منو
 کاربر Online
952 کاربر online

گفتگو با حضرت خضر

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > فضائل از دیدگاه خداو اولیاء
(cached)

حارث اعور همدانی می گوید:

در نُخَیله، نزدیک کوفه، پیرمردی را با امیرالمؤمنین علی علیه السلام دیدم.

به امام گفتم:« این مرد کیست؟ »

فرمود:« برادرم خضر است که نزد من آمده و از باقی مانده عمر دنیا می پرسد. من نیز از مقداری که از عمر دنیا گذشته از او پرسیدم. او به من خبر داد، ولی من از او آگاه ترم.»

آن گاه فرمود:

« برای ما طبقی از خرمای تازه از آسمان آوردند. خضر هسته هایش را دور انداخت، ولی من در دستم جمع کردم.»

به امیرالمومنین گفتم:

« هسته ها را به من ببخش.»

امام نیز آنها را به من بخشید و من آنها را کاشتم و محصولی که داد، بهترین رطبی بود که تا آن زمان دیده بودم.

منبع:


  • بحارالانوار، ج 39، ص131، حدیث 3 ------ قصص الانبیاء

مراجعه شود به:




تعداد بازدید ها: 12992


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..