منو
 کاربر Online
832 کاربر online

کدام علم ؟

تازه کردن چاپ
دانشنامه
(cached)




نظریه اول : منظور اسلام از علم‏ ،علوم دینی است


ممکن است کسی بگوید مقصود از همه این تأکید و توصیه‏ها ،علم خود دین است .

یعنی همه به این منظور گفته شده است که مردم به خود دین عالم شوند و اگر نظر اسلام از علم ، علم دین باشد در حقیقت به خودش‏ توصیه کرده و درباره علم به معنی اطلاع بر حقایق کائنات و شناختن امور عالم چیزی نگفته و اشکال به حال اول باقی می‏ماند ، زیرا هر مسلکی هر اندازه هم ضد علم باشد و با آگاهی و اطلاع و بالارفتن سطح فکر و معلومات مردم مخالف باشد ، با آشنایی با خودش مخالف نیست ، بلکه‏ خواهد گفت با من آشنا باشید و با غیر من آشنا نباشید .

اشکال نظریه


پس اگر منظور اسلام از علم ، خصوص علم دینی باشد باید گفت موافقت اسلام با علم صفر است و نظر اسلام درباره علم منفی است .

برای کسی که درست با اسلام و منطق اسلام آشنا باشد جای این احتمال نیست‏ که بگوید نظر اسلام درباره علم منحصرا علوم دینی است .

این احتمال فقط از ناحیه طرز عمل مسلمین در قرنهای اخیر که تدریجا دایره معلومات را کوچکتر کردند و معلومات خود را محدود کردند پیدا شده ، و الا آنجا که می‏فرماید :

" حکمت گمشده مؤمن است پس آن را به چنگ آورید ولو اینکه بخواهید از دست مشرکان بگیرید " ، معنی ندارد که خصوص علوم دینی باشد .مشرک را با علوم دین چکار ؟

یا در جمله " « اطلبوا العلم و لو بالصین » " ، چین به‏ عنوان دورترین نقطه و یا به اعتبار اینکه در آن ایام یکی از مراکز علم و صنعت جهان بوده یاد شده . قدر مسلم این است که چین نه در آن زمان و نه‏ در زمانهای دیگر مرکز علوم دینی نبوده است .

گذشته از همه اینها در متن سخنان رسول اکرم تقیید و تحدید و تفسیر شده‏ که مقصود چه علمی است ، اما نه تحت عنوان اینکه فلان علم باشد یا فلان‏ علم ، بلکه تحت عنوان علم نافع ، علمی که دانستن آن فایده برساند و ندانستن آن ضرر برساند .

نظریه دوم : منظور از علم ،هر علم نافع است


هر علمی که متضمن فایده و اثری باشد و آن فایده‏ و اثر را اسلام به رسمیت بشناسد یعنی آن اثر را اثر خوب و مفید بداند آن‏ علم از نظر اسلام خوب و مورد توصیه و تشویق است .


پس حسابش روشن است . باید دید اسلام چه چیز را فایده و چه چیز را ضرر می‏داند . هر علمی که به منظوری از منظورهای فردی یا اجتماعی اسلام کمک می‏دهد و ندانستن آن ، سبب زمین خوردن آن منظور می‏گردد آن علم را اسلام توصیه می‏کند ، و هر علمی که در منظورهای اسلامی‏ تأثیر ندارد اسلام درباره آن علم نظر خاصی ندارد ، و هر علم که تأثیر سوء دارد با آن مخالف است .

سیره ائمه دین درباره علم


ما شیعه هستیم و ائمه اطهار علیهم السلام را اوصیای پیغمبر اکرم می‏دانیم‏ . گفتار آنها و سیرت آنها برای ما سند است .
همان طوری که می‏دانیم از اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری مسلمین با علوم جهان آشنا شدند و انواع علوم را از یونان و هند و ایران ترجمه کردند .

و از طرفی می‏دانیم‏ ائمه اطهار از انتقاد و خرده گیری به کارهای خلفا کوتاهی نمی کردند ، کتابهای ما پر است از این انتقادها .

اگر بنا بود که نظر اسلام درباره‏ علم نظر منفی و مخالف بود و علم خراب کننده و منهدم کننده دین می‏بود ، ائمه اطهار این عمل خلفا را که دستگاه وسیعی از مترجمین و ناقلین به وجود آورده بودند و انواع کتب نجومی ، منطقی ، فلسفی ، طبی ، حیوان شناسی ، ادبی و تاریخی ترجمه شد انتقاد می‏کردند ، همان طوری که بعضی کارهای دیگر خلفا را شدیدا مورد انتقاد قرار دادند .

اگر بنا به انتقاد می‏بود این عمل‏ بیش از هر عمل دیگر در میان عوام تحت عنوان " حسبنا کتاب الله " زمینه انتقاد داشت ، ولی هیچ اثری در طول صد و شصت سال که بر این‏ قضیه گذشت از انتقاد دیده نمی شود.

منطق قرآن درباره علم


گذشته از همه اینها منطق خود قرآن درباره علم به شکلی است که قابل‏ تخصیص و اختصاص نمی‏باشد . قرآن علم را نور و جهل را ظلمت می‏داند ، می‏فرماید مطلقا نور بر ظلمت ترجیح دارد .


قرآن صریحا مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه و تفکر پیشنهاد می‏کند . این موضوعات همانهاست که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی و زیستی و تاریخی و غیره است که امروز در دنیا می‏بینیم .



همچنین در سوره بقره آیه‏ 164 می‏فرماید :

" « إن فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک‏ التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما أنزل الله من السماء من ماء فأحیا به اعرض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون »" .

در آفرینش آسمانها و زمین ، در گردش شب و روز ، در حرکت کشتی‏ بر روی آب که به وسیله آن بشر منتفع می‏گردد ، آمدن و ریزش باران که‏ سبب حیات زمین می‏گردد ، حیواناتی که در روی زمین در حرکت‏اند ، گردش‏ بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلق‏اند ، در همه‏ اینها نشانه‏های قدرت و حکمت پروردگار است .

یعنی همه اینها قوانین و نظاماتی دارند و شناختن این نظامات شما را به توحید نزدیک می‏کند .

قرآن صریحا مردم را به مطالعه در این امور توصیه کرده و می‏دانیم مطالعه‏ همینهاست که منجر به علم فلک و ستاره شناسی ، زمین شناسی ، دریاشناسی ، علم کائنات جویه ، حیوان شناسی و غیره شده است .


همچنین است در سوره‏ جاثیه آیه 2 و سوره فاطر آیه 25 و بسیاری آیات دیگر .

قرآن کتابی است که اولین مرتبه که نازل شد سخن خود را با " خواندن " ، " علم " و " کتابت " آغاز کرد . وحی قرآن با تذکر اینها آغاز گشت‏ :

" « إقرأ باسم ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق، إقرأ و ربک الاکرم‏ ، الذی علم بالقلم »"

بخوان به نام پروردگارت ، آنکه آفرید ، انسان را از خون بسته‏ آفرید . بخوان و پروردگار تو کریم ترین کریمان است که آموزانید نوشتن با قلم را . ( علق ، 1 -4)

توحید و علم


اسلام دینی است که با توحید آغاز می‏گردد و توحید مسأله‏ای است تعقلی که‏ تقلید و تعبد در آن جایز نیست ، حتما باید تعقل و استدلال و تفلسف در آن‏ باشد ، اگر اسلام از ثنویت یا تثلیث آغاز شده بود نمی توانست ورود در آن مبحث را آزاد بگذارد ، چاره‏ای نبود از اینکه آن را منطقه ممنوعه اعلام‏ کند .

^
اسلام از توحید آغاز شده که نه تنها آن را منطقه ممنوعه نمی داند بلکه منطقه‏ای لازم الورود می‏داند . مدخل این منطقه هم از نظر قرآن تمام‏ صفحه کائنات است ، کارت ورودی‏اش علم و تحصیل است ، ابزار و وسیله‏ گردش در این منطقه قوه تفکر و استدلال منطقی است .

اینها موضوعاتی است که قرآن برای مطالعه عرضه می‏دارد . و اما اینکه‏ مسلمین کمتر موفق شدند در این موضوعات به مطالعه بپردازند و بیشتر مطالعات خود را موضوعاتی قرار دادند که هیچ گونه توصیه‏ای از طرف قرآن‏ نشده مطلب دیگری است و علل خاصی دارد ، فعلا جای بحث آن نیست .

اینها همه قرائنی است که نشان می‏دهد نظر اسلام منحصرا علوم دینی نیست‏ .

از قدیم این مطلب مطرح بوده که آیا منظور اسلام از علمی که آن را فریضه‏ و واجب خوانده چیست ؟ و هر دسته‏ای خواسته‏اند کلام پیغمبر را به همان‏ رشته معلوماتی که خودشان داشته‏اند تطبیق کنند .

متکلمین می‏گفته‏اند مقصود خصوص علم کلام است ، مفسرین می‏گفته‏اند مقصود علم تفسیر است ، محدثین‏ می‏گفته‏اند مقصود علم حدیث است ، فقها گفته‏اند مقصود علم فقه است که هر کسی باید یا مجتهد باشد یا مقلد ، علمای اخلاق گفته‏اند مقصود علم اخلاق و اطلاع از منجیات و مهلکات است ، متصوفه می‏گفته‏اند مقصود علم سیر و سلوک و توحید عملی است ، غزالی بیست قول در این زمینه نقل می‏کند ، ولی‏ همان طور که محققین گفته‏اند مقصود هیچ یک از این علوم بالخصوص نیست .

اگر مقصود علم خاص می‏بود پیغمبر به همان علم تصریح می‏کرد . مقصود هر علم‏ مفید و سودمندی است که به کار می‏خورد .




منبع: بیست گفتار
نویسنده: شهید مطهری
صفحه258-263




تعداد بازدید ها: 11745


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..