منو
 کاربر Online
346 کاربر online
Lines: 1-43Lines: 1-48
-حکما و فلاسفه درباره " انسان " گفته‏اند که : +حکما و فلاسفه درباره " انسان " گفته‏اند که :
-^~~green:" انسان حیوان اجتماعی‏ است " یعنی انسان جانداری است که زیست وی موقوف به همزیستی است . ~~^ +^~~green:" انسان حیوان اجتماعی‏ است " یعنی انسان جانداری است که زیست وی موقوف به همزیستی است . ~~^
-" با هم زیستن " کلمه ساده‏ای نیست ، شامل و مستلزم یک جهان معنی است‏ . با هم زیستن نظیر با هم راه رفتن و یا با هم نشستن نیست که یک عمل‏ ساده باشد ، با هم زیستن یعنی بار حیات و زندگی را با هم به دوش کشیدن‏ ، و به همین جهت هزاران قانون و مقررات و معلومات و صنایع و فنون و تقسیم کار و اخلاق مخصوص اجتماعی از قبیل عدالت و انصاف و همدردی و احسان و غیره لازم دارد . +" با هم زیستن " کلمه ساده‏ای نیست ، شامل و مستلزم یک جهان معنی است‏ . با هم زیستن نظیر با هم راه رفتن و یا با هم نشستن نیست که یک عمل‏ ساده باشد ، با هم زیستن یعنی بار حیات و زندگی را با هم به دوش کشیدن‏ ، و به همین جهت هزاران قانون و مقررات و معلومات و صنایع و فنون و تقسیم کار و اخلاق مخصوص اجتماعی از قبیل عدالت و انصاف و همدردی و احسان و غیره لازم دارد .
 یک نفر بنّا مقداری آجر و گل و آهن و آهک و گچ‏ و سیمان را به کار می‏برد و ساختمانی به وجود می‏آورد ، سالها چندین هزار آجر و چندین خروار آهن و گل و گچ با هم یک جا می‏مانند و به یک نوع‏ همکاری می‏کنند ، آیا همکاری یک گروه انسان هم به همین سادگی است ؟  یک نفر بنّا مقداری آجر و گل و آهن و آهک و گچ‏ و سیمان را به کار می‏برد و ساختمانی به وجود می‏آورد ، سالها چندین هزار آجر و چندین خروار آهن و گل و گچ با هم یک جا می‏مانند و به یک نوع‏ همکاری می‏کنند ، آیا همکاری یک گروه انسان هم به همین سادگی است ؟
- +
 بالاتر اینکه برخی حیوانات مانند زنبور عسل و موریانه و مورچه و تا اندازه‏ای بعضی از درندگان و حیوانات کوهی و جنگلی نیز زندگی اجتماعی‏ دارند و بعضی از آنها به طور دقیقی تقسیم کار و وظیفه کرده عملیات اجتماعی حیرت انگیزی انجام می‏دهند و شاید اگر کسی در زندگی پیچیده و وسیع اجتماعی برخی حشرات مطالعه کند گمان کند که آنها به درجاتی در زندگی اجتماعی جلوتر رفته‏اند .  بالاتر اینکه برخی حیوانات مانند زنبور عسل و موریانه و مورچه و تا اندازه‏ای بعضی از درندگان و حیوانات کوهی و جنگلی نیز زندگی اجتماعی‏ دارند و بعضی از آنها به طور دقیقی تقسیم کار و وظیفه کرده عملیات اجتماعی حیرت انگیزی انجام می‏دهند و شاید اگر کسی در زندگی پیچیده و وسیع اجتماعی برخی حشرات مطالعه کند گمان کند که آنها به درجاتی در زندگی اجتماعی جلوتر رفته‏اند .
 اما در عین‏ حال زندگی انسان با زندگی آنها قابل مقایسه نیست ، لااقل از نظر سادگی و پیچیدگی قابل مقایسه نیست ، چرا ؟  اما در عین‏ حال زندگی انسان با زندگی آنها قابل مقایسه نیست ، لااقل از نظر سادگی و پیچیدگی قابل مقایسه نیست ، چرا ؟
 برای اینکه آن جاندارها به حکم غریزه‏ فعالیت می‏کنند ، به حکم غریزه کارها را تقسیم کرده‏اند ، به حکم غریزه‏ انضباط و نظم را رعایت می‏کنند ، به حکم غریزه انجام وظیفه می‏کنند ، طرز فعالیتهای غریزی آنها شبیه است به عملیات طبیعی بدن ما نظر حرکات منظم‏ قلب و ریه و گردش خون و غیره ، یعنی یک نوع جبر و ضرورت و عدم امکان‏ تخلفی حکمفرماست ، اما انسان در فعالیتهای خود اینچنین نیست ، مختار و آزاد است ، باید کارها را میان افراد خود تقسیم کند اما با اختیار و تشخیص و انتخاب ، باید نظم و انضباط داشته باشد آن هم با اختیار و انتخاب .  برای اینکه آن جاندارها به حکم غریزه‏ فعالیت می‏کنند ، به حکم غریزه کارها را تقسیم کرده‏اند ، به حکم غریزه‏ انضباط و نظم را رعایت می‏کنند ، به حکم غریزه انجام وظیفه می‏کنند ، طرز فعالیتهای غریزی آنها شبیه است به عملیات طبیعی بدن ما نظر حرکات منظم‏ قلب و ریه و گردش خون و غیره ، یعنی یک نوع جبر و ضرورت و عدم امکان‏ تخلفی حکمفرماست ، اما انسان در فعالیتهای خود اینچنین نیست ، مختار و آزاد است ، باید کارها را میان افراد خود تقسیم کند اما با اختیار و تشخیص و انتخاب ، باید نظم و انضباط داشته باشد آن هم با اختیار و انتخاب .
 فرق بزرگی که انسان با حیوان دارد همین است که همیشه دو راه‏ در جلو خود می‏بیند و همیشه خود را بر سر دوراهی مشاهده می‏کند و باید یکی‏ از ایندو را انتخاب کند ، اما حیوانات اجتماعی از قبیل موریانه و مورچه‏ و زنبور عسل اینطور نیستند ، فقط یک راه در جلو دارند و بس . فرق بزرگی که انسان با حیوان دارد همین است که همیشه دو راه‏ در جلو خود می‏بیند و همیشه خود را بر سر دوراهی مشاهده می‏کند و باید یکی‏ از ایندو را انتخاب کند ، اما حیوانات اجتماعی از قبیل موریانه و مورچه‏ و زنبور عسل اینطور نیستند ، فقط یک راه در جلو دارند و بس .
  این است‏ که قرآن کریم یک جا درباره انسان می‏فرماید :  این است‏ که قرآن کریم یک جا درباره انسان می‏فرماید :
 +__~~green:" الم نجعل له عینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین~~ __( سوره بلد / 8 )
- " آیا ما برای انسان دو چشم و یک زبان و دو لب قرار ندادیم و او را به دو ارتفاع رهنمایی‏ نکردیم ؟ " (الم نجعل له عینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین- سوره بلد / 8 ) +__ ~~green:" آیا ما برای انسان دو چشم و یک زبان و دو لب قرار ندادیم و او را به دو ارتفاع رهنمایی‏ نکردیم ؟ ~~__
-مقصود از " دو ارتفاع " دو راه حق و باطل است ، مانند دوراهی که به طرف کوه بالا می‏رود و یکی از آندو آدمی‏ را از گردنه عبور می‏دهد و دیگری به پرتگاه منتهی می‏گردد . +مقصود از " دو ارتفاع " دو راه حق و باطل است ، مانند دوراهی که به طرف کوه بالا می‏رود و یکی از آندو آدمی‏ را از گردنه عبور می‏دهد و دیگری به پرتگاه منتهی می‏گردد .
 در جای دیگر می‏فرماید : در جای دیگر می‏فرماید :
- انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا(سوره دهر آیه 2 و 3 ). 
- " ما انسان ا از طای آفریدیم که دارای خلیطها رشته‏ها و استعدادای گناگون ست ، ا ا در معرض امحان و زمایش ر ی‏دهیم‏ ، ا شا ین قرار دیم ، راه را ب او شان دادی اا ا را طوری آفریدیم که مجبور نیست از طبیعت یا غریزای طاعت کن او آزاد و حر و مختار آفریده شده و اید خصا خودش راه خود را انتخاب کند ، ما راه را ه او نشان دادیم و او خود داند که قدردان یا ناسپاس بوده باشد . +__~~green: انا ا الاسا ن ن اما یه ا میا یرا اا دیا اسبیل اا اک و اما کفوا~~__ (وره دهر یه 2 و 3 ).
-این ا ایا ر انسا ا یر اان ، ای ا بنای اون اا و ررت ، و این ا ای بو و رات و کب مانی . +__~~green: " ما انسان را نطفه‏ای آیدیم که داای لیها و رشته‏ها و استعادهای گوناگون است ، ا را ر مرض احان و زماش رار می‏دیم‏ ، او شوا و بینا قرار دادیم ، را را ب او نشا دای اا او را طری آریدیم که مجبور نیت ز طبعت یا غریزه‏ای اطاعت کند ، او اد ر مختار آفریده شد و باید شخصا خوش راه خود ر اتخاب کن ، ما راه را به و نان دادیم و او خود داند که قدردان یا ناسپاس بوده باشد .~~__
- کتب‏ آسمانی و انبیاء عظم یکی از دو هدف مقدسشان این است که عدل و انصاف و مساوات و برابری را در میان بشر بپا دارند . قرآن مجید در سوره مبارکه‏ حدید تصریح می‏کند که هدف رسالت این است که مردم به عدالت زندگی کنند . +^~~brown:این است امتیاز بزرگ انسان از غیر انسان ، و این است مبنای قانون و اخلاق و مقررات ، و این است مبنای نبوت و رسالت و کتب آسمانی .~~^

کتب‏ آسمانی و انبیاء عظام یکی از دو هدف مقدسشان این است که عدل و انصاف و مساوات و برابری را در میان بشر بپا دارند .

__~~brown:
قرآن مجید در سوره مبارکه‏ حدید تصریح می‏کند که هدف رسالت این است که مردم به عدالت زندگی کنند . ~~__
 در حقیقت انبیاء و کتب آسمانی آمده‏اند که جامعه این موجود آزاد را متعادل کنند ، آزادی انسان است که هزاران قوانین و مقررات و تعلیمات و فلسفه‏ها و اخلاق و آداب ضد و نقیض به وجود آورده و صدها هزار رشته بر این بافت اضافه کرده است ، و همین آزادی و خود مختاری این موجود است‏ که احتیاج او را هزار برابر کرده است .  در حقیقت انبیاء و کتب آسمانی آمده‏اند که جامعه این موجود آزاد را متعادل کنند ، آزادی انسان است که هزاران قوانین و مقررات و تعلیمات و فلسفه‏ها و اخلاق و آداب ضد و نقیض به وجود آورده و صدها هزار رشته بر این بافت اضافه کرده است ، و همین آزادی و خود مختاری این موجود است‏ که احتیاج او را هزار برابر کرده است .
 اگر همان طوری که نفس می‏کشد و قلب و نبضش منظم حرکت می‏کند و خونش جریان و دوران دارد و سلولهای اعصاب و خون و نسجها و استخوانش به طور طبیعی و جبری کارهای‏ خود را انجام می‏دهند خود آدمی هم نسبت به وظائف اجتماعی همین طور بود ، یعنی مردم به حکم طبیعت دسته دسته شده بودند و هر دسته‏ای بدون چون و چرا به فرمان غریزه و به طور خودکار وظایف خود را انجام می‏دادند ، دیگر احتیاج به قانون و مقررات و پاداش و کیفر و این همه دستور و فرمان و کتاب و نطق و خطابه و بیان نبود ، همه این احتیاجات را آزادی طبیعی و فطری انسان به وجود آورده است . اگر همان طوری که نفس می‏کشد و قلب و نبضش منظم حرکت می‏کند و خونش جریان و دوران دارد و سلولهای اعصاب و خون و نسجها و استخوانش به طور طبیعی و جبری کارهای‏ خود را انجام می‏دهند خود آدمی هم نسبت به وظائف اجتماعی همین طور بود ، یعنی مردم به حکم طبیعت دسته دسته شده بودند و هر دسته‏ای بدون چون و چرا به فرمان غریزه و به طور خودکار وظایف خود را انجام می‏دادند ، دیگر احتیاج به قانون و مقررات و پاداش و کیفر و این همه دستور و فرمان و کتاب و نطق و خطابه و بیان نبود ، همه این احتیاجات را آزادی طبیعی و فطری انسان به وجود آورده است .
 __~~brown: و باز همین آزادی است که مبنای فضیلت‏ و تقدم انسان بر فرشتگان است ، زیرا فرشتگان طوری آفریده شده‏اند که جز یک راه نمی‏شناسند و جز در یک راه نمی‏توانند گام بردارند و آن ، راه‏ قدس و عبادت و طهارت است ، اما آدمی هم استعداد بالا رفتن و پیوستن به‏ ملا اعلی را دارد و هم استعداد فرو رفتن در طبیعت و استغراق در پستی و دنائت ، و اگر راه کمال و ترقی را گرفت و با مجاهدت و سعی و عمل با هواپرستی مبارزه کرد ارزش بیشتری دارد ، که باید با نیروی تصمیم راه‏ صحیح خود را انتخاب کند . ~~__ __~~brown: و باز همین آزادی است که مبنای فضیلت‏ و تقدم انسان بر فرشتگان است ، زیرا فرشتگان طوری آفریده شده‏اند که جز یک راه نمی‏شناسند و جز در یک راه نمی‏توانند گام بردارند و آن ، راه‏ قدس و عبادت و طهارت است ، اما آدمی هم استعداد بالا رفتن و پیوستن به‏ ملا اعلی را دارد و هم استعداد فرو رفتن در طبیعت و استغراق در پستی و دنائت ، و اگر راه کمال و ترقی را گرفت و با مجاهدت و سعی و عمل با هواپرستی مبارزه کرد ارزش بیشتری دارد ، که باید با نیروی تصمیم راه‏ صحیح خود را انتخاب کند . ~~__
 منبع : حکمتها و اندرزها  منبع : حکمتها و اندرزها
 نویسنده : شهید استاد مرتضی مطهری  نویسنده : شهید استاد مرتضی مطهری
 صفحه : 215 صفحه : 215

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 27 تیر 1384 [09:39 ]   3   یاسر ناظم نیا      جاری 
 دوشنبه 27 تیر 1384 [08:48 ]   2   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 یکشنبه 19 تیر 1384 [15:32 ]   1   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..