منو
 کاربر Online
672 کاربر online
تاریخچه ی: ابوسفیان

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:4
ابوسفیان صخر بن حرب بن امیّه از رؤسای قریش در دوران جاهلیت و پدر معاویه بنیانگذار خلافت اموی بود.(1)
او پیش از اسلام بازرگانی می‌کرد و پس از ظهور اسلام در زمره مخالفان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آمد.
در سال دوم هجرت، کاروان تجاری قریش به ریاست ابوسفیان، تحت تعقیب سپاه اسلام قرار گرفت. ابوسفیان از خطر گریخت ولی بعد از آن نبرد بدر در گرفت.
در این جنگ قریشیان شکست خوردند، حنظله، پسر ابوسفیان، کشته شد و پسر دیگرش، عمرو، نیز اسیر سپاه مسلمین شد.
در سال سوم هجری، ابوسفیان در رأس سپاهی بزرگ، به قصد انتقام از مسلمانان، جنگ احد را به راه انداخت. او پس از آن با یاری یهودیان مدینه، جنگ خندق را بر ضد پیامبر اسلام ترتیب داد؛ امّا با تدبیر پیامبر سپاه ابوسفیان و متحدان او ناکام ماندند.

او پس از صلح حدیبیه، منافقانه در تکاپوی آشتی با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر آمد و رهسپار مدینه شد، ولی با بی اعتنایی رسول خدا مواجه گشت. او سرانجام به هنگام فتح مکه با وساطت عباس بن عبدالمطلب، نزد پیامبر رفت و اسلام آورد. پیامبر نیز خانه او را در مکه پناهگاه اعلام فرمود.
در همان سال در جنگ حنین شرکت کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز غنایمی به او بخشید.
پس از رحلت پیامبر، وی نخست سعی کرد که خود را به حضرت علی علیه السلام نزدیک کند و برای رسیدن به خلافت، به امام پیشنهاد کمک داد ولی چون در اندیشه فتنه انگیزی بود، امام پیشنهاد او را رد کرد و او را طرد فرمود.
او در نبرد یرموک شرکت داشت و در این جنگ، چشمش آسیب دید. پس از رسیدن عثمان به خلافت، ابوسفیان نزد وی رفت و در جمع امویان گفت:
اینک که پس از ابوبکر و عمر، خلافت به دست شما افتاده است، مانند توپ با آن بازی کنید و نگذارید از دستتان بیرون افتد. و سوگند خورد بهشت و دوزخی وجود ندارد.
ابوسفیان در روزگار خلافت عثمان، چنین دعا می‌کرد:
خدایا دوران جاهلیت را بازگردان، حکومت را حکومتی غاصبانه ساز و ارکان زمین را برای بنی امیه قرار ده!
او در آخرین روزهای عمرش کنار آرامگاه حضرت حمزه شتافت، پا بر قبر حمزه کوفت و گفت:
برای چیزی با ما جنگیدی که سرانجام به دست ما افتاد.سرانجام ابوسفیان در سال 30 یا 33 قمری درگذشت.

توضیح (1):با وجود اینکه معاویه را پدر ابوسفیان دانسته‌اند، ولی نسب‌شناسان معروفی مانند اصمعی و کلبی گفته‌اند پدر معاویه باید یکی از این چهار تن باشند:
عمار بن ولید، مسافر بن عمرو، ابوسفیان و عباس.

امام حسن نیز به معاویه فرمود:
من نسب تو را می‌شناسم. و به طور تلویحی اشاره فرمود ابوسفیان پدر معاویه نیست.
عمار، مسافر و عباس از یاران بزم ابوسفیان بودند و هند در مجالس آنان شرکت می کرد. بیشتر مردم مکه، «مسافر» را پدر معاویه می‌دانستند. زمانی که هند باردار شد، مسافر از ترس رسوایی به حیره گریخت و هنگامی که خبر ازدواج ابوسفیان و هند را شنید، در گذشت.


منابع:
الغدیر، ج 10، صص 207و 208.
الطبقات الکبری
الاستیعاب
اسد الغابه
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی

ابوسفیان


نام پدر معاویه را ابوسفیان گفته اند، ولی نسب شناسان معروفی مانند اصمعی و کلبی در توضیح این سخن امام حسن علیه‌السلام که به معاویه گفت: «من بستری را که محل پیدایش تو شد، می شناسم». گفته اند که پدر معاویه یکی از این چهار تن است: عماره بن ولید، مسافرین عمرو، ابوسفیان و عباس، عمار، مسافر و عباس از باران بزم ابوسفیان بودند و هند در مجلس آنان شرکت می کرد. بیش تر مردم مکه، مسافر را پدر معاویه می دانستند. زمانی که هند باردار شد. مسافر از ترس رسوایی به سرزمین حیره گریخت و هنگامی که خبر ازدواج ابوسفیان و هند را شنید. در گذشت.

معاویه در خانه ابوسفیان بزرگ شد. ابوسفیان از مخالفان سرسخت اسلام بود و در مکهمسلمانان را می آزرد. او پس از جنگ بدر و نابودی سران مکه، ریاست مشرکان را به دوش گرفت و جنگ های احد و خندق را بر ضد پیامبر سامان داد. وی پس از فتح مکه به ناچار اسلام آورد. ولی هم چنان منافق باقی ماند و هیچ گاه اسلام به قلبش راه نیافت.

در دوران خلافت عثمان، ابوسفیان سوگند خورد بهشت و دوزخی وجود ندارد و به فرزندان امیه چنین اندرز داد: اینک که پس از ابوبکر و عمر، خلافت به دست شما افتاده است، مانند توپ با آن بازی کنید. او و واپسین روزهای عمر کنار آرامگاه حضرت حمزه شتافته، پای بر گور آن حضرت کوفت و گفت: برای چیزی با ما جنگیدی که سرانجام به دست ما افتاد ابوسفیان در روزگار خلافت عثمان خدای را چنین می خواند: حدایا کار را به اوضاع جاهلیت بازگردان و حکومت را حکومتی غاصبانه سازو ارکان زمین را برای بنی امیه قرار ده!

ابوسفیان، صخر بن حرب بن امیّه، از رؤسای قریش در دوران جاهلیت و پدر معاویه بنیانگذار خلافت اموی بود، او پیش از اسلام پیشینه بازرگانی داشته است و پس از ظهور اسلام در زمره مخالفان رسول اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در آمد.

در سال دوم هجرت، کاروان تجاری قریش به ریاست ابوسفیان، تحت تعقیب سپاه اسلام قرار گرفت و ابوسفیان از خطر گریخت ولی بعد از آن نبرد بدر در گرفت: در این جنگ قریشیان شکست خوردند و حنظله پسر ابوسفیان نیز کشته شد و پسر دیگرش عمرو، اسیر شد.
در سال سوم هجری، ابوسفیان در رأس سپاهی بزرگ، به قصد انتقام از مسلمانان جنگ احد را به راه انداخت. او پس از آن با یاری یهودیان مدینه، پیکار خندق را بر ضد اسلام صلی الله علیه و آله وسلم ترتیب داد؛ امّا با تدبیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سپاه ابوسفیان و متحدان او، ناکام ماندند.

او پس از صلح حدیبیه، منافقانه در تکاپوی آشتی با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر آمد و رهسپار مدینه شد، ولی با بی اعتنایی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مواجه گشت. او سرانجام به هنگام فتح مکه با وساطت عباس بن عبدالمطلب، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و اسلام آورد! و حضرت خانه او را در مکه پناهگاه اعلام فرمود.

در همان سال او در جنگ حنینشرکت کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز غنایمی به او بخشید. پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، وی نخست سعی کرد که خود را به حضرت علی علیه السلام نزدیک کند و برای رسیدن به خلافت، به حضرت پیشنهاد کمک و یاری داد و احتمالاً در اندیشه فتنه انگیزی بود؛ ولی حضرت پیشنهاد او را به شدت رد کرده و او را طرد کرد.

می گویند او در نبرد یرموک شرکت داشت و از ناحیه چشم نیز آسیب دید. پس از رسیدن عثمان به خلافت، ابوسفیان نزد وی و در جمع امویان گفت: اکنون خلافت به دست شما افتاده، آن را میان خود بگردانید و نگذارید از دستتان بیرون افتد.

از آن پس ابوسفیان خود را به خاندان امیه و عثمان نزدیک کرد تا اینکه سرانجام در سال 30 یا 33 قمری درگذشت.

منابع:
الطبقات الکبری، الاستیعاب، اسد الغابه، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:28 ]   11   محمد ورهرام      جاری 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:24 ]   10   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:22 ]   9   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 یکشنبه 05 تیر 1384 [12:11 ]   8   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 23 اسفند 1383 [11:09 ]   7   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 یکشنبه 23 اسفند 1383 [11:05 ]   6   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 یکشنبه 23 اسفند 1383 [10:50 ]   5   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 یکشنبه 23 اسفند 1383 [10:15 ]   4   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 شنبه 22 اسفند 1383 [07:07 ]   3   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [12:11 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 06 آبان 1383 [06:01 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..