائید پس از درگذشت او، جسدش را به مدینه انتقال دادند و امام حسین (علیه السلام) بر جنازه او کفن پوشاند و نماز گذازد.
او در ایام خلافت ((معاویه
)) مدتی در شام اقامت گزید. اما در اواخر عمر به مدینه بازگشت و در سال 54 (یا به روایتی 58 یا 59 ) هجری قمری در مدینه درگذشت.
-منابع:
اعیان الشیعه،‌ قاموس الرجال، ‌الطبقات الکبر اسد الغابه، ‌الاصابه،‌ معجم الرجال الحدیث
+
همچنین ببینید:
*((پیامبر اکرم و انتصاب اسامه بن زید به فرماندهی لشگر اسلام))

!
منابع
*اعیان الشیعه
*
قاموس الرجال
*
‌الطبقات الکبری
*
اسد الغابه
*
‌الاصابه />*معجم الرجال الحدیث








تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [11:39 ]   7   یاسر ناظم نیا      جاری 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [07:30 ]   6   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 سه شنبه 07 تیر 1384 [11:52 ]   5   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 26 دی 1383 [09:46 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [10:56 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 13 آبان 1383 [10:35 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 06 آبان 1383 [05:33 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..