/> /> /> />
    
 منو
 صفحه های تصادفی
BootStrapping
واژگان شیمی فیزیک
علت اتحاد میان علما و گروه های مذهبی با گروه های اصناف و بازار چه بود ؟
تیره کیش
امام علی علیه السلام و حکم انکار فرزند
Yttrium
کوه ابوقبیس
قصّه
سیستمهای محاسبه زمان
تحریف تورات و انجیل(کتب آسمانی)
 کاربر Online
938 کاربر online
تاریخچه ی: ابن سینا

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-25Lines: 1-84
-ابن سینا +V{maketoc}
!زندگینامه
__
ابو علی سینا__ ((حکیم))، ((فیلسوف))، طبیب و ((دانشمند)) بزرگ ((ایران|ایرانی)) که در جهان غرب به نام(Avicenna) و با لقب "امیر پزشکان" شناخته شده است، در ماه صفر از سال 370 هجری قمری در شهر ((بخارا)) به دنیا آمد.






{picture=avicenna2.jpg}


-ابن یا لملک جه الق شیخ الرئیس و لی حسی دالله اب س ان ل ان ینا حکیم ویر ا ی انمندان یران و م کما و ا در دوار لامی و متکان و دانشمند ید نیاست که سمی ر ری و ا م ر ها داته است. +


این کی بزرگ که بعدها مورتری چهه در ((علم)) و ((فلفه)) ((جهان اسلمی)) شد و القابی مانند شیخ الرئیس، ة لح و ف الملک ب دان ا غا کوکی اد ایی جیبی در فرا گرفتن علوم تف ات.
و ا ن که پدرش بدالله سخت در لیم و بیت ا می کوید و خانه او محل ملاقات دانشمندان ر و نزدیک بد بن سینا تا ده ساگی مم ((قن)) و ((رف)) و ((نو)) را آوخت و ن‌ا ب فا گرت ((منطق)) و ((یاضیات)) پرداخت. ستاد ی در علم ریایات "ابو عبدالله ناتلی" بود.
-بی ا ندگینامه به گفته ود بدین شرح است: +پس از آن نزد "ابو هیل میحی" به یاگیری ((بیعیات)) و ((مابعدالطبیعه)) و ((علم طب)) مشغول شد.
در شا
نزده سالگی در همه علوم زمان خود استاد بود؛ جز در مابعدالطبیعه؛ هم به صورتی ه ر ((آثار ارسطو|متافیزیک)) ((ارسطو)) آمده بود و با آنکه چهل بار تمام این کتاب را مطالعه کده بود نمی توانست آن را بفهمد.
تا ا
ین که به شرح ((فارابی)) بر این کتاب دست یافت و توانست مسائل دشوار آن را درک کند.
-م عبدالله ا ردم بد روزار وح پسر منصور ساانی به بخار دآمد. ((بخارا)) ر ن ه ا های زر بود. درم کار یونی یشه رد و ر رستای خرمیثن ه کار ماشته . به زدیکی روستا روستای فنه بود. در نجا من ادرم ا ب همی برگید وی ا ه عقد یش درآرد. نام مادرم ستاره ود م ماه صر سال 370 هجری قمی از ادر زاه م نم مرا حسین ذاشتند ندی بعد پدرم خار نقل مکان کرد ر آنجا بود که ما به موگاران سپرد تا ((رآن)) و دب یامو. مین ل مر خو را به پایان می بر که در آ اد پیا کدم آنچانکه ورام از دانسته ای م گفتی ی نمون. +نمی که ا ی ب هد ساگی رید دیر یا ه اندن و رایی ی می نداشت؛ چ که مه وم را فرا گفه بود و نها م د ا هم و ر ا عمق زایش دد تا مه ای د را ه ر ند. />در خر مر ود یکار به گرد ود و ی ((وانی)) ت که در ت د م چیی بی ا آنچ که ر جده اگی می دانسته، یامت ت.
-ر ن هنگام ی ب ا بو الله ه خارا آمد از دانها روگر ود چیهایی می دات پم او را ب نه آورد ا ی بوانم ز وی دانش بیشتری بیاموم قی که ناتل ب انه ما آمد آوگاری به نا اسمایل اه فقه می موم بهترن اگ ا م و در ث و جدل ه شیوه نشمندا آن زما و خصی اشتم. />نلی به م ((منط)) و ((هند)) وخت چن مرا دانش نوی سیار توا دید به پدر سفارش ک ک بادا مرا ج ک عم کای دیگر وا ازد و ه من نی اکید ک دان موزی شل یگر بر نینم.
من اندیه خ بانچه نالی ی گف می گما و ر هم ب رری ن می پاخم را رو ر و ه ز آنه اتاد بد ا می گرفتم ا اینکه من ا د و ب پن رانیدم و ر این ن بر اد و بری یافت.
+مهرت بن سینا در علم کی تایی وی ماله اکم زمان، مو د ا مورد بت کم واع ه و در دبا موقعی بیار وبی داشته باد. />





{picture=aboali1.jpg}



قره اب ینا همدان />



ی ب ب آشگی اضاع سیای ((موء انهر )) زنگی اب ی در داهش دشو شد و ا نا خا به مصد ((جرجانی)) و سپس ((گ)) رک گت. />در سا 403جری قمری، پس از پ ر ذاشن یها و مکات زری که در ای سفر آ ا مواجه ی چد ا دوان ا د مین اه ت دا، ز کویر شمل ((راسان)) عبور د.
بنا ه فه ن معتب، ابن سینا ر ای سف با ر و اعر مهر "((اب ی والخی))" مات کر.
ی رزو ه "((قاس ب مگیر))" ا که حامی نار عم و د بد، ر جران ببیند؛ ولی هنامی ک به ان رسید، قبو بن وشمگیر دنیا رفت بود.
-چون نالی از خا ت ن ه تقی و مالعه در الهی و یعی رداختم ندکی بعد غبی در فراگت ل طب ر یر گت. آچه را پشکان یم نوته بودند مه را ه ت خواندم چون لم (()) ا لوم مشک ب ار نمی ف در کوارین در ین رته موقیای ر بدت ردم تا آنا ک دانمندان رگ ل طب به من ری ند ر ن من تیل اشتا زیدن. من ماران را درمان می کرم و ر هما ا از علم دیگر نی ال نبودم.منق و ((ه)) ا اه ه ماله رم و به سه یتر پردم و ی سال و نی در این ار وت کرد. ر ای د کمتر بی ری د ک به یداری نگرند ام و کتر روزی گت که ز ا به کا دیگی س زد م. +چون ا این اه شکست د، مدت چنی ال در کد ای ت گید. پ در فا ال 405 406 هری ری ب ((ی)) ف.
د
ر این هنگم ((آ بویه)) بر ((ایان)) مانرویی داشتند افرادی ز ی خاندان ر یلا متلف حکومت می کردد. اب یا مدتی درار رله در ی درنگ کر و س از آجا برای یار یی ی ز رمانوایا این اندان، م لدله به جانب ((همدان)) به را د. />ای فر ای ابن یا بخت لنی داشت چرا‌‌‌‌ ک از رسیدن وی ه همدان، او را برای درمان امیر مس الدوله که یمار شده بود و تمای پشکا از معالج وی نوا بودن، دعوت کردد.
ب
ی وانست الوله ا ماله و به ی لیل چنن تقربی نزد وی پیدا کرد که هه ار منصب وزارت گردید و مدت ند سال؛ تا هنگام مرگ امیر، عده دار این وظیفه سنین بود.
پس
از مرگ شمس الدوه بخت ی ری ردانید چن از ادمه خدمت در منب وارت خدداری کد، ا را به ندان افنن. در ندا کا مشهورش ا" را به رشته تحریر درآورد.
پس ا
ز مدتی ونست ز دان ار ک با لبا درویی همدا گی.
-ب از ن به ((اهیات)) ر وردم و به مالعه کاب ما بد الطبیعه ((اسطو)) شتغال ورزیدم ولی چیی از آن نمی فهمیدم و رض مؤلف را از آن سخنان در نمی یفت ز ای رو دوباره از ر خواندم و هل ار کرار کدم چنانکه مالب آن ا حفظ کره بود من ام ه قیق ن پی نبرده ودم. چهره مقصو در جب اها بود و از خیتن نامید می شدم و می گفت مرا د ای دان اهی نیس... یک و ر ا اار کابفروان
می گذ
شت کتابفروش ه ری کتابی را در دست داشت و به دنال خریدار می شت ه من حاح کد که آن را بخرم م آن را خریدم ، اغراض ابعدالطبیه نوشته ((ابو ن فاراب)) هنگامی که به خنه ریدم بیدرنگ به خواند آن پرداختم و ه حقیقت مابعدالطبیع که همه آن ا ز بر داشتم پی بردم و دشوایای آن بر ن ان ت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شاان شدم. فرای و ای اس اوند که ر حل این مکل مرا یاری فرمود. راون به رندگان داد. در این مع ل 387 و و تاه 17 سای پت هاد م.
+ابن ین از همان به ((اصهان)) ر که مک بی ا لم ه مار می فت ا ها ود ه روی یدا آنا ر دا. ین هر مود وجه لاادو ا گرفت مد انه سل ای ار ر ن شر گی کرد. />او د این مت چنی کاب مم ی نوشت و ی به خن ((ردخان)) پرداخت. ما ای آای یرای وی دای نب ا که یک بار اهان در معر مه ((معو نوی)) یی فند ((لطان ممود ی ))را ر در این حم بعضی ا مهم ای حیم گ یا .
-وقی من وارد سال 18 زندگی خود می شدم نوح پسر منور سخت بیار شد، اطباء از درمان وی رماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و ز نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند.
من نوح را درمان کردم و اجاز
ه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنا ددم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی داستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم. />
چ
ندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در ((بخارا)) نیز کتابهایی نوشته بودم. />ر این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمد مدتی مچون واره ا در شهرها می گشتم تا به ((گرگان)) رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

ابو عبید جوزجانی
گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا ایان حیات با او بودم. بسیار چیزه از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سدا دار شد بود درمان کرد و در آنجا به ((قزوین)) و از قزوین به ((همدان)) رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس الدوله یلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای ((اصفهان)) مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد 4 ماه در زندان بسر برد و در زندان 3 کتاب به رسته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقد او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خو ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال 428 در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد.
+ین امر رب بزی رای وی بود و لاوه بر آن، بیماری ولنج نیز آزارش می داد. ه همین دی، دوباره به همدان بازگشت و به سا 428 هری مری و در سن نجاه و هفت سالی در این شهر از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرد شد. />!شخیت علمی /> align=left> />
/>{picture=avicennaTeach.JPG} />
/>
/> size=1.5>
 +
 +
 +
 +با وجود این که زندگی ابن سینا پر از فراز و نشیب بود و در عین حال عمری طولانی نیز نداشت، اما زندگی عقلانی و حکیمانه بسیار پرباری داشت. گواه بر این مطلب، تعداد و نوع آثاری است که او تالیف کرده است و نیز خصوصیات شاگردانی که در نزد او درس خوانده اند؛ مانند ((بهمنیار)) و جوزانی.
 +نیروی تمرکز فکری او عالی بود؛ تا جایی که گاهی در آن حین که سوار بر اسب در رکاب پادشاه عازم جنگ بود، بعضی از آثار خود را املا می کرد تا نویسنده ای که در خدمت داشت، آن ها را بنویسد.
 +او با مهارت عجیبی که در تمامی شاخه های دانش آن زمان داشت، توانست در زمینه ((فلسفه))، اساس ((مکتب مشاء ))در سنت فکری اسلامی و نیز اساس ((تاریخ فلسفه در قرون وسطی|فلسفه قرون وسطی)) را بریزد.
 +در بستر طب و پزشکی نیز میراث ((بقراط|بقراطی)) و ((جالینوس|جالینوسی)) را ترکیب کند و در علم و ادب اسلامی چنان تاثیر نماید که هیج کس پیش یا پس از وی نتوانسته باشد آنگونه تاثیر کند.
 +تاثیر وی در این زمینه ها تا به امروز، در شرق و غرب جهان باقی است و بسیاری از پیشرفت ها در شاخه های عمده دانش، بر پایه نظرات و آراء وی صورت گرفته است.
 +!همچنین ببینید:
 +*((آراء و افکار ابن سینا))
 +*((آثار و تالیفات ابن سینا))
 +**((مابعدالطبیعه ابن سینا))
 +!منابع
 +*تاریخ فلسفه در جهان اسلام

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 24 خرداد 1384 [07:28 ]   8   بابک خسروشاهی      جاری 
 دوشنبه 23 خرداد 1384 [05:47 ]   7   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 25 آذر 1383 [11:43 ]   6   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 25 آذر 1383 [11:15 ]   5   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 جمعه 06 آذر 1383 [09:08 ]   4   محمدحسین حقیقت      v  c  d  s 
 جمعه 06 آذر 1383 [09:06 ]   3   محمدحسین حقیقت      v  c  d  s 
 جمعه 06 آذر 1383 [08:51 ]   2   محمدحسین حقیقت      v  c  d  s 
 جمعه 13 شهریور 1383 [16:20 ]   1   رضا رادمان      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..