منو
 صفحه های تصادفی
خاستگاه گوهرها
فتح تبریز به دست اوزون حسن
روش پژوهش
3-خیام
روش تعیین نقش شهرهای ایران
جاگوار
مبانی و مبادی اتحاد بین مذاهب و ادیان
رشته کاردانی مراقبت پرواز
استجابت نفرین امام حسن مجتبی علیه السلام درباره زیاد بن ابیه
دانشکده مهندسی برق دانشگاه امیر کبیر
 کاربر Online
385 کاربر online
تاریخچه ی: اسامة بن زید

تفاوت با نگارش: 3

Lines: 1-21Lines: 1-44
-ابو محمد اسامة بن زید بن حارثه کلبی (54 ق) از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود. پدرش ((زید بن حارثه کلبی|زید بن حارثه))، غلام آزاد شده رسول خدا بود که در ((نبرد موته|جنگ موته)) شهید شد و مادرش ((ام ایمن|ام ایمن ))نام داشت.
اسامه قبل از هجرت در ((مکه)) به دنیا آمد و مورد علاقه پیامبر بود. رسول خدا ی اله لیه و له وسلم اندی ی از رت، او را که هنوز وانی بیست ساله بود به امیری سپاه برزید و برا جنگ با ((روم)) به ((شام «سوریه»|شام)) فرستاد و به دست خود برای او پرچم بست.
+ابو محمد اسامة بن زید بن حارثه کلبی از صحابه ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم)) بود. پدرش، ((زید بن حارثه کلبی|زید بن حارثه))، غلام آزادشده‌ی رسول خدا بود که در ((نبرد موته|جنگ موته)) شهید شد، و مادرش ((ام ایمن|ام ایمن )) نام داشت.
اسامه قبل از هجرت پیامبر در ((مکه)) به دنیا آمد، مورد علاقه پیامبر بود و رسول خدا دکی پیش از رحلت، ا را که هنو جوانی بیست ساله بود به امیری سپاه برگزید و رای جنگ با ((روم)) به ((شام «سوریه»|شام)) فرستاد، و با دست خود برای او پرچم بست.
!دوست فرزند دوست
اسامه فزند زید بن ا
لحارثه بود اسامه نیز مثل پدرش مورد علاقه و توجه مخصوص پیامبر بود روزى آن ضرت، از جن بدر باز مى شت در یکى از کچه هاى مدینه ید اسامه با گروهى از کودکان سرگ بازى است، او را در آغوش کشید و با بوسه هاى گرم مورد نوازش قار داده فرمود آفرین بر دوستم! این ابراز علاقه فوق العاده پیامبر نسبت به اسامه زبانزد مسلمانان گردید و شاید چندین بار موارد مختلف آن تکرار شد به طورى که او در محیط مدینه به عنوان "دوست، و زاده دوست پیامبر معروف گردید" از آن جا اسلام مورد علاقه خاص پیامبر بود گاهى درباره بعضى از افراد، در محضر پیامبر شفاعت مى کرد و حضرت شفاعت او را مى پذیرفت.
!ماجرا
ی سپاه اسامه
پیام
بر اسلام (صلى الله علیه و آله) ر واپسین روزهاى عمر خود در این شرایط حساس که پایتخت اسلام آبستن حوادث بود، دست به اقدام مهمى زد که در خور همه گونه تأمل و بررسى است او سپاه اسلام را براى جنگ با نیروهاى امپراتورى دوم که مستلزم طى مسافت دور و درازى بود، مأمور ساخت، و پرچم جهاد را با دست مقدس خود برافراشت و به دست "اسامه" که آن روز جوانى نورس بود، سپرد و او را به فرماندهى آن سپاه منصوب نمود و سران مهاجر و انصار را که ابوبکر عمر و ابو عبیده جراح از جمله آنان بودند، تحت فرماندهى اسامه به سوى شام گیسل داشت و دستور داد به ناحیه ابنى در سرزمین بلقاء شام رهسپار شوند و فرمود به محلى که پدرت در آنجا کشته شده حرکت کن، دشمنان را با قواى خود نابود ساز، من تو را به فرماندهى این سپاه منصوب نمودم، صبح زود به سوى نیروهاى مستقر در ابنى یورش ببر، آنان را نابود کن، سپاه را به سرعت پیش ران تا اخبار دشمن را زودتر به دست آورى اگر خداوند تو را پیروز ساخت در آن سرزمین کمتر توقف کن همراه خود، راهنمائى ببر، جاسوسان و پیشقراولان را جلوتر بفرست تا اوضاع دشمن را زارش دهد. امّا همواره لشکریان از فرمان اسامه و پیامبر سرباز مى زدند تا این که حرکت سپاه صورت نگرفت و پیامبر رحلت فرمودند بعد از این هم که سپاه و سران به جوانى اسامه اعتراض داشتند باز وى پیروى نکردند
-اسامه در یک فرسخی مدینه لشگرگاه ساخت اما مردم به واسه باا رن یری پیامبر لی الله یه و و سلم انی اسامه . . . از یوتن به لشگر ا وداری ریدند چون ای خب به گ یام لی الل علیه و له سلم رید در بیا ب مسد رت و ا ردم وات که لشگر اامه را راه بیدازند. +اسامه در یک فرسخی ِ مدینه لشگرگاه ساخت، اما مردم به دلیل تشدید بیماری پیامبر و جوانی اسمه و ... از پیوستن به لشگر ا خودداری رد. چون ی بر به گوش پیامبر سد با حال یاری به مسجد رفت و ز رد خواست که لشگر اسامه را را یدازند.
با ا
ین همه اسامه ب مدینه بازگشت. ((ابوبکر)) که خود از کسای بو که از رفتن به لشگر اساه ر باز زده بود پس از رسیدن ب خلافت، سپاه اسامه ر تجهیز کرد. اسامه با این ل به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایی به مینه بازگشت.
اسام
ه گر چ ر آغاز خافت ((حضرت امیرالممنین لی لیه السلا|امام علی لیه اسلام)) با امام بیعت کر، ولی اندکی بعد به جمع سه نفری ((د ب ابی قا)) ((محمد ب مسلمه)) و ((بدالله بن عمر)) یوست و به بهانه گوه گیری، حاضر شدند به طرفداری از امام قیم کند.
می‌گ
ویند که وی بعدها ز کوتاهی و تقصیری که در حق امیرمؤمنان علی علیه السلام انجام داده بود، پشیمان شد و از شرت نکردن ر کنا امام جهاد عذرخواهی کد. از ای رو در حدیثی از ((حضرت امام محمد باقر علیه السلام|امام محمد باقر علی السلام)) توصیه شده است که در حق او جز خیر نگویید.
-با اینهمه اسامه به مدینه باز گشت! و راز رکود این سپاه همچنان ناگفته ماند! ((ابوبکر)) که خود از متخلفان ((اصطلاحات دسته های نظامی|جیش)) اسامه بود، پس از رسیدن به خلافت، سپاه اسامه را تجهیز کرد و اسامه با این لشگر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.  
-اا گرچه ر آغاز لفت اما ی علیه السلام با آن حضرت بیت کرد، وی اندکی د ه مع ه نری « ((د بن ابی وا)) ((مد ن مسمه)) (داله ب ر)) » پیوست که ب بهانه اعتال و گوشه یری حاضر ندند رداری از حضرت یام کنند. +!در صف یاا عی />گرچه و از ول ر صف یارا یر مؤمنان (علیه السلام) نبود امّا بعدها به سوى آن حضرت بازگشت و به همین هت از طرف خاندن پامبر مورد ستایش رار گرفت. پیشواى پنجم حضرت باقر فرمودند: اسامه را جز به نیکى ی نکنید و ال آنکه چا اسامه در جنگهاى على (لیه السلام) شرکت نى کرد دلیلى واضح شت در یکى از جنگها او مسلمانى به نام مرداس را کشت و بسیار اندوگین شد و ا ن موق عد کد که در جنگى شرکت نکند گرچه در مورد مرگ مرداس عذور بود. روزى اسامه ه علىلیه لسلام) پیغام داد ک "سهم مرا از اموال مجاهدان برست" اضافه کرد "من پیوسته طرفدار تو بودم و اگر در کام شیر درنده اى بدى، من نیز خود را به تو مى رساندم امیر مؤمنان (علیه السلام) در پاسخ او نوشت: این اموال متعلق به مجاهدان است ولى من ر مدینه مالى دارم، هر قدر خواستى از آن بیر، این قضیه از و جهت قابل توجه است. اولاً: نشان مى دهد ه اسامه از نظر امیر مؤمنان (علیه لسلام) تا چه حد احترام و ارزش داشته که حضرت در خواست او را رد نکده ثانیً: روشنر ت میر ؤمنان (علیه السلام) در اجراى عدالت است. على (علیه السلام) حاضر بود از وال شخصى خود به وى بدهد ولى هرگز حاضر بود دینارى از اموال مجاهدان را که اختصاص به آنان داشت به دیگرى بدهد!
-ین که ی بدا ار ر یری که در ق ام ممنا عیه اسا انا داه بود، نام گر ا رکت نتن خویش در هاد ن حر عر اهی رد از ای و د دیی از امام مم بار لیه لا ویه د ات که در ق او یر یید. +انچه قلاً اشاره شد اساه همب خاصى اان یبر ى له لیه و آله) داشت و در موقع حساس ز مایت شتیبا خادان سات برخوردا بود. معودى مى نوسد میان اامه و عمرو، پر عثان بن عفان ر ر مالکیت قطعه زمینى تلاف رخ داد، این اختلاف نزد معاویه مرح ردید ا او در ینباره حکم کن. در ین هنگام عه از بنى هاشم و روهى از بنى امی ضور دتند ر آغاز جلسه، سخنانى میان اسامى و عمو، پسر عثمن بن عفا بر ر مالکیت قطعه ینى ختلا اد، ای اتلاف نزد معاویه مرح ردید ا او ینباره حک د.
-امه در ایا لا ((معاویه ))می در شام اامت ید اما اار م ه مدیه باگ ر سل 54 (ه ولی 58 ا 59 هجری ری) د ینه درش. + این هنگام عده ى از بنى هاشم و روهى از بنى امید حضور داشتد ر آغاز جلسه، سخناى مین اسامه و پسر عثمان رد و بدل شد، در این هنگام مون بن حکم به عنوان آمادگى براى شهادت به نفع پسر عثمان کنار ا نشست امام حسن برخاست و نر اسامه نشست سعید ن عاص کنار مروان و ین بن على (علیه اسلام) کنر مم سن (علیه السلام) سپس عبداله بن عام در نار سعی دالله ب عفر کنار حسین ن على (لیه اسلام) و عبد الرحمن بن حکم در کنار عبدالله بن عغامر و ابن عباس در کنار عبدالله بن جعفر نشستند معاویه ک ضع را چنین دی گ: عجله نکنید من خود شاهد بودم که پیامبر خ (صلى الله علیه و آله) این رفیق را به اسامه بخشی.
-(ایان الشیه / 3 /. اموس ارا را مم را احدی / 3. اطیات / 4. اسد الغابه 1. الاابه / 1) +!وفا
اسامه سخت ب
یمار بود امام حسین (علیه السلام) براى عیادت او تشریف رد، اسامه اظهار اندوه و تأثر کرد اام از سبب اندوه او پرسید اساه پاسخ داد: شصت هزار رهم مقروض هستم و سبب ادوه من همین است حضرت پرداخت آن را تقبل نمو سامه گفت: مى ترم مدیون از دیا بروم ام حسین فرمود: از دنی نمى روى مگر پس از رداخت آن همینطور هم شد زیرا اام در زمان حیات او قرض وى را پرداخت. او پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) مدتى در (وادى القرى) سکونت داشت، سپس در مدینه اقامت گذیده بود و در همان ایام بود که در (جرف) چراغ عمرش به خاموشى گرائید پس از درگذشت او، جسدش را به مدینه انتقال داند و امام حسین (علیه السلام) بر جنازه او کفن پوشاند و نماز گذازد. />او در ایام خلافت ((معاویه)) مدتی در شام اقامت گزید. اما در اواخر عمر به مدینه بازگشت و در سال 54 (یا به روایتی 58 یا 59 ) هجری قمری در مدینه درگذشت.
-مراجعه شود به 
-((انتصاب اسامه بن زید برای فرماندهی لشگر اسلام و حرکت به سوی رومیان)) 
-منابع:
اعیان الشیعه،‌ قاموس الرجال، ‌الطبقات الکبر اسد الغابه، ‌الاصابه،‌ معجم الرجال الحدیث
+همچنین ببینید:
*((پیامبر اکرم و انتصاب اسامه بن زید به فرماندهی لشگر اسلام))

!
منابع
*اعیان الشیعه
*
قاموس الرجال
*
‌الطبقات الکبری
*
اسد الغابه
*
‌الاصابه />*معجم الرجال الحدیث








تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [11:39 ]   7   یاسر ناظم نیا      جاری 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [07:30 ]   6   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 سه شنبه 07 تیر 1384 [11:52 ]   5   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 26 دی 1383 [09:46 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [10:56 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 13 آبان 1383 [10:35 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 06 آبان 1383 [05:33 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..