منو
 صفحه های تصادفی
صنایع هوایی آفریقای جنوبی
نامه امیرالمؤمنین علیه السلام به دستگاه خلافت
لعنت خداوند بر آزاردهنده حضرت علی علیه السلام
درس اصول متالوژیکی ریخته گری
دریای سرخ
ضبط بر روی نوار مغناطیسی
قطب نما «صورت فلکی»
اسلوواکی
درختان میوه
حرکت نوسانی
 کاربر Online
403 کاربر online
تاریخچه ی: آینده‏ جوامع انسانی

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1
بدیهی است بنابر نظریه اصالت فطرت و اینکه وجود اجتماعی انسان و زندگی اجتماعی او و بالاخره روح جمعی جامعه‏ وسیله‏ای است که فطرت نوعی انسان برای وصول به کمال نهایی خود انتخاب‏ کرده است ، باید گفت جامعه‏ها و تمدنها و فرهنگها به سوی یگانه شدن ، متحدالشکل شدن و در نهایت امر در یکدیگر ادغام شدن سیر می‏کنند و آینده‏ جوامع انسانی ، جامعه جهانی واحد تکامل یافته است که در آن همه ارزشهای‏ امکانی انسانیت به فعلیت می‏رسد و انسان به کمال حقیقی و سعادت واقعی خود ، و بالاخره به انسانیت اصیل خود خواهد رسید .

از نظر قرآن این مطلب مسلم است که حکومت نهایی حکومت حق و نابود شدن یکسره باطل است و عاقبت از آن تقوا و متقیان است .
در تفسیر المیزان می‏گوید :

" کاوش عمیق در احوال کائنات نشان می‏دهد که انسان نیز به عنوان جزیی‏ از کائنات در آینده به غایت و کمال خود خواهد رسید . آنچه در قرآن آمده‏ است که استقرار اسلام در جهان امری شدنی و " لابدمنه " است ، تعبیر دیگری است از این مطلب که انسان به کمال تام خود خواهد رسید .


قرآن‏ آنجا که می‏گوید :

" « من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم‏ و یحبونه »" (مائده / . 54 ) .
( فرضا شما از این دین برگردید ، خدای متعال قوم‏ دیگر را به جای شما برای ابلاغ این دین به بشریت و مستقر ساختن این دین‏ خواهد آورد ).

در حقیقت می‏خواهد ضرورت خلقت و پایان کار انسان را بیان نماید ، و همچنین آیه کریمه که می‏فرماید :

" « وعد الله الذین‏ آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من‏ قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا »" (نور / . 55 )
( خدا وعده داده است به آنان از شما که ایمان آورده و شایسته عمل کرده‏اند که البته آنان را خلیفه‏های زمین‏ خواهد گردانید و تحقیقا دینی را که برای آنها پسندیده است مستقرخواهد ساخت و مسلما به آنها پس از یک دوره بیم و ناامنی امنیت خواهد بخشید - دشمنان را نابود خواهد ساخت - که دیگر تنها مرا پرستش کنند و چیزی را شریک من - طاعت اجباری - قرار ندهند )

و همچنین آنجا که می‏فرماید :

" « ان الارض یرثها عبادی الصالحون » " ( انبیاء / . 105 )
همانا بندگان صالح و شایسته من وارث زمین خواهند شد " (ج / 4 ص . 106 .)

علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان تحت عنوان " مرز کشور اسلامی عقیده است نه حدود جغرافیایی یا قراردادی " ، می‏گوید :

"اسلام اصل انشعابات قومی را از اینکه در تکوین " مجتمع " نقش‏ مؤثر داشته باشد ملغی ساخت . عامل اصلی این انشعابات دو چیز است :

یکی‏ زندگی ابتدایی قبیله‏ای که براساس رابطه نسلی است و دیگر اختلاف منطقه‏ جغرافیایی .

اینها عاملهای اصلی انشعاب نوع انسانی به ملیتها و قبیله‏ها و منشأ اختلاف زبانها و رنگهاست . همین دو عامل در مرحله بعد سبب‏ شده‏اند که هر قومی سرزمینی را به خود اختصاص دهند و نام میهن روی آن‏ نهند و به دفاع از آن برخیزند .

این جهت اگر چه چیزی است که طبیعت ، انسان را به سوی آن سوق داده‏ است ، اما در آن چیزی وجود دارد که بر ضد مقتضای فطرت انسانی است که‏ ایجاب می‏کند نوع انسان به صورت یک " کل " و یک " واحد " زیست‏ نمایند .

قانون طبیعت براساس گردآوری پراکنده‏ها و یگانه ساختن چند گانه‏هاست و به این وسیله طبیعت به غایات خود نائل می‏گردد . و این امری است مشهود از حال‏ طبیعت که چگونه ماده اصلی به صورت عناصر و سپس به صورت‏ گیاه و سپس حیوان و سپس انسان درمی‏آید .

انشعابات میهنی و قبیله‏ای ضمن‏ اینکه افراد یک میهن یا یک قبیله را در یک وحدت گرد می‏آورد و به آنها وحدت می‏بخشد ، آنها را در برابر واحد دیگر قرار می‏دهد بطوریکه افراد یک‏ قوم یکدیگر را برادر و انسانهای دیگر را در برابر خود قرار می‏دهند و به‏ آنها به آن دیده نگاه می‏کنند که به " اشیاء " یعنی به چشم یک وسیله که‏ فقط ارزش بهره‏کشی را دارد . . . و این است علت آنکه اسلام انشعابات‏ قومی و قبیله‏ای را که انسانیت را قطعه قطعه می‏کند ملغی ساخته و مبنای اجتماع انسانی را بر عقیده کشف حق که برای همه یکسان است و گرایش به آن قرار داده است نه بر نژاد یا ملیت یا میهن .

حتی در رابطه زوجیت و میراث نیز ملاک را شرکت در عقیده قرار داده است " (تفیر المیزان ج / 4 ص 132 ).


ایضا تحت عنوان " دین حق در نهایت امر پیروز است " می‏گوید :

" نوع انسان به حکم فطرتی که در او ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقی خود یعنی استیلا بر عالی‏ترین مراتب زندگی مادی و معنوی به‏ صورت اجتماعی می‏باشد و روزی به آن خواهد رسید . اسلام که دین توحید است‏ برنامه چنین سعادتی است .

انحرافاتی که در طی پیمودن این راه طولانی‏ نصیب انسان می‏گردد نباید به حساب بطلان فطرت انسانی و مرگ آن گذاشته شود . همواره حاکم اصلی برانسان همان حکم فطرت‏ است و بس ، انحرافات و اشتباهات از نوع خطای در تطبیق است . آن‏ غایت و کمالی که انسان به حکم فطرت بی‏قرار کمالجوی خود آن را جستجو می‏کند ، روزی دیر یا زود به آن خواهد رسید . آیات سوره روم از آیه 30 که‏ با جمله :

" « فأقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها " آغاز می‏شود و با جمله " « لعلهم یرجعون »" پایان می‏یابد ، همین‏ معنی را می‏رساند که حکم فطرت در نهایت امر تخلف ناپذیر است و انسان‏ پس از یک سلسله چپ و راست رفتنها و تجربه‏ها راه خویش را می‏یابد و آن‏ را رها نمی‏کند .

به سخن آن عده نباید گوش فرا داد که اسلام را همانند یک‏ مرحله از فرهنگ بشری که رسالت خود را انجام داده و به تاریخ تعلق دارد ، می نگرند . اسلام ، به آن معنی که ما می‏شناسیم و بحث می‏کنیم ، عبارت‏ است از انسان در کمال نهایی خودش که به ضرورت ناموس خلقت روزی به آن‏ خواهد رسید " (تفسیر المیزان ج / 4 ص . 14 ).


منبع

  • کتاب جامعه و تاریخ، نویسنده شهید مطهری، صفحه54


بدیهی است بنابر نظریه اصالت فطرت و اینکه وجود اجتماعی انسان و زندگی اجتماعی او و بالاخره روح جمعی جامعه‏ وسیله‏ای است که فطرت نوعی انسان برای وصول به کمال نهایی خود انتخاب‏ کرده است ، باید گفت جامعه‏ها و تمدنها و فرهنگها به سوی یگانه شدن ، متحدالشکل شدن و در نهایت امر در یکدیگر ادغام شدن سیر می‏کنند و آینده‏ جوامع انسانی ، جامعه جهانی واحد تکامل یافته است که در آن همه ارزشهای‏ امکانی انسانیت به فعلیت می‏رسد و انسان به کمال حقیقی و سعادت واقعی خود ، و بالاخره به انسانیت اصیل خود خواهد رسید .
از نظر قرآن این مطلب مسلم است که حکومت نهایی حکومت حق و نابود شدن یکسره باطل است و عاقبت از آن تقوا و متقیان است .
در تفسیر المیزان می‏گوید :
" کاوش عمیق در احوال کائنات نشان می‏دهد که انسان نیز به عنوان جزیی‏ از کائنات در آینده به غایت و کمال خود خواهد رسید . آنچه در قرآن آمده‏ است که استقرار اسلام در جهان امری شدنی و " لابدمنه " است ، تعبیر دیگری است از این مطلب که انسان به کمال تام خود خواهد رسید . قرآن‏ آنجا که می‏گوید : " « من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم‏ و یحبونه »" (مائده / . 54 ) .
( فرضا شما از این دین برگردید ، خدای متعال قوم‏ دیگر را به جای شما برای ابلاغ این دین به بشریت و مستقر ساختن این دین‏ خواهد آورد ) ، در حقیقت می‏خواهد ضرورت خلقت و پایان کار انسان را بیان نماید ، و همچنین آیه کریمه که می‏فرماید : " « وعد الله الذین‏ آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من‏ قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا »" (نور / . 55 ) ( خدا وعده داده است به آنان از شما که ایمان آورده و شایسته عمل کرده‏اند که البته آنان را خلیفه‏های زمین‏ خواهد گردانید و تحقیقا دینی را که برای آنها پسندیده است مستقرخواهد ساخت و مسلما به آنها پس از یک دوره بیم و ناامنی امنیت خواهد بخشید - دشمنان را نابود خواهد ساخت - که دیگر تنها مرا پرستش کنند و چیزی را شریک من - طاعت اجباری - قرار ندهند )
و همچنین آنجا که می‏فرماید : " « ان الارض یرثها عبادی الصالحون » " ( انبیاء / . 105 )
همانا بندگان صالح و شایسته من وارث زمین خواهند شد " (ج / 4 ص . 106 .)
علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان تحت عنوان " مرز کشور اسلامی عقیده است نه حدود جغرافیایی یا قراردادی " ، می‏گوید :
" اسلام اصل انشعابات قومی را از اینکه در تکوین " مجتمع " نقش‏ مؤثر داشته باشد ملغی ساخت . عامل اصلی این انشعابات دو چیز است :
یکی‏ زندگی ابتدایی قبیله‏ای که براساس رابطه نسلی است و دیگر اختلاف منطقه‏ جغرافیایی .
اینها عاملهای اصلی انشعاب نوع انسانی به ملیتها و قبیله‏ها و منشأ اختلاف زبانها و رنگهاست . همین دو عامل در مرحله بعد سبب‏ شده‏اند که هر قومی سرزمینی را به خود اختصاص دهند و نام میهن روی آن‏ نهند و به دفاع از آن برخیزند .
این جهت اگر چه چیزی است که طبیعت ، انسان را به سوی آن سوق داده‏ است ، اما در آن چیزی وجود دارد که بر ضد مقتضای فطرت انسانی است که‏ ایجاب می‏کند نوع انسان به صورت یک " کل " و یک " واحد " زیست‏ نمایند .
قانون طبیعت براساس گردآوری پراکنده‏ها و یگانه ساختن چند گانه‏هاست و به این وسیله طبیعت به غایات خود نائل می‏گردد . و این امری است مشهود از حال‏ طبیعت که چگونه ماده اصلی به صورت عناصر و سپس به صورت‏ گیاه و سپس حیوان و سپس انسان درمی‏آید . انشعابات میهنی و قبیله‏ای ضمن‏ اینکه افراد یک میهن یا یک قبیله را در یک وحدت گرد می‏آورد و به آنها وحدت می‏بخشد ، آنها را در برابر واحد دیگر قرار می‏دهد بطوریکه افراد یک‏ قوم یکدیگر را برادر و انسانهای دیگر را در برابر خود قرار می‏دهند و به‏ آنها به آن دیده نگاه می‏کنند که به " اشیاء " یعنی به چشم یک وسیله که‏ فقط ارزش بهره‏کشی را دارد . . . و این است علت آنکه اسلام انشعابات‏ قومی و قبیله‏ای را که انسانیت را قطعه قطعه می‏کند ملغی ساخته و مبنای اجتماع انسانی را بر عقیده کشف حق که برای همه یکسان است و گرایش به آن قرار داده است نه بر نژاد یا ملیت یا میهن .
حتی در رابطه زوجیت و میراث نیز ملاک را شرکت در عقیده قرار داده است " (تفیر المیزان ج / 4 ص 132 ).
ایضا تحت عنوان " دین حق در نهایت امر پیروز است " می‏گوید :
" نوع انسان به حکم فطرتی که در او ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقی خود یعنی استیلا بر عالی‏ترین مراتب زندگی مادی و معنوی به‏ صورت اجتماعی می‏باشد و روزی به آن خواهد رسید . اسلام که دین توحید است‏ برنامه چنین سعادتی است . انحرافاتی که در طی پیمودن این راه طولانی‏ نصیب انسان می‏گردد نباید به حساب بطلان فطرت انسانی و مرگ آن گذاشته شود . همواره حاکم اصلی برانسان همان حکم فطرت‏ است و بس ، انحرافات و اشتباهات از نوع خطای در تطبیق است . آن‏ غایت و کمالی که انسان به حکم فطرت بی‏قرار کمالجوی خود آن را جستجو می‏کند ، روزی دیر یا زود به آن خواهد رسید . آیات سوره روم از آیه 30 که‏ با جمله : " « فأقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها " آغاز می‏شود و با جمله " « لعلهم یرجعون »" پایان می‏یابد ، همین‏ معنی را می‏رساند که حکم فطرت در نهایت امر تخلف ناپذیر است و انسان‏ پس از یک سلسله چپ و راست رفتنها و تجربه‏ها راه خویش را می‏یابد و آن‏ را رها نمی‏کند .
به سخن آن عده نباید گوش فرا داد که اسلام را همانند یک‏ مرحله از فرهنگ بشری که رسالت خود را انجام داده و به تاریخ تعلق دارد ، می نگرند . اسلام ، به آن معنی که ما می‏شناسیم و بحث می‏کنیم ، عبارت‏ است از انسان در کمال نهایی خودش که به ضرورت ناموس خلقت روزی به آن‏ خواهد رسید " (تفسیر المیزان ج / 4 ص . 14 ).


کتاب جامعه و تاریخ
نویسنده شهید مطهری
صفحه54



تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [10:50 ]   5   محمد ورهرام      جاری 
 چهارشنبه 12 مرداد 1384 [09:27 ]   4   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 چهارشنبه 12 مرداد 1384 [09:22 ]   3   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 سه شنبه 11 مرداد 1384 [08:45 ]   2   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 05 خرداد 1384 [03:33 ]   1   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..