منو
 کاربر Online
1236 کاربر online

ژئوفیزیک هوابرد

تازه کردن چاپ
علوم طبیعت > زمین شناسی > ژئوفیزیک
(cached)

برداشتهای ژئوفیزیک هوابرد که توسط هواپیما یا هلی کوپتر انجام می گیرد شامل اندازه گیری تغییراتچندین پارامتر فیزیکی زمین می باشد. مهمترین پارامترهای قابل اندازه گیری عبارتند از : رسانایی (Conductivity) که با عکس مقاومت ویژه برابر است، خود پذیری مغناطیسی (Susceptibility) ، چگالی و تجمع عناصر رادیواکتیو شامل پتاسیم و توریم و اورانیم ، هر گونه تغییر در نزدیکی سطح زمین که سبب تغییرات قابل اندازه گیری در این پارامترها شود، کاربردهای عملی ژئوفیزیک هوایی را نشان می دهد. دستگاههای اندازه گیری پارامترهای مذکور عبارتند از : الکترومغناطیس (EM)، مغناطیس ، گرانی، طیف سنجی اشعه گاما (AGS)، برداشتها EM تغییرات سه بعدی در رسانایی را که بدلیل تغییر در لیتولوژی ، شدت آلتراسیون و حجم آبهای زیرزمینی یا درجه شوری آن ایجاد شده است، به نقشه در می آورد. از برداشتهای مغناطیسی جهت تهیه نقشه تغییرات خود پذیری مغناطیسی که غالباً مربوط به تغییر درصد مگنتیت سنگها می باشد، استفاده می گردد و برداشتهای اسپکترومتری اشعه گاما ، تشعشعات حاصل از یک یا چند رادیو الحان طبیعی یا ساخت بشر را اندازه گیری می کند. روشهای مذکور جهت اهداف متعدد بکار گرفته می شود .‌در مواردی یک روش نشانه مستقیمی از وجود کانه مورد نظر را در اختیار قرار می دهد بطور مثال مواقعی که روش مغناطیسی برای یافتن کانه های آهن و نیکل بکار می رود.‌در موارد دیگر یک روش ممکن است تنها نشانه ای از مناسب بودن شرایط برای حضور کانی مورد نظر را ارائه دهد، بعنوان مثال روش مغناطیسی در اکتشاف نفت غالباً وسیله شناسایی در تعیین عمق سنگ کفهای آذرین می باشد تا با مشخص شدن ضخامت رسوبات اکتشاف نفت تضمین گردد.
اکتشافات برداشتهای ژئوفیزیکی را می توان در زمین، دریا و هوا انجام داد.‌در مناطقی که وسعت زیادی دارند (بیش از صد هزار کیلومتر مربع) غالباً از روشهای هوابرد استفاده می شود. زیرا این روشها خیلی سریعتر و با دقت بیشتری انجــام می گیرد.


- روش مغناطیس هوابرد:
روش مغناطیسی قدیمی ترین روش ژئوفیزیکی است که هم برای تعیین محل کانه های پنهان و حجم برای تعیین ساختارهای مربوط به رسوبات نفت و گاز بکار می رود. این روش از جمله روش هایی است که منشاء آن طبیعی بوده و ناشی از تاثیرا میدان مغناطیسی زمین بر روی سنگها می باشد. میدان مغناطیسی زمین هم ارز یک مغناطیس ماندگار است که در راستایی عموما÷ شمالی – جنوبی در نزدیکی محور چرخشی زمین قرار دارد. 99% میدان مغناطیسی زمین منشاء داخلی دارد که میدان اصلی محسوب گردیده و نسبتاً به آرامی تغییر می کند، و یک درصد باقیمانده منشاء خارجی دارد که میدان اصلی محسوب گردیده و نسبتاْ به آرامی تغییر می کند، و یک درصد باقیمانده منشاء خارجی دارد و نسبتاً سریع تغییر می کند.
تغییرات میدان اصلی معمولاً خیلی کوچکتر از میدان اصلی بوده و در اثر بی هنجاریهای مغناطیسی محلی که نتیجه تغییرات در محتوای کانی مغناطیسی سنگها است در نزدیکی سطح پوسته زمین بوجود می آید.
بررسی این تغییرات هدفهای ژئوفیزیک اکتشافی را تشکیل می دهد زیرا بی هنجاریهای محلی میدان مغناطیسی را می توان در ارتباط با ساختار محلی زمین تفسیر کرد. البته یکی از منابع اطلاعاتی بسیار مهم در این زمینه سنگهایی هستند که احتمال دارد در زمان شکل گیری خود بطور دائمی مغناطیده شده باشند. با استفاده از اندازه گیری مغناطیدگی سنگها،‌تاریخ گذشته میدان مغناطیسی را می توان استنتاج کرد.
در روش مغناطیسی بی هنجاریهای بدست آمده از برداشتهای صحرایی بر حسب تغییرات خود پذیری مغنایس( Susceptibility) و یا مغناطیس شدن دائم تعبیر و تفسیر می شود. هر دو خواص فوق در دمای زیر فقط کوری (Curie point) در سنگها وجود دارد بنابراین بی هنجاریهای مغناطیسی فقط تا اعماق 30 تا 40 کیلومتری محدود می شوند.


-کاربردهای روش مغناطیس هوابرد:
1-پی جویی سنگ معدن یا سنگ میزبان مغناطیسی :
که شامل ذخایر آهن ، سنگهای اولترامافیک حاوی کروم ، برخی از توده های مسیوسولفاید (معمولاً نیکل)، کیمبرلیت های حاوی الماس و قلع – تنگستن یا خاکهای نادر که با گرانیت ها همراه می باشند.

2- تهیه نقشه های زمین شناسی :
که شامل نقشه های لیتولوژی و ساختاری در نواحی هوازده یا پوشیده و ژئومتری حوضچه های رسوبی و نیز مطالعات ناحیه ای برای اهداف تکتونیکی (بعنوان مثال مطالعات پوسته ای ) و اکتشاف محیط های مساعد کانه زایی می باشد.

3- تعیین عمق (basement) :
جهت اکتشاف هیدروکربن ها و کانی های غیر فلزی و نیز اکتشاف کانی هایی که با basement مدفون شده همراه می باشند. (نظیر طلا) .

4- درصورتی که این روش با روشهای الکترومغناطیسی و پلاریزاسیون القایی (IP) همراه گردد می تواند در تشخیص رساناهای فلزی و غیر فلزی ،‌تفسیر هندسی تودههای رسانا یا پلاریزه مورد استفاده قرار گیرد.

5- مطالعات مهندسی ، آبهای زیرزمینی ، باستان شناسی و پهنه بندی خطر:
شامل تهیه نقشه گسلها و درزه های مدفون، تعیین عمق ایزوترم نقطه کوری و جستجوی اشیاء فلزی می باشد.


- روش رادیومتری هوابرد:
برخی از ایزوتوپهای عناصر ناپایدار بوده و با انتشار تشعشعات یونی فعال به هسته پایدارتری تبدیل می شوند. این ایزوتوپها ،‌ایزوتوپهای رادیواکتیو یا رادیوایزوتوپ نامیده می شوند. از نابودی مواد رادیواکتیو سه نوع پرتو اصلی منتشر می شود که عبارتند از اشعه آلفا ، بتا و گاما ،‌اشعه آلفا شامل دو پروتون و دو نوترون بوده و از آنجایی که دارای بار و جرم می باشد به آسانی توسط چند سانتی متر از هوا جذب می شود.ذرات بتا یک بار منفی منفرد را حمل می کنند و می توانند تا یک مترو درهوا سیر کنند.‌نابودی یک ذره آلفا یا بتا معمولاً هسته جدیدی را در یک حالت بر انگیخته باقی می گذارد، و انرژی اضافی بصورت پرتوهای گاما تشعشع می یابد.
این پرتوها دارای بار و جرم نبوده و ازاین رو بسیار نافذ می باشند،‌بطوریکه می توانند تا 30 سانتی متر در سنگ و چند صد متر در هوا نفوذ کنند.‌هر فوتون پرتو گاما انرژی مجزایی داشته و این انرژی ،‌مشخه ایزوتوپ چشمه تشعشعات می باشد.‌این روش ،‌ اساس اسپکترومتر پرتو گاما را تشکیل می دهد (Minty , 1997) . منابع طبیعی اشعه گاما که در بررسی های هوایی اندازه گیری می شوند، پتاسیم،‌اورانیم و توریم می باشند. بنابراین روش رادیومتری بر اساس اندازه گیری جریان و انرژی پرتو گامای منتشر شده در طول واپاشی ایزوتوپهای رادیواکتیو پتاسیم، اورانیم و توریم و تخمین نسبی این مواد در سنگهای سطحی می باشد. اطلاعات رادیومتری خام که در یک طیف 256 کاناله ثبت می گردد، شامل 5 پنجره انرژی بصورت زیر می باشد:
“Window” “Energy Range” “Channel Range”
Total caunt 410-2810 Kev 35-240
Potassium 1370-1570 Kev 117-134
Uranium 1660-1860 Kev 142-159
Thorium 2410-2810 Kev 206-240
Cosmic 3000-00 Kev 256


بعلت تفاوتهای موجود بین تشعشعاتی که از واپاشی پتاسیم ،‌اورانیم ،‌توریم ناشی می شود، اندازه گیری کل تشعشعات در داخل یک رنج انرژی معین ،‌تحت عنوان یک کانال شناخته شده ،‌صورت می گیرد. بطوریکه با اندازه گیری کل انرژی پرتو گاما ، پارامتر تشعشع کل (Total count) را خواهیم داشت.
روشهای رادیومتری در اکتشافات ناحیه ای بکار می رود ولی بستگی به آشکار بودن سنگهای مورد بررسی دارد، در صورتی که ناحیه توسط رسوبات پوشیده شور تشعشعات سنگهای زیرین جذب خواهد شد.‌متمرکز مطلق و نسبی عناصر رادیواکتیو بطور قابل توجهی با لیتولوژی تغییر می کند و رادیومتری قادر است تغییرات لیتولوژی جذبی را در داخل واحدهای سنگی نسبتاً یکنواحخت منعکس کند.‌از طرفی انواع سنگهای بسیار متفاوت می تواند علائم رادیومتری مشابهی داشته باشد.
عموماْ سنگهای فلسیک که در سطح زمین رخنمون دارند مخصوصاْ‌ گرانیت ها و ولکانیک های فلسیک، علائم رادیومتری واضحی در طول مدت واپاشی مقادیر بزرگی از پتاسیم،‌اورانیم و توریم دارند، در صورتی که سنگهای آتشفشانی مافیک فاقد این عناصر می باشند. چگونگی توزیع رادیوالحانها در سنگهای آذرین در جدول و منودار شماره یک نشان داده شده است.
رادیواکتیو سنگهای رسوبی عموماً بر اساس مواد اصلی آن می باشد و با محتویات سیلت و کانی سنگین تغییر می کند. بطور کلی رسها ، فسفاتها، سنگهی پتاسیم و رسوبات بیتومین دار (آغشته به مواد نفتی) رادیواکتیو بالاتری داشته و سنگ آهک ، ژیپس ،‌سنگ نمک،‌دولومیت و کوارتز پایین ترین مقدار را دارا می باشد. رادیواکتیویته سنگهای متامورفیک اساساً مربوط به رادیواکتیویته سنگهای اصلی آن می باشد. نتایج بررسی های رادیومتری می تواند توسط عوامل مختلفی نظیر عوامل زیر تحت تاثیر قرار می گیرد:
الف – گسترش خاکهای سطحی و سایر فرایندهای سطحی: تشعشع سنگ بستر ممکن است توسط موادی که بین سنگ و آشکار ساز قرار گرفته اند کاهش یابد زیرا بررسیهای رادیومتری قادرند اطلاعات را تا عمق 35 سانتی متری سطح زمین ثبت کند.‌افزایش در رطوبت خاک نیز تشعشعات را کاهش می دهد.
ب – تغییر در پارامترهای برداشت نظیر ارتفاع هواپیمایی که سنسور را بالای سطح زمین حمل می کند‌. (Terrian Clcarance) بطوریکه در ارتفاع پرواز 150 متری یک تغییر 15 متری، 10% تغییر در میزان اندازه گیری ایجاد می کند.
-عوارض ساخت بشر نظیر معادن کار شده قدیمی و یا جاده و ریل که غالباً مستلزم کاربرد سنگهای تازه بوده و بصورت عوارض خطی که می تواند مرزهای زمین شناسی را قطع کند دیده می شود.

- پتاسیــــم
پتاسیم یکی از ترکیبات بزرگ پوسته زمین (35، 02/0) می باشد که یک عنصر آلکالی بوده و میزبان های بزرگ آن فلدسپار های پتاسیک (بخصوص اورتوکلاز و میکروکلاین با تقریباً 13% پتاسیم) و میکا (بیوتیت و موسکویت با 8% پتاسیم) می باشد.‌پتاسیم در سنگهای فلسیک (گرانیت) نسبتاً بالایی و در بازالتهای مافیک پایین و در دونیت ها و پریدوتیت ها خیلی پایین می باشد.‌طی هوازدگی جایگاه پتاسیم در بیوتیت ،‌فلدسپار پتاسیک و موسکویت از بین می رود . پتاسیم رها شده در هوازدگی می تواند توسط کانی ها حاوی پتاسیم نظیر ایلیت یا سایر کانیهای رسی مثل مونت موریونیت در شرایط مناسبی جذب شود.
در بررسی اشعه گاما،‌پتاسیم با اندازه گیری 1.46 mev اشعه گاما که از واپاشی 40K نتیجه شده آشکار می شود . این ایزوتوپ 02/0 از پتاسیم طبیعی را تشکیل داده و یک اندازه گیری صحیح از پتاسیم موجود در زمین می باشد (Dickson & Scott , 1997).
الگوهای آلتراسیون می توان با تغییرات در علائم رادیومتری ،غالباً با افزایش در پتاسیم مشخص گردد. بعضی از کانسارهای مس و طلای پورفیری (+MO) آلکالی و کالکوآلکالی با آلتراسیون هیدروترمال پتاسیک همراهند.

- اورانیم :
اورانیم ترکیب کوچکی از پوسته زمین ( 3ppm) می باشد که می تواند بصورت کانیهای اکسید و کانیهای سیلیکات اورانینایت و اورانوتورایت در سنگهای دیده شود.‌مونازیک ، گزنوتایم و زیرکن کانیهای اصلی حاوی اورانیم می باشند که فقط زیرکن و مونازیت در طی هوازدگی پایدار می باشند. اورانیم آزاد شده از کانی ها در طول هوازدگی ممکن است در اکسیدهای آهن اوتیژن (authigene) و کانیهای رسی باقیمانده و ذخایر اورانیم در شرایط مساعدی مشکل گیرد.
اورانیم مادر سریهای واپاشیده ای است که به حالت پایدار 206Pbمنتهی می شود. اورانیم در طول مدت واپاشی خودش اشعه گاما منتشر نمی کند و بیشترین اشعه گاما توسط ایزوتوپ های دختر آن منتشر می شود. برداشت رادیومتری آشکار کردن سنگ معدن اورانیم نزدیک سطح مهم می باشد.


توریم :
توریم ترکیب کوچکی از پوسته زمین ( 12ppm) می باشد.‌قابلیت انحلال ترکیبات توریم بجز در محلولهای اسیدی معمولاْ پایین می باشد.‌اما ترکیبات آلی ممکن است قابلیت انحلال توریم را در شرایط PH خنثی افزایش دهد.‌توریم ممکن است در آلانایت،‌مونازیت،‌گزنونیم و زیرکن در سطوح بیش از 1000 ppm دیده شود.‌کانیهای اصلی حاوی توریم (مونازیت و زیرکن) در طول مدت هوازدگی پایدار می باشند که احتمالاْ در ذخایر سنگهای کانی سنگین جمع می شوند.
توریم آزاد شده در اثر تخریب کانیها در مدت هوازدگی ممن است در اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن یا تیتانیوم همراه با خاکهای رس باقی بماند.توریم نیز ماننداورانیم در مدت واپاشی،‌اشعه گاما منتشر نمی کند و ما در سریهای واپاشیده ای است که به 208pb پایدار منتهی می شود.‌بیشتر تشعشعات فعال گاما توسط ایزوتوپهای دختر حاصل از 208TL منتشر می شوند. (Dickson & Scott, 1997) از آنجایی که طی فرآیند آلتراسیون عموماً توریم غنی نمی شود نسبت K/th نشانه خوبی برای آلتراسیون پتاسیک می باشد.‌در نواحی گرمسیر توزیع رادیوالحانهای سنگ بستر بطور قابل توجهی با هوازدگی شدید تغییر می کند، بطوریکه افزایش در تجمع توریم و کاهش متقابل در پتاسیم در ناحیه هوازده مشاهده می شود.

- کاربردهای رادیومتری هوابرد:
1 - پی جویی سنگ معدن یا سنگ میزبان رادیواکتیو که عبارتند از:
ذخایر اورانیم ، سنگهای حامل توریم یا اورانیم که عبارتند از خاکهای نادر،‌قلع ، تنگتسن یا سایر کانی ها، سنگهای غنی از پتاسیم شامل کامی های اقتصادی (مثل کیمبرلیت)،‌زون های آلتره شده پتاسیم که احتمالاً با مس یا طلای پورفیری همراه می باشد و غنی شدگی اورانیم که نشانگر برخی از ذخایر طلا یا مس می باشد.

2- تهیه نقشه های زمین شناسی :
که شامل نقشه لیتولوژی در مناطقی از خاکهای رسوبی،‌اکتشاف برای محیط های مساعد کانه زایی و ردیابی منابع آبرفتی جهت انطباق با ژئوشیمی .
3- اکتشاف هیدروکربن ها:
که شامل اکتشاف هاله های رادیواکتیو بالای ذخایر هیدروکربن دار می باشند.


- روشهای الکترومغناطیس هوابرد:
تمام سیستم های القاء الکترومغناطیس بر اساس دو قانون مهم فیزیکی توصیف می شوند:
طبق قانون بیوساوار (Biot-Savrart) تمام جریانهای الکتریکی ، میدانهای مغناطیسی بوجود می آورند جریان الکتریکی جاری در یک سیم مستقیم یک میدان مغناطیسی حول محور جریان الکتریکی ایجاد می کند. قانون دوم قانون فاراده (Faraday) می باشد که طبق آن میدان مغناطیسی که با زمان تغییر می کند در هر رسانایی یک جریان الکتریکی القاء می کند.
دستگاههای الکترومغناطیسی هوابرد دارای یک سیستم فرستنده ، یک سیستم گیرنده می باشد که در داخل یک Bird که در زیر هلی کوپتر آویزان می باشد تعبیه می گردند. یک میدان مغناطیسی متغیر با زمان که میدان اولیه (Primary) نامیده می شود و توسط جریانهای الکتریکی متناوب در سیم پیچ فرستنده ایجاد می شود به طرف زمین فرستاده می شود. امواج الکترومغناطیسی بداخل زمین نفوذ کرده و در داخل سنگهای زیر سطحی منتشر می شوند. میدانهای EM اولیه از سیم پیچ فرستنده به سمت سیم پیچ گیرنده منتشر می شوند که این عمل هم از طریق بالای سطح زمین و هم زیرزمین صورت می گیرد. در صورتیکه سنگهای زیر سطحی هموژن و از نظر الکتریکی عایق باشند معمولاً هیچگونه اختلافی بین میدانهای منتشر شده در بالای سطح زمین و یا داخل زمین وجود نخواهد داشت.‌فقط یک مقدار از شدت میدانی که در داخل زمین منتشر شده کاسته خواهد شد.‌اما هنگامیکه یک جسم های در زیر سطحی حضور داشته باشد، نوسانات میدان حاصله از مولفه مغناطیسی میدان Eu اولیه سبب القاء جریانات گردابی (eddy) در داخل جسم هادی خواهد شد.‌شدت جریانهای القایی بستگی به رسانایی الکتریکی ،‌شکل و اندازه جسم هادی و نیز شدت و فرکانس میدان اولیه وموقعیت و جهت جسم هادی نسبت به فرستنده دارد.‌جریانهای گردابی یک میدان مغناطیسی ثانویه ( Secondary) در جسم هادی ایجاد می کند. میدان مغناطیسی ثانویه در سیم پیچ گیرنده سیگنالهای الکتریکی القاء می کند (شکل شماره 1).
در حقیقت سیم پیچ گیرنده در سیستم EM به میدان منتجه (Hr) که جمع بردای میدانهای اولیه (HP) و ثانویه (HS) می باشد پاسخ می دهد. میدان Hr هم از نظر فاز و هم از نظر دامنه با میدان اولیه فرق دارد.‌اختلافات بین میدانهای EM اولیه و Hr می تواند حضور یک جسم هادی زیر سطحی را مشخص نماید و اطلاعاتی در باره وضعیت هندسی و خواص الکتریکی آن فراهم نماید.‌عمق نفوذ روش الکترومغناطیس در حدود چند صد متر می باشد که بستگی به سیستم اندازه گیری و پوشش زمین شناسی دارد.


- کاربرد های روش الکترومغناطیس هوابرد:
1-پی جویی مستقیم اجسام هادی فلزی (مسیو سولفاید تیپیک، کانی های رسانا پیریت و یا پیروتیت یا گرانیت).
شامل : سنگ معدن مسیو سولفاید آذر آواری مس ،‌سرب، روی و فلزهای با ارزش که معمولاً با پیریت و یا پیروتیت همراه می باشند‌(برای تارگتهای خوب).
- کربنات های میزبان سرب- روی که غالباً با مارکاسیت، پیریت یا پیروتیت و گاهی با افقهای گرافیت همراه می باشند‌(برای تارگتهای ضعیف).
- توده های مسیو پیروتیت – پنتلاندیت شامل نیکل و گاهی مس و فلزهای با ارزش همراه با سنگهای مافیک و اولترامافیک (برای تارگتهای خوب).
- ذخایر رگه ای نقره غالباً همراه با استیبنیت ، مس ،‌کبالت،‌نیکل، پیریت در سنگهای ولکانیکی و رسوبی (عموماً برای تارگتهای ضعیف).
- رگه کوارتز حاوی طلا و پیریت گاهی همراه با استیبنیت ،‌نقره، بیسموت در سنگهای ولکانیکی و رسوبی و احتمالاً سنگهای نفوذی (تارگتهای ضعیف).
- ذخایر اسکارن مس و روی ، سرب و فلزهای با ارزش معمولاًً همراه با پیریت و مگنتیت در اطراف نفوذیهای آذرین (برای تارگتهای نسبتاْ ضعیف).
- زونهای گرافیت حاوی طلا همراه با پیریت یا بدون آن در بسترهای رسوبی و توفی‌(برای تارگتهای نسبتاً خوب)
2- پی جویی غیر مستقیم میزبانهای مساعد ذخایر کانی
- کیمبرلیت های حامل الماس
- سنگهای مافیک – اولترامافیک سرپانتینی شده میزبان نیکل (و گاهی مس و فلزهای با ارزش) و آزبست.
- ذخایر نیکل لاتریتی در ساپرولیت رسانا
- گسها و Shear زونها که میزبان طلای هیدروترمال و اورانیم و 000می باشد.
3-تهیه نقشه های زمین شناسی
تشخیص تغییرات در لیتولوژی (و ساختار) معمولاً با کمک روشهای مغناطیسی و رادیومتری .
4- کاربرد در آبهای زیرزمینی ،‌کشاورزی
- تهیه نقشه آبها و خاکهای نمک دار
- تهیه نقشه باطله های زیست محیطی و آبراهه های اسیدی معدنی
- تعیین حوضچه های آبی جدید
اطلاعات ژئوفیزیک هوابرد جمع آوری شده در ایران که توسط سازمان زمین شناسی مورد استفاده قرار می گیرد:

1- اطلاعات ناحیه ای کل ایران
بین سالهای 1974 و 1977 میلادی دو برداشت مغناطیس هوابرد با حساسیت بالا توسط Aero service (Hopuston , Texas) برای سازمان زمین شناسی صورت گرفته است که در مجموع بیشترین قسمتهای ایران را تحت پوشش قرار می دهد،‌هدف از انجام این کار بدست آوردن اطلاعات بیشتری از تکتونیک و زمین شناسی ناحیه ای ایران و نیز تعیین زونهای مساعد جهت اکتشافات تفضیلی کانیها و هیدروکربن ها می باشد.‌برداشت های صورت گرفته در سالهای 75-1974 و 77-1076 به ترتیب شامل 89058 و تقریباْ 162612 کیلومتر خط پردازی با فاصله خطوط پرواز Km 5/7 و فاصله خطوط کنترلی Km (Tie Line) 40 می باشد هواپیمای بکار رفته یک هدایت گر هوایی دوموتوره است که یک مگنتومتر بخار سزیم با حساسیت ثبت 02/0 گاما را حمل می کرده است.‌نقشه شدت کل میدان ایران با استفاده از این داده ها مطابق شکل شماره 2 در سازمان زمین شناسی تهیه گردیده است.

2- اطلاعات ژئوفیزیک هوابرد سازمان انرژی اتمی ایران:
اطلاعات مذکور شامل مغناطیس و رادیومتری (u, th, k) در مقیاس محلی می باشد که در سالهای 1978-1976 توسط سه شرکت خارجی آستیرکس اسرالیا، پراکلاسایزموس (PRAKLA-SEISMOS) آلمان و CGG فرانسه در نواحی از ایران به مساحت km2 000،600 برای سازمان انرژی اتمی برداشت شده است.
اطلاعات مغناطیسی توط مگنتومتر پروتون با حساسیت 5/0 نانوتلا برداشت گردیده و تصحیح IGRF با مدل 1975 روی آن انجام گرفته است، و اطلاعات رادیومتری نیز بوسیله اسپکترومتر پرتو گاما با مشخصات زیر برداشت شده است:
2 PI ARRAY 512 CHANNELS (FW) 5.300 CM NAI(TL)
(RW) 5.300 CM NAI(TL)
4 PI ARRAY 512 CHANNELS (FW) 50.300 CM NAI(TL)
(RW) 33.600 CM NAI(TL)
مشخصات پروازهای انجام گرفته عبارتند از:
Line spacing: 500 meters
Nominal terrain clearance: 120 meters
Sample interval: 1 second
Aircraft speed (FW) Max. 70 meters/second
Aircraft speed (RW) Max. 46 meters/second


3- اطلاعات ناحیه ای شرکت ملی مس ایران:
در سال 1992 Aerodat یک برداشت ژیوفیزیک هوابرد شامل مغناطیس – رادیومتری و الکترومغناطیس را بصورت تفضیلی در ناحیه کرمان برای شرکت ملی مس ایران انجام داد.
از این اطلاعات به منظور اکتشافات مس پورفیری و ذخایر اپی ترمال مرتبط با آن استفاده گردید. مشخصات برداشت ژئوفیزیک هوابرد بصورت زیر می باشد:
فاصله خطوط پرواز 200 متر،‌فاصله خطوط کنترلی 10 متر (Tie line) ، راستای پرواز شمال شرق – حنوب غرب،‌مساحت منطقه برداشت شده 7000 کیلومتر مربع و شامل 36000 کیلومتر خطی و 380 پرواز که از مارس تا اکتبر 1992 انجام پذیرفت. نقشه شدت کل میدان مغناطیسی ناحیه مورد بررسی در شکل شماره 3 نشان داده شده است.‌هلی کوپتر بکار رفته جهت پیمایش Bell214A و مشخصات سیستم عبارتند از:
Spectrometer:
- EXP loranium GR-820
- 16.71 detector (down woard looking)
- 4.21 detector (upward looking )
- mounted in helicopter

Magnetometer:
- Scintrex cesium sensor
- Aerodat control console

Electromagnetics:
- Aerodat 5 Frequency
- Coaxial 935 & 4600 H2
- Coplanar 500, 4175 & 33000H2

ارتفاع اسپکترومتر از سطح زمین 6 متر و سنسور مگنتومتر از سطح زمین 45 متر و سنسور الکترومگنتومتر 30 متر از سطح زمین می باشد.

4- اطلاعات تفصیلی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور:
در سال 2001 میلادی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور اقدام به خرید دستگاههای ژئوفیزیک هوابرد به طریقه مغناطیسی، رادیومتری و الکترومغناطیسی از شرکت کانادایی FuGRO نمود.‌مشخصات دستگاههای خریداری شده عبارتند از:


Minimag data acquisiion system
Novatel GPS receiver
Cesium Magnetometer
Exploranium GR-820/GPX 1024/256 Radiometric system
Aerodat Electromagnetic sensor
Base station eqaipment:
- MX 9212 GPS receiver
- GEM systems GSM- 19 proton Magnetometer
که شکل این دستگاهها بصورت شماتیک در شکل شماره 4 آورده شده است.

اولین پروژه در زمستان 1381 با حضور کارشناسان شرکت FuGRo و نصب دستگاهها در هلی کوپتر Bell214 سپاه در دامغان شروع گردید و پس از انتقال دانش فنی و کارشناسی و با نصب دستگاههایی و هلی کوپتر لامالی سازمان خدمات هلی کوپتری ادامه پروژه در سال 1382 توسط کارشناسان داخلی به اتمام رسید. مراحل انجام پروژه شامل سه مرحله برداشت داده ها ،‌پردازش و تعبیر و تفسیر آنها می باشد.

- برداشت داده ها:
اولین مرحله طراحی خطوط پرواز با در نظر گرفتن نکات زیر می باشد:
1- برداشت های هوایی که معمولاً در امتداد یک سری خطوط موازی با فواصل یکسان صورت می گیرد. جهت خطوط معمولاْ عمود بر ساختارهای زمین شناسی در نظر گرفته می شود تا بیشترین عوارض توسط خطوط قطع شود یکسری خطوط نیز با فواصل بیشتر عمود بر خطوط اصلی پرواز می شوند، که به آنها خطوط کنترلی گفته می شود، فاصله خطوط کنترلی معمولاً با نسبت یک پنجم و یا یک دهم فاصله خطوط پرواز طراحی می شود. فاصله بین خطوط پرواز همبستگی به مرحله اکتشاف دارد هر چقدر که در مرحله تفضیلی تری از اکتشاف باشیم خطوط را نزدیک تر بهم طراحی می کنیم. ارتفاع پرواز نقش مهمی در دقت داده ها دارد اکثر روشهای ژیوفیزیکی

تعداد بازدید ها: 19835


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..