منو
 صفحه های تصادفی
مقالات مردم شناسی
جایگاه ویژه نزد پدر
مدیر تور
Interrupted mating
واژگان زمین شناسی فیزیکی
حمایت پیامبر اکرم از حکم امام علی علیه السلام در یمن
آندزین
ریاضیات در زندگی و عمل
رشته مدیریت امور بانکی
آغاز حکومت یزید
 کاربر Online
342 کاربر online
Lines: 1-64Lines: 1-50
 آثار ایمان مذهبى را می توان در سه بخش توضیح داد:  آثار ایمان مذهبى را می توان در سه بخش توضیح داد:
 !الف : ~~green:بهجت و انبساط~~ !الف : ~~green:بهجت و انبساط~~
-اولین اثر ایمان مذهبى , از نظر بهجت زائى و انبساط آفرینى، خوشبینى است , خوشبینى به جهان و خلقت و هستى ایمان مذهبى از آن جهت که تلقى انسان را نسبت به جهان شکل خاص مى دهد به این نحو که آفرینش را هدفدار و هدف را خیر و ((تکامل)) و ((سعادت)) معرفى مى کند.
طبعا دید انسان را نسبت به نظام کلى هستى و قوانین حاکم بر آن خوشبینانه مى سازد حالت فرد با ایمان در کشور هستى , مانند حالت فردى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین و تشکیلات و نظامات آن کشور را صحیح و عادلانه مى داند , به حسن نیت گردانندگان اصلى کشور نیز ایمان دارد .

و قهرا زمینه ترقى و تعالى را براى خودش و همه افراد دیگر فراهم مى بیند و معتقد است که تنها چیزى که ممکن است موجب عقب ماندگى او بشود تنبلى و بى تجربگى خود او و انسانهائى مانند او است که مانند او مکلف و مسؤولند .

از نظر چنین شخصى مسؤول عقب ماندگى او خودش است نه تشکیلات و نظامات کشور , و هر نقصى وجود دارد از آنجاست که او و امثال او وظیفه و مسؤولیت خویش را انجام نداده اند این اندیشه طبعا او را به غیرت مىآورد و با خوشبینى و امیدوارى به حرکت و جنبش وا مى دارد .

اما یکفرد بى ایمان در کشور هستى , مانند فردى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین و تشکیلات و تاسیسات کشور را فاسد و ظالمانه مى داند , و از قبول آنها هم چاره اى ندارد درون چنین فردى , همواره پر از عقده و کینه است او هرگز به فکر اصلاح خودش نمى افتد , بلکه فکر مى کند در جائى که زمین و آسمان برناهموارى است , سراسر هستى ظلم و جور و نادرستى است , درستى ذره اى مانند من چه اثرى دارد ؟ !

چنین کسى هرگز از جهان لذت نمى برد جهان براى او همواره مانند یک زندان هولناک است این است که قرآن کریم مى فرماید : « و من اعرض عن ذکرى فان له معیشه ضنکا ّ، طه : 124».
هر کس از توجه و یاد من رو برگرداند , زندگى ئى تنگ و پر از فشار خواهد داشت آرى , ایمان است که زندگى را در درون جان ما برما وسعت مى بخشد و مانع فشار عوامل روحى مى شود .
+اولین اثر ایمان مذهبى , از نظر بهجت زائى و انبساط آفرینى، ~~green:خوشبینى~~ است , خوشبینى به جهان و خلقت و هستى ایمان مذهبى از آن جهت که تلقى انسان را نسبت به جهان شکل خاص مى دهد به این نحو که آفرینش را هدفدار و هدف را خیر و ((تکامل)) و ((سعادت)) معرفى مى کند.
 *دومین اثر ایمان مذهبى از نظر بهجت زائى و انبساط آفرینى , ~~green:روشندلى ~~است . *دومین اثر ایمان مذهبى از نظر بهجت زائى و انبساط آفرینى , ~~green:روشندلى ~~است .
 انسان همینکه به حکم ایمان مذهبى جهان را به نور حق و حقیقت روشن دید , همین روشن بینى , فضاى روح او را روشن مى کند و در حکم چراغى مى گردد که در درونش روشن شده باشد , برخلاف یک فرد بى ایمان که جهان در نظرش پوچ است , تاریک است , خالى از درک و بینش و روشنائى است , و به همین سبب خانه دل خودش هم در این تاریکخانه که خود فرض کرده تاریک و مظلم است .  انسان همینکه به حکم ایمان مذهبى جهان را به نور حق و حقیقت روشن دید , همین روشن بینى , فضاى روح او را روشن مى کند و در حکم چراغى مى گردد که در درونش روشن شده باشد , برخلاف یک فرد بى ایمان که جهان در نظرش پوچ است , تاریک است , خالى از درک و بینش و روشنائى است , و به همین سبب خانه دل خودش هم در این تاریکخانه که خود فرض کرده تاریک و مظلم است .
 *سومین اثر ایمان مذهبى از نظر تولید بهجت و انبساط , ~~green:امیدوارى~~ به نتیجه خوب تلاش خوب است .  *سومین اثر ایمان مذهبى از نظر تولید بهجت و انبساط , ~~green:امیدوارى~~ به نتیجه خوب تلاش خوب است .
 از نظر منطق مادى , جهان نسبت به مردمى که در راه صحیح و یا راه باطل , راه عدالت یا راه ظلم راه درستى یا راه نادرستى مى روند بى طرف و بى تفاوت است , نتیجه کارشان بسته است تنها به یک چیز مقدار تلاش و بس . از نظر منطق مادى , جهان نسبت به مردمى که در راه صحیح و یا راه باطل , راه عدالت یا راه ظلم راه درستى یا راه نادرستى مى روند بى طرف و بى تفاوت است , نتیجه کارشان بسته است تنها به یک چیز مقدار تلاش و بس .
 ولى در منطق فرد با ایمان , جهان نسبت به تلاش این دو دسته بى طرف و بى تفاوت نیست , عکس العمل جهان در برابر این دو نوع تلاش یکسان نیست بلکه دستگاه آفرینش حامى مردمى است که در راه حق و حقیقت و درستى و عدالت و خیرخواهى تلاش مى کنند : « ان تنصروا الله ینصرکم ،سوره محمد،7». ولى در منطق فرد با ایمان , جهان نسبت به تلاش این دو دسته بى طرف و بى تفاوت نیست , عکس العمل جهان در برابر این دو نوع تلاش یکسان نیست بلکه دستگاه آفرینش حامى مردمى است که در راه حق و حقیقت و درستى و عدالت و خیرخواهى تلاش مى کنند : « ان تنصروا الله ینصرکم ،سوره محمد،7».
 اگر خدا را یارى کنید ( در راه حق گام بردارید ) خداوند شما را یارى مى کند . « ان الله لا یضیع اجر المحسنین ،سوره توبه , آیه 120 ».اجر و پاداش نیکوکاران هرگز هدر نمى رود .  اگر خدا را یارى کنید ( در راه حق گام بردارید ) خداوند شما را یارى مى کند . « ان الله لا یضیع اجر المحسنین ،سوره توبه , آیه 120 ».اجر و پاداش نیکوکاران هرگز هدر نمى رود .
 *چهارمین اثر ایمان مذهبى از نظرگاه بهجت و انبساط , ~~green:آرامش خاطر است~~ . *چهارمین اثر ایمان مذهبى از نظرگاه بهجت و انبساط , ~~green:آرامش خاطر است~~ .
 انسان فطرتا جویاى سعادت خویش است , از تصور وصول به سعادت غرق در مسرت مى گردد , و از فکر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه براندامش مى افتد , سخت دچار دلهره و اضطراب مى گردد آنچه مایه سعادت مى گردد دو چیز است :  انسان فطرتا جویاى سعادت خویش است , از تصور وصول به سعادت غرق در مسرت مى گردد , و از فکر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه براندامش مى افتد , سخت دچار دلهره و اضطراب مى گردد آنچه مایه سعادت مى گردد دو چیز است :
 1 . تلاش . 2 . اطمینان به شرایط محیط .  1 . تلاش . 2 . اطمینان به شرایط محیط .
-موفقیت یک دانش آموز معلول دو چیز است :  
-سعى و تلاش خودش , دیگر مساعدت و آمادگى محیط مدرسه و تشویق و ترغیب و تقدیر اولیا مدرسه یک دانش آموز ساعى و کوشا , اگر به محیطى که در آنجا درس مى خواند و معلمى که آخر سال نمره مى دهد اعتماد نداشته باشد و نگران یک رفتار غیر عادلانه باشد در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپاى وجودش را مى گیرد . 
- تکلیف انسان با خودش روشن است از این ناحیه اضطرابى دست نمى دهد زیرا اضطراب از شک و تردید پدید مى آید انسان درباره آنچه مربوط به خودش است شک و تردید ندارد آنچه که انسان را به اضطراب و نگرانى مى کشاند و آدمى تکلیف خویش را درباره او روشن نمى بیند جهان است.  
 *ایمان مذهبى , به حکم اینکه به انسان که یک طرف معامله است , نسبت به جهان که طرف دیگر معامله است , اعتماد و اطمینان مى بخشد , دلهره و نگرانى نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل مى سازد و به جاى آن به او آرامش خاطر مى دهد این است که مى گوئیم : یکى از آثار ایمان مذهبى آرامش خاطر است .  *ایمان مذهبى , به حکم اینکه به انسان که یک طرف معامله است , نسبت به جهان که طرف دیگر معامله است , اعتماد و اطمینان مى بخشد , دلهره و نگرانى نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل مى سازد و به جاى آن به او آرامش خاطر مى دهد این است که مى گوئیم : یکى از آثار ایمان مذهبى آرامش خاطر است .
 *یکى دیگر از آثار ایمان مذهبى از جنبه انبساط بخشى , ~~green:برخوردارى بیشتر از یک سلسله لذتها~~ است که ((لذت معنوى)) نامیده مى شود . *یکى دیگر از آثار ایمان مذهبى از جنبه انبساط بخشى , ~~green:برخوردارى بیشتر از یک سلسله لذتها~~ است که ((لذت معنوى)) نامیده مى شود .
 !ب : ~~green:نقش ایمان در بهبود روابط اجتماعى~~ !ب : ~~green:نقش ایمان در بهبود روابط اجتماعى~~
 انسان مانند برخى از جانداران دیگر , اجتماعى آفریده شده است , فرد به تنهائى قادر نیست نیازهاى خویش را برطرف سازد , زندگى باید به صورت یک شرکت درآید که همه در وظایف و بهره ها سهیم باشند و یکنوع تقسیم کار میان افراد برقرار شود , با این تفاوت میان انسان و سایر جاندارهاى اجتماعى مانند ((زنبور عسل)) که در آنها تقسیم کار و وظیفه به حکم ((غریزه)) و به فرمان طبیعت صورت گرفته است , و امکان هر نوع تخلف و سرپیچى از آنها گرفته شده است . انسان مانند برخى از جانداران دیگر , اجتماعى آفریده شده است , فرد به تنهائى قادر نیست نیازهاى خویش را برطرف سازد , زندگى باید به صورت یک شرکت درآید که همه در وظایف و بهره ها سهیم باشند و یکنوع تقسیم کار میان افراد برقرار شود , با این تفاوت میان انسان و سایر جاندارهاى اجتماعى مانند ((زنبور عسل)) که در آنها تقسیم کار و وظیفه به حکم ((غریزه)) و به فرمان طبیعت صورت گرفته است , و امکان هر نوع تخلف و سرپیچى از آنها گرفته شده است .
 بر خلاف انسان که موجودى آزاد و مختار است و کار خویش را آزادانه و به عنوان وظیفه و تکلیف باید انجام دهد به عبارت دیگر آن جاندارها همانطور که نیازهاشان اجتماعى است , غرایز اجتماعى نیز به صورت جبرى حاکم بر آنهاست انسان نیازهایش اجتماعى است بدون آنکه چنان غرایزى بر او حکومت کند ((غرایز اجتماعى)) انسان به صورت یک سلسله تقاضا در باطن انسان وجود دارد که در سایه تعلیم و ((تربیت)) باید پرورش یابد .  بر خلاف انسان که موجودى آزاد و مختار است و کار خویش را آزادانه و به عنوان وظیفه و تکلیف باید انجام دهد به عبارت دیگر آن جاندارها همانطور که نیازهاشان اجتماعى است , غرایز اجتماعى نیز به صورت جبرى حاکم بر آنهاست انسان نیازهایش اجتماعى است بدون آنکه چنان غرایزى بر او حکومت کند ((غرایز اجتماعى)) انسان به صورت یک سلسله تقاضا در باطن انسان وجود دارد که در سایه تعلیم و ((تربیت)) باید پرورش یابد .
 زندگى سالم اجتماعى آن است که افراد قوانین و حدود و ((حقوق)) یکدیگر را محترم شمارند , عدالت را امرى مقدس به حساب آورند , به یکدیگر مهر بورزند , هر یک براى دیگرى آن را دوست بدارد که براى خود دوستمى دارد و آن را نپسندد که براى خویش نمى پسندد , به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند , ضامن اعتماد متقابل آنها کیفیات روحى آنها باشد. زندگى سالم اجتماعى آن است که افراد قوانین و حدود و ((حقوق)) یکدیگر را محترم شمارند , عدالت را امرى مقدس به حساب آورند , به یکدیگر مهر بورزند , هر یک براى دیگرى آن را دوست بدارد که براى خود دوستمى دارد و آن را نپسندد که براى خویش نمى پسندد , به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند , ضامن اعتماد متقابل آنها کیفیات روحى آنها باشد.
 هر فردى خود را متعهد و مسؤول اجتماع خویش بشمارد , در سرى ترین نهانخانه ها همان تقوا و عفاف از آنها بروز کند که در ملاء عام در نهایت بى طمعى به یکدیگر نیکى کنند , در مقابل ظلم و ستم بپا خیزند و به ستمگر و فسادگر مجال ستمگرى و افساد ندهند , ((ارزشهاى اخلاقى)) را محترم بشمارند , با یکدیگر مانند اعضاى یک پیکر , متحد و متفق بوده باشند . هر فردى خود را متعهد و مسؤول اجتماع خویش بشمارد , در سرى ترین نهانخانه ها همان تقوا و عفاف از آنها بروز کند که در ملاء عام در نهایت بى طمعى به یکدیگر نیکى کنند , در مقابل ظلم و ستم بپا خیزند و به ستمگر و فسادگر مجال ستمگرى و افساد ندهند , ((ارزشهاى اخلاقى)) را محترم بشمارند , با یکدیگر مانند اعضاى یک پیکر , متحد و متفق بوده باشند .
 *آن چیزى که بیش از هر چیز حق را محترم , عدالت را مقدس , دلها را به یکدیگر مهربان , و اعتماد متقابل را میان افراد برقرار مى سازد , تقوا و عفاف را تا عمق ((وجدان)) آدمى نفوذ مى دهد , به ارزشهاى اخلاقى اعتبار مى بخشد , شجاعت مقابله با ستم ایجاد مى کند و همه افراد را مانند اعضاى یک پیکر به هم پیوند مى دهد و متحد مى کند , ((ایمان مذهبى)) است .  *آن چیزى که بیش از هر چیز حق را محترم , عدالت را مقدس , دلها را به یکدیگر مهربان , و اعتماد متقابل را میان افراد برقرار مى سازد , تقوا و عفاف را تا عمق ((وجدان)) آدمى نفوذ مى دهد , به ارزشهاى اخلاقى اعتبار مى بخشد , شجاعت مقابله با ستم ایجاد مى کند و همه افراد را مانند اعضاى یک پیکر به هم پیوند مى دهد و متحد مى کند , ((ایمان مذهبى)) است .
 تجلیات انسانى انسانها که مانند ستارگان در آسمان تاریخ پرحادثه انسانى مى درخشد همانهائى است که از احساسهاى مذهبى سرچشمه گرفته است. تجلیات انسانى انسانها که مانند ستارگان در آسمان تاریخ پرحادثه انسانى مى درخشد همانهائى است که از احساسهاى مذهبى سرچشمه گرفته است.
 !ج: ~~green:کاهش ناراحتیها~~ !ج: ~~green:کاهش ناراحتیها~~
 زندگى بشر , خواه ناخواه همچنانکه خوشیها , شیرینیها , به دست آوردن ها و کامیابیها دارد , رنجها , مصائب , شکستها , از دست دادن ها , تلخیها و ناکامیها دارد بسیارى از آنها قابل پیشگیرى یا برطرف کردن است . زندگى بشر , خواه ناخواه همچنانکه خوشیها , شیرینیها , به دست آوردن ها و کامیابیها دارد , رنجها , مصائب , شکستها , از دست دادن ها , تلخیها و ناکامیها دارد بسیارى از آنها قابل پیشگیرى یا برطرف کردن است .
 هر چند پس از تلاش زیاد بدیهى است که بشر موظف است با طبیعت پنجه نرم کند , تلخیها را تبدیل به شیرینى نماید. هر چند پس از تلاش زیاد بدیهى است که بشر موظف است با طبیعت پنجه نرم کند , تلخیها را تبدیل به شیرینى نماید.
 اما پاره اى از حوادث جهان قابل پیشگیرى و یا برطرف ساختن نیست , مثلا ((پیرى)) انسان خواه ناخواه به سوى پیرى گام بر مى دارد و چراغ عمرش رو به خاموشى مى رود , ناتوانى و ضعف پیرى و سایر عوارض آن , چهره زندگى را دژم مى کند به علاوه اندیشه مرگ و نیستى , چشم بستن از هستى , رفتن و جهان را به دیگران واگذاشتن , به نوعى دیگر انسان را رنج مى دهد . اما پاره اى از حوادث جهان قابل پیشگیرى و یا برطرف ساختن نیست , مثلا ((پیرى)) انسان خواه ناخواه به سوى پیرى گام بر مى دارد و چراغ عمرش رو به خاموشى مى رود , ناتوانى و ضعف پیرى و سایر عوارض آن , چهره زندگى را دژم مى کند به علاوه اندیشه مرگ و نیستى , چشم بستن از هستى , رفتن و جهان را به دیگران واگذاشتن , به نوعى دیگر انسان را رنج مى دهد .
 *ایمان مذهبى در انسان نیروى مقاومت مى آفریند , تلخیها را شیرین مى گرداند انسان با ایمان مى داند هر چیزى در جهان حساب معینى دارد و اگر عکس العملش در برابر تلخیها به نحو مطلوب باشد , فرضا خود این غیر قابل جبران باشد به نحوى دیگر از طرف خداوند متعال جبران مى شود پیرى به حکم این که پایان کار نیست و به علاوه یکفرد با ایمان همواره فراغت خویش را با عبادت و انس با ذکر خدا پر مى کند مطبوع و دوست داشتنى مى گردد به طورى که لذت زندگى در دوره پیرى براى مردم خدا پرست از دوره جوانى بیشتر مى گردد .  *ایمان مذهبى در انسان نیروى مقاومت مى آفریند , تلخیها را شیرین مى گرداند انسان با ایمان مى داند هر چیزى در جهان حساب معینى دارد و اگر عکس العملش در برابر تلخیها به نحو مطلوب باشد , فرضا خود این غیر قابل جبران باشد به نحوى دیگر از طرف خداوند متعال جبران مى شود پیرى به حکم این که پایان کار نیست و به علاوه یکفرد با ایمان همواره فراغت خویش را با عبادت و انس با ذکر خدا پر مى کند مطبوع و دوست داشتنى مى گردد به طورى که لذت زندگى در دوره پیرى براى مردم خدا پرست از دوره جوانى بیشتر مى گردد .
 قیافه ((مرگ)) در چشم فرد با ایمان با آنچه در چشم فرد بى ایمان مى نماید , عوض مى شود از نظر چنین فردى دیگر مرگ , نیستى و فنا نیست , انتقال از دنیائى فانى و گذرا به دنیائى باقى و پایدار , و از جهانى کوچکتر به جهانى بزرگتر است , مرگ منتقل شدن از جهان عمل و(( کشت)) است به جهان نتیجه و محصول از این رو چنین فردى نگرانیهاى خویش را از مرگ , با کوشش در کارهاى نیک که در زبان دین ((عمل صالح)) نامیده مى شود برطرف مى سازد .  قیافه ((مرگ)) در چشم فرد با ایمان با آنچه در چشم فرد بى ایمان مى نماید , عوض مى شود از نظر چنین فردى دیگر مرگ , نیستى و فنا نیست , انتقال از دنیائى فانى و گذرا به دنیائى باقى و پایدار , و از جهانى کوچکتر به جهانى بزرگتر است , مرگ منتقل شدن از جهان عمل و(( کشت)) است به جهان نتیجه و محصول از این رو چنین فردى نگرانیهاى خویش را از مرگ , با کوشش در کارهاى نیک که در زبان دین ((عمل صالح)) نامیده مى شود برطرف مى سازد .
 *از نظر ((روانشناسان)) , مسلم و قطعى است که اکثر بیماریهاى روانى که ناشى از ناراحتیهاى روحى و تلخیهاى زندگى است , در میان افراد ((غیر مذهبى)) دیده مى شود افراد مذهبى به هر نسبت که ایمان قوى و محکم داشته باشند از این بیماریها مصون ترند از این رو یکى از عوارض زندگى عصر ما که در اثر ضعف ایمانهاى مذهبى پدید آمده است افزایش بیمارها و بیماریهاى روانى و عصبى است . *از نظر ((روانشناسان)) , مسلم و قطعى است که اکثر بیماریهاى روانى که ناشى از ناراحتیهاى روحى و تلخیهاى زندگى است , در میان افراد ((غیر مذهبى)) دیده مى شود افراد مذهبى به هر نسبت که ایمان قوى و محکم داشته باشند از این بیماریها مصون ترند از این رو یکى از عوارض زندگى عصر ما که در اثر ضعف ایمانهاى مذهبى پدید آمده است افزایش بیمارها و بیماریهاى روانى و عصبى است .
 !منبع !منبع
 *مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى ج1 (انسان وایمان ) *مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى ج1 (انسان وایمان )

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 17 بهمن 1383 [07:20 ]   2   اسماعیل جلمبادانی      جاری 
 شنبه 17 بهمن 1383 [07:14 ]   1   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..