منو
 کاربر Online
380 کاربر online

نامه پیامبر اکرم به قیصر، پادشاه روم

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > گزیده سخنان و نوشته ها
(cached)

دحیة کلبی نماینده پیامبر به سوی قیصر روم بود. دحیه سفرهای متعددی به شام داشت، با نقاط مختلف آن کاملا آشنا بود و چهره‌ای گیرا، صورتی زیبا، و سیرتی نیکو داشت.
ملاقات سفیر پیامبر با قیصر در شهر حمص انجام گرفت. وقتی خواست به حضور قیصر برود، کارپردازان قیصر به او گفتند:«باید در برابر قیصر سر به سجده بگذاری، در غیر این صورت به تو اعتنایی نمی‌کند و نامه‌ات را نخواهد گرفت.»
دحیه گفت:«من از طرف صاحب رسالت، محمد، مأمورم به قیصر ابلاغ کنم که بشرپرستی باید از میان برود و جز خدای یگانه کسی را پرستش نباید کرد.»
دحیه وقتی به حضور قیصر رفت، بی‌آنکه سجده کند، نامه را روی میز مخصوص قیصر گذاشت.
قیصر نامه را گشود و دید نامه با بسم الله شروع شده است. توجهش جلب شد و گفت:«من جز از سلیمان پیامبر، چنین نامه ای از کسی ندیده ام.»
مترجم عربی قیصر، نامه پیامبر را برای او خواند. مضمون نامه چنین بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
این نامه ای است از محمد، فرزند عبدالله، به هرقل ، بزرگ روم .
درود بر پیروان هدایت. من تو را به آئین اسلام دعوت می کنم، اسلام بیاور تا در امان باشی. خداوند به تو دو پاداش می دهد. (پاداش اسلام خود و اسلام آنانی که به واسطه تو اسلام می آورند.) اگر از آیین اسلام روی گردانی، گناه دیگر مردم نیز بر تو است. ای اهل کتاب ، ما شما را به یک اصل مشترک دعوت می کنیم و آن این است که غیر از خدا را نپرستیم و کسی را شریک او قرار ندهیم و هیچ یک از ما دیگری را به خدایی نگیرد. هرگاه آنان از آیین حق روی گرداندند، بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم و پیرو آیین اسلام.
محمد، رسول الله.»

قیصر پس از شنیدن نامه پیامبر، احتمال داد نویسنده نامه همان محمد موعود در انجیل و تورات باشد. به همین جهت با سران قریش مذاکره کرد و اطلاعاتی را درباره پیامبر از ابوسفیان کسب کرد.
آن‌گاه گفت:«من اطلاع داشتم که چنین پیامبری ظهور خواهد کرد ولی نمی دانستم از قوم قریش خواهد بود. حاضرم در برابر او خضوع کنم و به عنوان احترام، پاهای او را شستشو دهم. به زودی قدرت و شوکت او سرزمین روم را فرا خواهد گرفت.»
برادر زاده قیصر به او اعتراض کرد و گفت:«محمّد در نامه‌اش اسم خود را بر تو مقدم داشته است.»
قیصر گفت:«کسی که ناموس اکبر (فرشته وحی) بر او نازل می شود شایسته است که نامش بر نام من مقدم باشد.» آنگاه دحیه را فراخواند و او را احترام کرد و پاسخ نامه پیامبر را همراه هدیه‌ای به او داد تا به پیامبر برساند.

مراجعه شود به:
پیامبر اکرم و ارسال سفیر به سرزمین های مجاور


تعداد بازدید ها: 21881


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..