منو
 کاربر Online
740 کاربر online

ارزش واقعی انسان

تازه کردن چاپ
فرهنگ
(cached)



چرا باید انسان کامل را بشناسیم؟

انسان کامل یعنی انسان نمونه ، انسان اعلی یا انسان والا . انسان مانند بسیاری از چیزهای دیگر ، کامل و غیرکامل د ارد و بلکه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم‏ است :
انسان سالم کامل و انسان سالم غیر کامل .

شناختن انسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه اسلام ، از آن نظر برای ما مسلمین واجب است که‏ حکم مدل و الگو و حکم سرمشق را دارد ، یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل‏ باشیم چون اسلام می‏خواهد انسان کامل بسازد و تحت تربیت و تعلیم‏اسلامی به کمال انسانی خود برسیم ، باید بدانیم که انسان کامل چگونه است‏ .

چهره انسان کامل ،چهره روحی و معنوی‏اش چگونه چهره‏ای است‏ ؟
سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمائی است و مشخصات انسان کامل چگونه‏ مشخصاتی است ؟
اگر ما " انسان کامل " اسلام را نشناسیم ، قطعا نمی‏توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.

راههای شناخت انسان کامل از نظر اسلام


شناخت انسان کامل از نظر اسلام دو راه دارد :

راه اول این است که‏ ببینیم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان کامل را اگر چه در قرآن و سنت تعبیر " انسان کامل " نیست و تعبیر " مسلمان کامل " و " مؤمن کامل " است چگونه توصیف کرده‏اند ، ولی به هر حال معلوم است‏ که ( مسلمان کامل ) ، یعنی انسانی که در اسلام به کمال رسیده است ، و " مؤمن کامل " یعنی انسانی که در پرتو ایمان به کمال رسیده است .
باید ببینیم قرآن یا سنت ، انسان کامل را با چه مشخصاتی بیان کرده‏اند و چه‏ خطوطی برای سیمای انسان کامل کشیده‏اند . از قضا در این زمینه ، چه درقرآن و چه در سنت بیانات زیادی آمده است .

راه دوم شناخت انسان کامل ، از راه بیانها نیست که ببینیم در قرآن و سنت چه آمده است ، بلکه از این راه است که افرادی عینی را بشناسیم که مطمئن هستیم آنها آنچنان که اسلام و قرآن می‏خواهد ، ساخته‏ شده‏اند و وجود عینی انسانهای کامل اسلامی هستند ، چون انسان کامل اسلامی‏ فقط یک انسان ایده‏آلی و خیالی و ذهنی نیست که هیچوقت در خارج وجود پیدا نکرده باشد ، انسان کامل ، هم در حد اعلا و هم در درجات پائینتر ، در خارج وجود پیدا کرده است .
خود پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نمونه انسان کامل اسلام است . علی علیه‌السلام نمونه‏ دیگری از انسان کامل اسلام است . شناخت علی ، شناخت انسان کامل اسلام‏ است ، اما ( شناخت علی ) ، نه شناخت شناسنامه‏ای علی .

گاهی انسان ، علی را شناسنامه‏ای می‏شناسد ، نامش علی ، پسر ابوطالب ، ابوطالب پسر عبدالمطلب ، مادرش فاطمه دختر اسدبن عبدالعزی ، شوهر فاطمه ، پدر حسن و حسین ، در آن سال متولد شد ، فلان سال از دنیا رفت ، چنان جنگهائی کرد ، اینها شناختهای شناسنامه‏ای است ، یعنی اگر بخواهیم برای علی علیه‌السلام یک‏ شناسنامه صادر کنیم و به شناسنامه او آگاه باشیم ، شناسنامه‏اش اینهاست‏ ، اما شناخت شناسنامه‏ای علی ، شناخت علی نیست ، شناخت انسان کامل‏ نیست ، شناخت علی ، یعنی شناخت شخصیت علی نه شخص علی. به عبارت دیگر اوصاف علی نمونه انسان کامل است .

در هر حدی که‏ شخصیت جامع علی علیه‌السلام را بشناسیم ، انسان کامل اسلام را شناخته‏ایم و در هر حدی که انسان کامل را عملا نه اسما و لفظا امام و پیشوای خود قرار دهیم‏ ، راه او را برویم ، تابع و پیرو او باشیم و کوشش کنیم که خود را بر طبق‏ این نمونه بسازیم ، در همان حد شیعه این انسان کامل هستیم ، چون " الشیعة من شایع علیا " ( متن لمعه ، کتاب الوقف . ) شهید اول در لمعه به مناسبتی‏ این حرف را می‏گوید و دیگران هم این را گفته‏اند :

شیعه یعنی کسی که علی‏ را مشایعت کند ، یعنی انسان با " لفظ " شیعه نمی‏شود ، با " حرف " شیعه نمی‏شود ، با " حب و علاقه فقط " شیعه نمی‏شود ، پس با چه چیز شیعه‏ می‏شود؟ با مشایعت ، مشایعت یعنی همراهی .

وقتی کسی می‏رود ، شما پشت‏ سر و همراه او می‏روید ، این را " مشایعت " می‏گویند ، شیعه علی یعنی‏ مشایعت کننده عملی علی .

پس دو راه شناخت انسان کامل و همچنین فایده بحث از آن را دانستیم بنابراین ، مسئله انسان کامل یک بحث فلسفی و علمی محض نیست که فقط اثر علمی داشته باشد .

اگر انسان کامل اسلام را از راه بیان قرآن و سنت و از راه شناخت پرورده‏های کامل قرآن نشناسیم ، نمی‏توانیم راهی‏ را که اسلام معین کرده ، برویم و یک مسلمان واقعی و درست باشیم و همچنین‏ جامعه ما نمی‏تواند یک جامعه اسلامی باشد . پس ضرورت دارد انسان کامل و عالی و متعالی اسلام را بشناسیم .

اینجا یک سؤال مطرح است که اصلا معنی ( کامل ) چیست ؟

تمام و کمال


در زبان عربی دو کلمه نزدیک به یکدیگر( نه عین یکدیگر )داریم و ضد این دو کلمه یک کلمه است ، یعنی آن کلمه گاهی در ضد این به کار می‏رود وگاهی در ضد آن . در فارسی حتی خود آن دو کلمه را هم نداریم ، یعنی به جای‏ آن دو کلمه ، فقط یک کلمه داریم ، آن دو کلمه عربی یکی ( کمال ) است ودیگری ( تمام ) .

گاهی در عربی " کامل " گفته می‏شود و گاهی ( تام ) و در مقابل هر دو ( ناقص ) گفته می‏شود ، چنانکه در فارسی اینچنین‏ می‏گوئیم : این کامل است و آن ناقص ، این تام است ، تمام است و آن‏ دیگری ناقص .

در یک آیه از قرآن هر دو کلمه آمده است :

" « الیوم اکملت لکم‏ دینکم و اتممت علیکم نعمتی »" (سوره مائده ، آیه . 3 )

یعنی امروز دین شما را برایتان‏ کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم .
نفرمود : اتممت علیکم دینکم " ، و همچنین نفرمود : ( اکملت لکم نعمتی ) ، می‏گویند اگر چنین‏ گفته بود از نظر دستور زبان عربی درست نبود . حال فرق این دو کلمه چیست‏ ؟

ما اگر فرق این دو را نگوئیم ، نمی‏توانیم بحثمان را شروع کنیم ، یعنی‏ شروع بحث ما ، از دانستن معنی این دو کلمه است .

" تمام " برای یک شی‏ء در جائی گفته می‏شود که همه آنچه برای اصل وجود آن لازم است ، به وجود آمده باشد ، یعنی اگر بعضی از آن چیزها به وجود نیامده باشد ، این شی‏ء در ماهیت خودش ناقص است ، به طوری که می‏توان گفت که وجودش کسر برمی‏دارد نصفش موجود است ، ثلثش موجود است ، دو ثلثش موجود است ، و از این‏ قبیل .

مثلا ساختمان یک مسجد که براساس یک نقشه ساخته می‏شود احتیاج به‏ یک تالار دارد ، تالار هم احتیاج به دیوار و سقف و درب و شیشه و ملزومات دیگر دارد . وقتی همه آن چیزهایی که این ساختمان احتیاج دارد که اگر آنها نباشد ، نمی‏توان از ساختمان استفاده کرد فراهم شد ، می‏گویند : ساختمان تمام شد . برای نقطه مقابل این کلمه ، کلمه ناقص را بکار می‏بریم .

اما کمال در جائی است که یک شی‏ء بعد از آنکه " تمام " هست‏ ، باز درجه بالاتری هم می‏تواند داشته باشد و از آن درجه بالاتر ، درجه‏ بالاتر دیگری هم می‏تواند داشته باشد . اگر این کمال برای شی‏ء نباشد باز خود شی‏ء هست ، ولی با داشتن این کمال ، یک پله بالاتر رفته است .

کمال را در جهت عمودی بیان می‏کنند و تمام را در جهت افقی . وقتی شی‏ء در جهت افقی به نهایت وحد آخر خود برسد ، می‏گویند تمام شد ، و زمانی که‏ شی‏ء در جهت عمودی بالا رود ، می‏گویند کمال یافت . اگر می‏گویند : " عقل فلان کس کامل شده است " یعنی قبلا هم عقل داشته ، اما عقلش یک‏ درجه بالاتر آمده است ، " علم فلان کس کامل شده است " یعنی قبلا هم علم‏ داشت و از آن استفاده می‏کرد ولی اکنون علمش یک درجه کمالی را پیموده است .

پس یک انسان تمام داریم که در مقابل انسانی است که از نظر افقی ناتمام است ، یعنی اصلا نیمه انسان است ، کسر انسان است ، مثلا ثلث یا دو ثلث انسان است و به هر حال ، انسان تمام نیست ، و انسان‏ دیگری هم داریم که انسان تمام هست ولی کنوزالحقایق ، متاوی ، باب دال انسان تمام ، می‏تواند کامل باشد ، کاملتر باشد و از آن هم کاملتر باشد ،تا به آن حد نهائی نهائی که انسانی از آن بالاتر وجود ندارد برسد که‏ او را " انسان کامل کامل " که حد اعلای انسان است می‏نامیم .

تعبیر انسان کامل


تعبیر " انسان کامل " در ادبیات اسلامی تا قرن هفتم هجری وجود نداشته‏است . امروز در اروپا هم این تعبیر خیلی زیاد مطرح است ولی برای اولین‏ بار در دنیای اسلام این تعبیر در مورد انسان به کار برده شده است .

اولین‏ کسی که در مورد انسان ، تعبیر " انسان کامل " را مطرح کرد ، عارف‏ معروف ، محی‏الدین عربی اندلسی طائی است . محی الدین عربی پدر عرفان‏ اسلامی است ، یعنی تمام عرفائی که شما از قرن هفتم به بعد در میان تمام‏ ملل اسلامی سراغ دارید و از جمله عرفای ایرانی فارسی زبان ، از شاگردان‏ مکتب محی‏الدین هستند . مولوی یکی از شاگردان مکتب محی‏الدین است . او با این همه عظمت ، در مقابل محی‏الدین از نظر عرفانی چیزی نیست .

محی‏الدین ، مردی عربی نژاد از اولاد حاتم طائی ، و اهل اندلس بود . همه مسافرتهای او در کشورهای اسلامی بود و در شام از دنیا رفت . قبر محی‏الدین اندلسی شامی که به اعتبار مدفنش به او " شامی " می‏گویند در دمشق است . او شاگردی به نام صدرالدین قونوی دارد که بعد از محی‏الدین، بزرگترین عارف شمرده می‏شود.

اینکه عرفان‏ اسلامی به صورت علمی ، آنهم علم بسیار بسیار غامض درآمده است . محصول‏ کار محی‏الدین و شروح صدرالدین قونوی است . صدرالدین قونوی که اهل قونیه‏ در ترکیه است ، پسر زن محی‏الدین بود، یعنی محی‏الدین هم استادش بود و هم‏ شوهر مادرش . مولوی معاصر صدرالدین قونوی است . صدرالدین در مسجدی امام‏ جماعت بود و مولوی می‏رفت و به او اقتدا می‏کرد . افکار محی‏الدین به‏وسیله‏ صدرالدین قونوی به مولوی انتقال پیدا کرده است .

یکی از مسائلی که این مرد طرح کرد ، مسئله انسان کامل بود ، ولی البته‏ او از دیدگاه عرفان آن را طرح کرده است . مخصوصا یکی از سؤالاتی که‏ از محمود شبستری معروف ، صاحب منظومه بسیار بسیار عالی و نفیس ادبی و کم‏نظیر " گلشن راز " شده است در مورد انسان کامل است که او هم با دید عرفانی جواب داده است . پس اولین کسی که با لفظ " انسان کامل " این‏ مسئله را طرح کرد و با دید خاص عرفانی ، این مطلب را بیان کرد ، اوست‏ . دیگران هم انسان کامل را هر کسی از دید خود به شکلی بیان کرده‏اند .

تعریف انسان کامل






آیا دوست دارید داستانهایی درباره معیار انسانیت بخوانید:





مطالب مرتبط





تعداد بازدید ها: 35174


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..