منو
 کاربر Online
624 کاربر online

پالئوزوئیک در ایران

چاپ
علوم طبیعت > زمین شناسی > زمین شناسی ایران

مقدمه

پالئوزوییــک با طول مدت 340 میلیون سال (از 570 تا 230 میلیون سال پیش) طولانـی‎تریـن اراتم (Earathem) هاى فانروزوییک است که نام آن از دو کلمة یونانى پالئوس (Palaios )به معنى دیرینه و زئون (Zoon )به معنى موجود زنده مشتق شده و هم‎ارز فارسى آن واژه «دیرینه‎زیستى » است.
بررسی‎هاى دیرینه‎جغرافیایى نشان می‎دهد که پس از رخداد کوهزایى کاتانگایى ،از زمان پرکامبرین پسین تا پایان تریاس میانى، سرزمین ایران، به عنوان یک سکوى با ثبات، با دریاى کم ژرفا پوشیده که گاه با حرکت رو به بالاى زمین و پسروى دریا به خشکى تبدیل می‎شد. به همین دلیل، به جز باریکه‎هاى کافتى پرتحرک مانند زون سنندج – سیرجان ، در دیگر نواحى ایران سنگ‎هاى پالئوزوییک از نوع رسوبات بر قاره‎اى (Epicontinental) است. ولى، با وجود شرایط یکسان رسوبى، از تفاوت‎هاى رخساره‎اى و تغییرضخامت رسوبات، چنین استنباط می‎شود که این رسوبات در حوضه‎هاى رسوبى مستقل و جدا از هم انباشته شده‎اند.

تصویر


چینه شناسی پالئوزوئیک ایران

توالى سنگ‎هاى پالئوزوییک ایران کامل نیست. به گفته دیگر در توالى رسوبى این دوران، نبودهاى چینه‏‎شناسى زیادى وجود دارد که ممکن است بر حسب زمان و مکان بسیار مهم و طولانى باشند. براى نمونه می‎توان به نبود چینه‎شناسى حدود 40 میلیون سال بین سنگ‎هاى اردویسین سیلورین و یا نبود رسوبى حدود 70 میلیون سال بین سنگ‎هاى دونین پسین و پرمین پیشین در کوه‎هاى زاگرس اشاره کرد. نبودهاى چینه‎شناسى مورد سخن، بیشتر بدون چین‎خوردگى و به تقریب در همه جا سطوح فرسایشى از نوع دگرشیبى موازى ‎است که گویاى حرکت‎هاى زمین‎ساختى زمین‎زا و تغییرات سطح آب دریاها، وابسته به دو جنبش کوهزایى کالدونین و هرسی‎نین است.بخش زیرین پوشش سکوى پرکامبرین پسین – پالئوزوییک ایران، رخساره سنگى مشابه با سنگ‎هاى همزمان در کشورهاى افغانستان، پاکستان، ترکیه و عربستان دارد. به همین دلیل پذیرفته شده که از زمان پرکامبرین پسین تا پالئوزوییک پایانى، ایران قسمتى از سکوى قاره‎اى آفریقا – عربستان بوده که در شمال ابرقاره گندوانا قرار داشته است. افزون بر شواهد سنگ‎چینه‎اى، همخوانى و شباهت قطب‎هاى مغناطیسى ایران مرکزى و البرز با قطب‎هاى مغناطیسى آفریقا – عربستان، دلیلى بر این مطلب است. گفتنى است که وجود ردیف‎هاى مولاس گونه مشابه با سنگ‎هاى پرمین – تریاس صفحة توران در بلندی‎هاى شمال شرقی ایران سبب شده تا کوه‎هاى هزار مسجد – کپه‎داغ لبه جنوبى صفحة توران و بخشى از صفحة اوراسیا دانسته شود و چنین تصور شود که زمیندرز تتیس کهن، کوه‎هاى کپه‎داغ را از بقیه سکوى ایران جدا می‎کند. ولى، یافته‎هاى زمین‎شناسى جدید نشان می‎دهد به جز پرمین، سنگ‎هاى پالئوزوییک کپه‎داغ، رخسارة سنگى مشابه با صفحة‎ ایران (گندوانا) دارند. به همین رو، این باور قوت می‎گیرد که در زمان پالئوزوییک پهنه کپه‎داغ همچنان بخشى از سکوى ایران – عربستان بوده و به احتمال خط مفصلى صفحه ایران و صفحه توران، در شمال کپه‎داغ قرار داشته است. با این حال، از جنوب غربی مشهد تا شمال شرقی فریمان، رخنمون‎هاى ناپیوسته‎اى از پوسته‎هاى اقیانوسى و رسوب‎هاى پلاژیک به سن پرمین وجود دارد که مبین یک کافت درون قاره‎اى، همراه با اقیانوس‎زایى، به سن پرمین است که کوه‎هاى کپه‎داغ را از دیگر بخش‎هاى صفحة ایران جدا می‎سازد.
سنگ‎هاى کامبرین زیرین ایران، بیشتر رخساره کولابى – قاره‎اى دارند. در حالى که، سنگ‎هاى کامبرین میانى و بالایى که پس از یک وقفه رسوبى انباشته‎ شده‎اند، نشانگر رسوبات کم ژرفاى دریایی‎ هستند. گسترش جغرافیایى ردیف‎هاى شیلى و ‎ماسه‎سنگى سبز رنگ اردویسین – سیلورین محدود به البرز خاورى و شرق ایران مرکزى و جنوب شرقی زاگرس است. نبود این سنگ‎ها، به همراه توالی‎هاى دونین زیرین در بخش‎هاى گسترده‎اى از غرب و شمال غربی ایران، می‎تواند معرف حرکت‎هاى رو به بالاى زمین و چرخه‎هاى فرسایشى وابسته به رخداد زمین‎ساختى کالدونین باشد. گستردگى به نسبت زیاد سنگ‎هاى دونین بالایى – کربونیفر پایینى، نشانگر برقرارى دوبارة شرایط سکویى و چیرگى دریاهاى کم ژرفاست ولى، رسوبات کربنیفر بالایى در ایران وجود ندارد و نشانگر یک دوره خشکی‎زایى وابسته به رویداد زمین‎ساختى هرسی‎نین است. بر خلاف کربونیفر بالایى، گستردگى بسیار زیاد کربنات‎هاى شیمیایى پرمین، معرف دریازا بودن فازهاى پایانى چرخه کوهزایى هرسی‎نین دانسته شده است. در یک نگاه کلى، در بیشتر پالئوزوییک، حوضه‎هاى رسوبى ایران از نوع آوارى بوده‎اند و فقط در اواخر این دوران حوضه‎هاى رسوبى دریایى، حاوى ردیف‎هاى آهکى شیمیایى توسعه بیشترى داشته‎اند.

تصویر


در مورد مرز پرکامبرین – کامبرین باید گفت که اگرچه در گذشته ماسه‎سنگ‎‎هاى سُرخ سازند لالون را آغاز چرخه رسوبى پالئوزوییک ایران دانسته و سنگ‎هاى زیر این سازند (سازندهاى بایندور، سلطانیه، باروت و زاگون)، را با عنوان اینفراکامبرین، به طور قراردادى، به پرکامبرین پسین نسبت می‎دادند ولى، یافته‎هاى فسیلى جدید، نشان داده است که بخش بالایى سازند سلطانیه داراى فسیل‎هاى کامبرین پیشین است. به طورى که مرز پرکامبرین – پالئوزوییک، بدون هیچ‎گونه نشانه‎اى از ناآرامی‎هاى زمین‎ساختى و ناپیوستگى از درون سازند سلطانیه می‎گذرد.
مرز بالایى پالئوزوییک ایران همچنان قابل بحث است. اگرچه پرمین به عنوان یکى از حرکت‎هاى تاریخ زمین (رویداد پالاتین(Palatian) ) دانسته شده، ولى رخساره‎هاى سنگى مرز پالئوزوییک و مزوزوییک تفاوت آشکار ندارند و در ایران، همانند پاره‎اى نقاط جهان، مرز پرمین و تریاس فقط با نبود رسوبى و سطوح فرسایشى مشخص است و حتى در پاره‎اى نواحى (جلفا، آباده، شهرضا، آمل، 000) ممکن است مرز پرمین به تریاس تدریجى باشد که با یک زون حدواسط حاوى سنگواره‎هاى مشترک پرمین و تریاس مشخص می‎شود.
واقعیت‎هاى چینه‎شناسى پالئوزوییک ایران نشان می‎دهد که بر خلاف بسیارى از نقاط جهان، تأثیر رویدادهاى کوهـزایــى کالدونیـن و هرسی‎نیـن بر سکوى پالئــوزوییک ایران بسیار ناچیـز است، به گونه‎اى که به جـــز حرکت‎هاى شاغولى نشانه‎هاى کوهزایى این رویداد، به جزچند مورد پرسش‎آمیز، شناخته نشده به همین رو سنگ‎هاى آتشفشانىپالئوزوییک ایران، گسترش چندان ندارند و پدیده‎هاى پلوتونیسم و دگرگونى نسبت داده شده به پالئوزوییک ایران نیاز به بازنگرى دارد. با عنایت به ماهیت رویدادهاى زمین‎ساختى، می‎توان پذیرفت که پالئوزوییک ایران دوران آرامش نسبى بوده است.

مباحث مرتبط با عنوان:
















تعداد بازدید ها: 19528


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..