رشد را صفحه اصلي خود كنيد   كاربر مهمان   ورود      چهارشنبه 21 بهمن 1388 
    
 منو
 صفحه های تصادفی
شمس ‏الدین محمد بن ابی‏بکر کرت
درخواست جایزه برای قتل امام حسین علیه السلام
سرب
گیاه شناسی
روزازیت
ارتباطات تلفن سیار
اندازه گیری اشعه فرابنفش
دیدن ملکوت آسمانها و زمین ها
سلمیاک
امانت و امانتداری در فرهنگ اسلام
 کاربر Online
387 کاربر online

امام هادی علیه السلام و پیشگویی مرگ متوکل

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > معجزات
(cached)

متوکل تصمیم گرفت روزی که سران کشورش برای تقدیم سلام می‌آیند دستور بدهد، امام هادی علیه السلام با پای پیاده نزد او بیاید. وزیر متوکل به او گفت:«این کار به ضرر تو تمام می شود و حرفهای بدی پشت سرت خواهند زد. این کار را نکن. و اگر حتما می‌خواهی تصمیمت را عملی کنی دستور بده همه فرماندهان و اشراف نیز پیاده بیایند که مردم گمان نکنند منظور تو تحقیر امام هادی است.» متوکل پذیرفت و نقشه اجرا شد.
فصل تابستان بود و امام علیه السلام وقتی به دالان ورودی قصر متوکل رسید عرق کرده بود.

یکی از نگهبانان متوکل می‌گوید:«امام را در دهلیز قصر نشاندم و صورت مبارکش را با حوله پاک کردم، و در ضمن به امام گفتم:«درباره پسر عمویتان، متوکل، فکر بد نکنید. منظورش فقط پیاده آمدن شما نبود، بلکه دیگران را هم مامور به انجام این کار بودند.»
امام هادی علیه السلام آیه 56 از سوره هود را خواند:«تمتعوا فی دارکم ثلاثه ایام ذالک و عد غیر مکذوب.» (خداوند از قول صالح پیامبر به قومش می‌فرماید: سه روز در خانه‌هایتان می‌مانید و پس از آن عذاب الهی می‌آید، و این وعده‌ای راست است.)

به خانه‌ام که برگشتم یکی از دوستانم که شیعه بود، نزد من آمد. به او گفتم:«ای رافضی بیا سخنی را که امروز از امامت شنیدم برایت بازگو کنم.» و ماجرا را گفتم.
به من گفت:«نصیحت مرا بپذیر. اگر امام هادی علیه السلام این را فرموده است، اموال و دارایی‌هایت را جمع کن که متوکل بعد از سه روز یا می‌میرد یا کشته می‌شود.»
من خشمناک شدم و او را ناسزا گفتم و از خود دور کردم، ولی وقتی تنها شدم فکر کردم دوراندیشی ضرر ندارد. اگر راست باشد ضرر نکرده‌ام. به دنبال این فکر به قصر متوکل رفتم و هر چه داشتم جمع کردم و به دست خویشان مورد اطمینانم به امانت سپردم، و تنها در خانه‌ام یک تکه حصیر باقی گذاشتم.
شب چهارم متوکل کشته شد و خودم و اموال و دارایی‌ام سالم ماند. به دنبال این موضوع، نزد امام هادی علیه السلام رفتم و از او خواستم برایم دعا کند. آن‌گاه ولایت راستین او را پذیرفتم و شیعه شدم.

منابع:
بحار الانوار، ج 50، ص 147، شماره 32.

مراجعه شود به:
معجزات امام هادی علیه السلام


تعداد بازدید ها: 1884


صفحه‌‌ی اول | درباره‌‌ی رشد | ارتباط با رشد | نقشه‌‌ی رشد