خانه دانشنامه
|
|
![]() |
![]() |
|
|
|
|
||||
![]() |
|
|
|
مردی در بیابان میان مکه و مدینه پسری در حدود 7 یا 8 ساله را دید. پسر سلام کرد، مرد پاسخ داد و پرسید:« از کجا میآیی؟!»
فرمود:« از جانب خداوند.» مرد پرسید:« کجا میروی؟» فرمود:«بهسوی خداوند.» مرد پرسید:«چه قصدی داری؟» فرمود:« قصد خداوند.» پرسید:« توشهات چیست؟» فرمود:« تقوی» پرسید:« از کدام طایفهای؟» فرمود: «عرب.» پرسید:« فرزند چه کسی هستی؟» فرمود:«من قریشی هستم. مردی از هاشم .» گفت:« برایم روشنتر بگو.» فرمود:« من علوی هستم.» سپس چهار بیت شعر خواند به این مضمون که: «ماییم که بر حوض کوثر موکّلایم و هر کس را که بخواهیم میپذیریم. خوشا به حال کسانی که به آن راه مییابند. هر کس به رستگاری رسید، از طریق ما رسید و هر کس که محبت ما توشهی اوست، هرگز خسران نمیبیند. هر کس ما را مسرور کند، او را مسرور خواهیم کرد و هر کس در دلش دوستی ما نباشد، نطفهاش ناپاک است. هر کس حق ما را غصب کند، بداند که میعادش روز قیامت است.» سپس فرمود:« من محمد باقر فرزند علی بن ابیطالب هستم.» و ناگهان از نظر مرد دور شد و مرد نفهمید او به آسمان صعود کرد یا به زمین فرو رفت. منابع: بحار الانوار، ج 46، ص 270. مراجعه شود به: معجزات امام باقر علیه السلام |
|
|
صفحهی اول | دربارهی رشد | ارتباط با رشد | نقشهی رشد |
|
| آدرس: تهران، خيابان استاد نجاتاللهي، خيابان سپند شرقي، شماره 26، دفتر شبكه رشد. | ||