منو
 صفحه های تصادفی
اسفناج «داروئی»
زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام
ماریه قبطیه
غیبت امام زمان - هشدار پیامبر اکرم
مدار ولتمتر دیجیتال DC
معجزه امام باقر علیه السلام در راه حج
مشاغل دانشگاهی رشته انسانی
برونشیت مزمن
آل برمک
کارشناس امور حمل و نقل
 کاربر Online
469 کاربر online
تاریخچه ی: ابوالفضل بیهقی

V{maketoc}

!زندگینامه
بیهقی به سال 385 ه. ق در ده حارث آباد بیهق(سبزوار قدیم) کودکی به جهان آمد که نامش را ابوالفضل محمد نهادند. پدر که حسین نامیده می‏شد، کودک را در سالهای نخستین زندگی در قصبه بیهق و سپس، در شهر نیشابور به دانش‏اندوزی گماشت. ابوالفضل که از دریافت و هوشمندی ویژه‏ای برخوردار بود و به کار نویسندگی عشق می‏ورزید، در جوانی از نیشابور به غزنین رفته (حدود 412 هـ.ق)، جذب کار دیوانی گردید و با شایستگی و استعدادی که داشت به زودی به دستیاری خواجه ابونصر مشکان گزیده شد که صاحب دیوان رسالت ((محمود غزنوی)) بود و خود از دبیران نام‏آور روزگار. این استاد تا هنگام مرگ لحظه‏ای بیهقی را از خود جدا نساخت و چنان گرامی اش می‏داشت که حتی نهفته‏ترین اسرار دستگاه ((غزنویان)) را نیز با او در میان می‏نهاد، و این خود بعدها کارمایه گرانبهایی برای تاریخ بیهقی گردید، چنانکه رویدادهایی را که خود شاهد و ناظر نبوده از قول استاد فرزانه خویش نقل کرده که پیوسته «در میان کار» بوده است و در درستی و خرد بی‏همتا.
پس از محمود، بیهقی در پادشاهی کوتاه مدت امیر محمد (پسر کهتر محمود) دبیر دیوان رسالت بود و شاهد دولت مستعجل وی؛ و آنگاه که ستاره اقبال مسعود درخشیدن گرفت، نظاره‏گر لحظه به لحظه اوج و فرود زندگانی او بود، و هم از این تماشای عبرت انگیز است که تاریخ خویش را چونان روزشمار زندگی این پادشاه و آیینه تمام نمای دوران وی فراهم آورده است. پس از در گذشت بونصر مشکان (431 هـ.ق) سلطان مسعود، بیهقی را برای جانشین استاد از هر جهت شایسته ولی«سخت جوان» دانسته ــ هر چند که وی در این هنگام چهل و شش ساله بوده است ـــ از این رو بو سهل زوزنی سالخورده را جایگزین آن آزادمرد کرد و بیهقی را بر شغل پیشین نگاه داشت. ناخشنودی بیهقی از همکاری با این رئیس بدنهاد، در کتاب وی منعکس است، تا آنجا که تصمیم به استعفا گرفته است، ولی سلطان مسعود او را به پشتیبانی خود دلگرم کرده و به ادامه کار واداشته است.

پس از کشته شدن مسعود (432 هـ.ق) بیهقی همچون میراثی گرانبها، پیرایه دستگاه پادشاهی فرزند وی (مودود) گردید، و پس از آنکه نوبت فرمانروایی به عبدالرشید ـ پسر دیگری از محمود غزنوی ـ رسید، بیهقی چندان در کوره روزگار گداخته شده بود که در خور شغل خطیر صاحبدیوانی رسالت گردد. اما دیری نپایید که در اثر مخالفت و سخن چینی‏های غلام فرومایه ولی کشیده‏ای از آن سلطان، از کار بر کنار گردید، و سلطان دست این غلام را در بازداشت بیهقی و غارت خانه وی باز گذارد. بیهقی سر گذشت دردناک این دوره از زندگی خود را در تاریخ مفصل خود آورده بوده است که این بخش از نوشته‏های وی جزو قسمتهای از دست رفته کتاب است، ولی خوشبختانه عوفی در فصل نوزدهم از باب سوم «جوامع الحکایات» این داستان را نقل {به معنا} کرده است:


هنگامی که سلطان عبدالرشید غزنوی، به دست غلامی از غلامان شورشی (طغرل کافر نعمت) کشته شد (444 هـ.ق) با دگرگون شدن اوضاع، بیهقی از زندان رهایی یافت، ولی با آنکه زمان چیرگی غلام به حکومت رسیده، پنجاه روزی بیش نپاییده و به قول صاحب «تاریخ بیهق» بار دیگر «ملکبا محمودیان افتاد»، بیهقی دیگر به پذیرفتن شغل و مقام درباری گردن ننهاد و کنج عافیت گزید و گوشه‏گیری اختیار کرد.

! تألیف کتاب

بیهقی که دیگر به روزگار پیری و فرسودگی رسیده و در زندگی خود و پیرامونیان خویش فراز و نشیبهای بسیار دیده بود، زمان را برای گردآوری و تنظیم یادداشتهای خود مناسب یافته و از سال 448 هـ .ق به تألیف تاریخ پردازش خود پرداخت و به سال 451 این کار را به انجام رسانید، یعنی اندکی پس از درگذشت فرخزاد بن مسعود و آغاز پادشاهی سلطان ابراهیم بن مسعود(جلـ 451، ف 492).

!پایان زندگی

بیهقی هشتاد و پنج سال زیسته و به تصریح ابوالحسن بیهقی در«تاریخ بیهق» به سال 470 هـ.ق در گذشته است و به این ترتیب نوزده سال پس از اتمام تاریخ خویش زنده بوده و هرگاه به اطلاعات تازه‏ای در زمینه کار خود دسترسی می‏یافته، آن را به متن کتاب می‏افزوده است.

!تاریخ بیهقی
مهم ترین اثر بیهقی "تاریخ" مشهور اوست که از امهات کتب تاریخ و ادب فارسی است در شرح سلطنت "آل سبکتکین" در سی مجلد که در آن از تشکیل دولت "غزنوی" تا اوایل "سلطان ابراهیم بن مسعود" سخن رفته است، اما اکنون فقط قسمتی از آن که مربوط به سلطنت "مسعود بن محمود غزنوی" و "تاریخ خوارزم" از زوال دولت "آل مأمون" و افتادن آن به دست سلطان محمود و حکومت "آلتون تاش حاجب"، در آن سامان تا غلبه ی "سلاجقه"، موجود است. درباره ی سبک و شیوه نگارش این کتاب و مؤلف آن سخن بسیار گفته و نوشته‌‌‌‌اند و از میان همه نوشته‌‌ها به قول "استاد فیاض" که بیهقی شناس یگانه ی روزگار ما بود بسنده مى کنیم که فرمود بیهقی گزارشگر حقیقت بود. علاوه بر این کتاب "ابن فندق" کتابی دیگر به نام "زینةالکتاب" در آداب کتاب بدو نسبت داده است.
کتابی که امروز به نام «تاریخ بیهقی» می‏شناسیم، در آغاز «تاریخ ناصری» خوانده می‏شده است به دو احتمال: نخست به اعتبار لقب سبکتگین(پدر محمود غزنوی) که ناصرالدین است و این کتاب تاریخ خاندان و فرزندان و فرزندزادگان وی بوده، و دیگر لقب سلطان مسعود که «ناصرالدین الله» بوده است. به هر حال کتاب به نامهای دیگری نیز نامیده می‏شده، از این قرار:
تاریخ آل ناصر، تاریخ آل سبکتگین، جامع التواریخ، جامع فی تاریخ سبکتگین و سرانجام تاریخ بیهقی، که گویا بر اثر بی‏توجهی به نام اصلی آن (تاریخ ناصری) به این نامها شهرت پیدا کرده بوده است. بخش موجود تاریخ بیهقی را «تاریخ مسعودی» نیز می‏خوانند از جهت آنکه تنها رویدادهای دوره پادشاهی مسعود را در بر دارد.

~~green:اهمیت تاریخ بیهقی از دو جهت است یکی از جهت تاریخ نگاری و دیگر از لحاظ هنر نویسندگی.~~

!ویژگیهای نثر بیهقی
1- نثر بیهقی نوعی نثر داستانی است که در خدمت محتوای تاریخی قرار گرفته است.
2- در مواردی که نویسنده مناسب دانسته، از «اطناب» استفاده شده اما در مجموع «ایجاز» در کلام کاملاً بارز است و این، یکی از جلوه های بارز «بلاغت طبیعی» در سخن بیهقی است.
3- تمثیلات و تعبیرات به کار رفته، بلیغ و زیباست.
4- استشهاد به تاریخ و قصه.
5- آفرینش واژه ها و ترکیبات بدیع.
6- استفاده طبیعی و غیر متکلفانه از لغات و جمع مکسر و گاهی هم عبارات عربی.
7- حذف افعال و حتی گاهی قسمتی از یک عبارات به قرینه، بنا به اقتضای بلاغت کلام.
8- زیبایی و خوش آهنگی کلام.

!جلوه های هنر نویسندگی بیهقی
1- توصیف دقیق و جذاب وضعیت ظاهری و باطنی افراد.
2- تجسم و تصویر هنرمندانه صحنه ها و اشیا.
3- ایجاز و اطناب به جا و طبیعی.
4- تمثیلات، تشبیهات و کنایات زیبا.


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 29 آبان 1385 [05:08 ]   17   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 دوشنبه 29 آبان 1385 [05:07 ]   16   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 14 آبان 1385 [10:19 ]   15   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 18 مهر 1385 [09:33 ]   14   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 18 مهر 1385 [09:31 ]   13   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 18 مهر 1385 [09:27 ]   12   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [09:26 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [09:26 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [09:24 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 05 شهریور 1385 [14:06 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [12:44 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [12:41 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [12:34 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [12:32 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [12:22 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [07:09 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [06:24 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..