منو
 کاربر Online
524 کاربر online
Lines: 1-21Lines: 1-21
 ((حضرت امام رضا علیه السلام|حضرت امام رضا)) از پدرانشان از ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمومنین علیه السلام)) روایت می‏کند که ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) فرمود:« من چهار دسته را در روز ((مواقف قیامت|قیامت)) ((شفاعت)) می‏کنم: کسانی که به فرزندانم احترام می‌گذارند؛ کسانی که احتیاجات فرزندان مرا برمی‏آورند؛ کسانی که در موارد اضطرار، به کمک فرزندانم می‌شتابند؛ و دوستداران فرزندانم به قلب و زبان.»  ((حضرت امام رضا علیه السلام|حضرت امام رضا)) از پدرانشان از ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمومنین علیه السلام)) روایت می‏کند که ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) فرمود:« من چهار دسته را در روز ((مواقف قیامت|قیامت)) ((شفاعت)) می‏کنم: کسانی که به فرزندانم احترام می‌گذارند؛ کسانی که احتیاجات فرزندان مرا برمی‏آورند؛ کسانی که در موارد اضطرار، به کمک فرزندانم می‌شتابند؛ و دوستداران فرزندانم به قلب و زبان.»
-و در روایتی دیگر فرمود:«ر کس به یکی از فرزندان من خدمتی کرد و او اجرش را نداد، من خود، پاداش و اجرش را می‏دهم.» +و در روایتی دیگر فرمود:« هر کس به یکی از فرزندان من خدمتی کرد و او اجرش را نداد، من خود، پاداش و اجرش را می‏دهم.»
 عبدالله بن مبارک یک سال در میان به ((حج)) می‏رفت و پنجاه سال بر این عمل مداومت کرد. یک سال پانصد دینار برداشت و به بازار شترفروشان کوفه رفت تا چند شتر برای سفر حج بخرد.  عبدالله بن مبارک یک سال در میان به ((حج)) می‏رفت و پنجاه سال بر این عمل مداومت کرد. یک سال پانصد دینار برداشت و به بازار شترفروشان کوفه رفت تا چند شتر برای سفر حج بخرد.
 چشمش به زنی افتاد که در کنار زباله دانی مرغابی مرده‏ای را گرفته بود و پرهایش را می‏کند. چشمش به زنی افتاد که در کنار زباله دانی مرغابی مرده‏ای را گرفته بود و پرهایش را می‏کند.
 عبدالله می‏گوید:« من جلو رفتم و گفتم چرا این‏کار را می‏کنی. خوردن گوشت مردار حرام است.»  عبدالله می‏گوید:« من جلو رفتم و گفتم چرا این‏کار را می‏کنی. خوردن گوشت مردار حرام است.»
 زن گفت:« از چیزی که به تو مربوط نیست، سئوال نکن.»  زن گفت:« از چیزی که به تو مربوط نیست، سئوال نکن.»
 حس کنجکاوی‌ام برانگیخته شد. لذا بیشتر اصرار کردم. حس کنجکاوی‌ام برانگیخته شد. لذا بیشتر اصرار کردم.
-زن گفت:« مرا مجبور کردی که سرم را فاش کنم. من از اولاد ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه علیهاسلام)) هستم و چهار دختر یتیم دارم. چندی است پدرشان فوت کرده و امروز روز چهارم است که ما گرسنه‏ایم و هیچ چیزی نخورده‏ایم. لذا مردار بر ما حلال است. (چون در حال ناچاری، خوردن مردار حلال می‏شود.) من این مرغابی مرده را برداشته‏ام تا برای دخترانم ببرم.» +زن گفت:« مرا مجبور کردی که رازم را فاش کنم. من از اولاد ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه علیهاسلام)) هستم و چهار دختر یتیم دارم. چندی است پدرشان فوت کرده و امروز روز چهارم است که ما گرسنه‏ایم و هیچ چیزی نخورده‏ایم. لذا مردار بر ما حلال است. (چون در حال ناچاری، خوردن مردار حلال می‏شود.) من این مرغابی مرده را برداشته‏ام تا برای دخترانم ببرم.»
 من با خودم گفتم ای وای بر من! فورا تمام دینارهایم را به زن دادم و به خانه برگشتم. و چون شتری نداشتم، آن سال به حج نرفتم.  من با خودم گفتم ای وای بر من! فورا تمام دینارهایم را به زن دادم و به خانه برگشتم. و چون شتری نداشتم، آن سال به حج نرفتم.
 مدتی گذشت. کسانی که به حج رفته بودند، برگشتند. من برای دیدن آنها می‏رفتم، ولی به هر کس می‏گفتم تقبل الله، حج شما قبول باشد، او هم در جواب می‏گفت حج شما هم قبول باشد. ما فلان جا شما را دیدیم؛ دیگری می‏گفت ما در فلان موقف حج با شما بودیم.  مدتی گذشت. کسانی که به حج رفته بودند، برگشتند. من برای دیدن آنها می‏رفتم، ولی به هر کس می‏گفتم تقبل الله، حج شما قبول باشد، او هم در جواب می‏گفت حج شما هم قبول باشد. ما فلان جا شما را دیدیم؛ دیگری می‏گفت ما در فلان موقف حج با شما بودیم.
 از سخنان مردم تعجب کردم.  از سخنان مردم تعجب کردم.
-شب شد و همین طور فکر می‏کردم. خوابم برد. در عالم رویا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که به من فرمود: «ای عبدالله تعجب نکن. تو به فریاد یکی از فرزندان اندوهگین و نیازمند من رسیدی. من هم از خدای تعالی خواستم فرشته‏ای را به شکل تو خلق کند و از جانب تو هر سال تا روز قیامت حج کند. حالا دیگر می‏خواهی به حج برو، می خواهی نرو.» +شب شد و همین طور فکر می‏کردم. خوابم برد. در عالم رویا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که به من فرمود: «ای عبدالله تعجب نکن. تو به فریاد یکی از فرزندان اندوهگین و نیازمند من رسیدی. من هم از خدای تعالی خواستم فرشته‏ای را به شکل تو خلق کند و از جانب تو هر سال تا روز قیامت حج کند. حالا دیگر هر چه می خواهی بکن؛ می‏خواهی به حج برو، می خواهی نرو.»
 توضیح: از روایات استفاده می‌شود که وظیفه مسلمان‏ها این است که به فرزندان فاطمه علیهاسلام (سادات) احترام بگذارند و آنان را از صمیم دل دوست بدارند، و وظیفه خود آنها هم این است که همچون اجدادشان تقوی و اطاعت پروردگار را پیشه خود سازند.  توضیح: از روایات استفاده می‌شود که وظیفه مسلمان‏ها این است که به فرزندان فاطمه علیهاسلام (سادات) احترام بگذارند و آنان را از صمیم دل دوست بدارند، و وظیفه خود آنها هم این است که همچون اجدادشان تقوی و اطاعت پروردگار را پیشه خود سازند.
 !منابع:  !منابع:
 *بحارالانوار، ج 96، صفحات 220 و 225 و 234. *بحارالانوار، ج 96، صفحات 220 و 225 و 234.

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 16 شهریور 1384 [12:20 ]   8   شکوفه رنجبری      جاری 
 چهارشنبه 11 خرداد 1384 [08:59 ]   7   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 11 خرداد 1384 [08:58 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 24 فروردین 1384 [17:50 ]   5   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 چهارشنبه 24 فروردین 1384 [17:47 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [13:47 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [13:45 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 03 تیر 1383 [10:26 ]   1   آزاده امیری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..