رشد را صفحه اصلي خود كنيد   كاربر مهمان   ورود      چهارشنبه 21 بهمن 1388 
    
 منو
 صفحه های تصادفی
جاوا اسکریپت
دیاژنز ماسه سنگ
تانزانیت
تعمیم
سیستم های لوله ای در سازه برج
منتصر خلیفه عباسی
thrombosis and embolus arterial
ورزش رزمی
امدادگر
سیر «داروئی»
 کاربر Online
245 کاربر online

هجوم به خانه فاطمه علیهاسلام و سقط محسن

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > حوادث دوران امامت
(cached)

img/daneshnameh_up/a/ab/fatemeh8.jpg
امام صادق علیه السلام فرمود:
فاطمه علیهاسلام هنگام حمله‌ی عمر به خانه امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:« ای عمر، وای بر تو! این چه جراتی است که نسبت به خدا و رسولش به خرج می‌دهی؟! آیا می‏خواهی نسل رسول خدا را قطع کنی و نور خدا را خاموش نمایی؟ اما خداوند نور خود را تمام و کامل خواهد کرد.»
عمر گفت:« بس کن و دست از این سخن‏ها بردار، ای فاطمه! علی هم مانند یکی از مسلمین است. یا باید بیعت کند یا خانه را با همه‌ی اهلش به آتش می‏کشم.»

فاطمه علیهاسلام با ناله و گریه گفت:« خداوندا! شکایت من به سوی تو است که پیامبر و برگزیده‏ات در بین ما نیست. مردم حق ما را که تو برای ما در کتابت، قرآن، قرار دادی، ربودند.»
عمر گفت:« رها کن این سخنان زنانه را!»
در این هنگام شعله‌ی آتش را به در نزدیک کرد و قنفذ با فشار زیاد در را باز کرد و عمر آن‏چنان با لگد بر در کوبید که در به شکم مبارک زهرا خورد و محسن او سقط شد. سپس آن‌چنان بر صورت فاطمه سیلی زد که گوشواره‏هایش از زیر مقنعه نمایان شد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فریاد زد:« فضه! خانم خودت را دریاب که بچه‏اش را کشتند.» سپس یقه عمر را گرفت و او را به زمین زد و خواست او را بکشد که یکباره فرمایش رسول خدا را که امر به صبرش فرموده بود، به یاد آورد و فرمود:« به خدای محمد قسم، اگر آن عهد الهی نبود، می‏دانستی که نمی‏توانی داخل خانه من شوی.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 53، ص 18.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 1465


صفحه‌‌ی اول | درباره‌‌ی رشد | ارتباط با رشد | نقشه‌‌ی رشد