منو
 صفحه های تصادفی
وریدهای واریسی
نفت سنگین و ماسه‌های قیری
صهیب بن سنان
عناب «داروئی»
مورچه خوار
فیزیک در گذار زمان4
ایمنی شناسی
انبارهای ذخیره
معرف‌ها تشخیص دادن اسیدها و بازها
داستان کلورا
 کاربر Online
500 کاربر online

مفهوم خدا

چاپ
فرهنگ

img/daneshnameh_up/1/11/allah.jpg!در تاریخ ادیان این مسائل مطرح است که
  • علت پیدایش مفاهیم دینى که در رأس آنها مفهوم خدااست چیست ؟
  • مفهوم خدا چگونه پیدا شد ؟
  • آیا عامل پیدایش مفهوم خدا عقلانى است یا روانى ؟
  • اگربحث ازخدا فطرى است چراهمه افراد به این بحث علاقه نشان نمى دهند ؟
  • چرا هر اندازه علم بشر پیش مى رود علاقه به بحث از وجود خدا کم مى شود ؟

پاسخها


  • بشر از اولین روزهاى پیدایش خود پیوسته به جستجو و کنجکاوى از این موضوع پرداخته است . اگر اثبات این موضوع را فطرى بشر ندانیم ، با اینکه فطرى است ، اصل بحث از آفریدگار جهان فطرى است .مسائل بسیارى وجود دارد که از قدیمترین دورانها مورد توجه بشر بود است از قبیل مسئله علیت و معلولیت عامه و همچنین علیت و معلولیتهاى خاصه از قبیل تأثیر فلان دارو در علاج فلان بیمارى و تأثیر زمین و خورشید و ماه در خسوف و کسوف و امثال اینها .اینگونه مسائل عامل عقلانى و منطقى داشته اند یعنى طبیعت عقلانى و استعداد فکرى بشر بوده است که او را متوجه اینگونه مسائل کرده است. احیانا ممکن است آنچه بشر قرن ها آنرا پذیرفته است خطا و ناصواب باشد و در عین حال عامل آن فکر ناصواب , استعداد منطقى و عقلانى بشر باشد . مثلا فلکیات قدیم و پاره اى از طبیعیات خطا و ناصواب بود , ولى عاملى که بشر را بسوى همین فکر ناصواب سوق داده است جز استعداد منطقى و عقلانى و فکرى او نبوده است .

  • اما پاره اى از مسائل هست که قطعا چیز دیگر غیر از استعداد عقلانى و منطقى بشر در گرایش او به آنها تأثیر داشته است , مانند اعتقاد به نحوست بعضى چیزها . مانند اعتقاد به نحوست عدد13 . قطعا عامل دیگرى غیر از استعداد عقلانى و منطقى در پیدایش این اعتقاد تأثیر داشته است زیرا از نظر عقل و منطق کوچکترین تفاوتى میان عدد 13 و سایر اعداد نیست که لااقل احتمال داده شود آن تفاوت منشأ خطاى فکر و منطق بشر شده است .در این گونه مسائل است که باید به دنبال علت پیدایش آنها و رواج آنها رفت و آن علتها را که خارج از حوزه عقل و منطق بشر است کشف کرد. بر خلاف مسائلى که زمینه عقلانى و منطقى داشته اند در آنها انسان بودن انسان و استعداد عقلانى و فکرى او براى پیدایش آنها کافى است. همچنانکه در زمینه مسائلى که با تمایلات فطرى و ذاتى بشر بستگى دارد نیز بحث از علل خارجى و رفتن دنبال فرضیه ها براى مبدأ پیدایش آنها کار غلطى است .

  • مفاهیم خدا و دین و پرستش اگر با طبیعت عقلانى و منطقى بشر بستگى داشته باشد و یا با تمایلات فطرى و ذاتى او مربوط باشد کافى است براى توجه بشر با آنها و گرایش بسوى آنها . و اما اگر با هیچ یک از آنها بستگى نداشته باشد ناچار باید علت هاى خاص روانى و یا اجتماعى براى آنها جستجو کنیم . کسانیکه ترس , یا جهل , یا امتیازات طبقاتى یا محرومیت هاى اجتماعى , یا محرومیتهاى جنسى را منشأ پیدایش مفاهیم دینى و توجه بشر بخدا دانسته اند قبلا چنین فرض کرده اند که عامل منطقى و عقلانى یا تمایل فطرى و ذاتى در کار نبوده است و اعتقاد به خداو سایر مفاهیم دینى را از قبیل اعتقاد به نحوست 13 فرض کرده اند و آنگاه در مقام توجیه آن بر آمده اند , والا با وجود عامل منطقى یا فطرى جاى اینگونه فرضیه ها نیست .

از لحاظ منطقی بشر از قدیمترین ایام به مفهوم علیت و معلولیت پى برده است و همین کافى است که او را متوجه مبدأ کل کند و لااقل این پرسش را براى او بوجود آورد که آیا همه موجودات و پدیده ها از یک مبدأ آفرینش به وجود آمده اند یا نه ؟
بعلاوه بشر از قدیمترین ایام نظامات حیرت آور جهان را می دیده است, وجود خود را با تشکیلات منظم و دقیق مشاهده مى کرده است , همین کافى بوده است که این فکر را در او بوجود آورد که این تشکیلات منظم و این حرکات مرتب همه از مبدأ و منشأ مدبر و دانا و خود آگاه ناشى میشود یا نه ؟ لذاآیا با وجود این عوامل عقلانى و منطقى باز باید در جستجوى یک عامل اجتماعى و یا روانى باشیم ؟ مسلما فرضا اثبات وجود خدا فطرى نباشد اصل بحث از خدا فطرى است. پس درباره این که بشر چرا از خدا بحث کرده و مى کند نباید در جستجوى عامل دیگرى غیر از استعداد منطقى و عقلانى بود .

امااینکه اگر بحث و گفتگو درباره خدا فطرى است چرا همه افراد بشر به این بحث علاقه نشان نمی دهند ؟ چرا تنها محرومان و بیکاران به این بحث علاقه نشان میدهند ؟ چرا هر اندازه که علم و تمدن پیش می رود و بشر سرگرمیهاى جدى و واقعى پیدا مى کند از حرارتش نسبت به این بحث کاسته میشود ؟

پاسخ :


    • اولا لازمه فطرى بودن یک بحث این نیست که همه اوقات همه افراد را بگیرد . همچنانکه هیچ علاقه طبیعى دیگر نیز چنین نیست . علاقه به هنر و زیبائى یک علاقه فطرى است اما چنان نیست که یگانه سرگرمى بشر محسوب شود .

    • ثانیا چون امور مورد علاقه فطرى بشر متعدد است , یکى دو تا نیست . طبعا سرگرمى به بعضى از علائق , از علائق دیگر مى کاهد و احیانا آنها را به بوته فراموشى میسپارد . یک نفر دانش آموز تا وقتى که در محیط دانش است با علاقه وافر و عشق کامل به تحقیقات علمى میپردازد و از آنها لذت میبرد , اما همین که محیط دانش را رها مى کند و به وطن خود باز مى گردد و سرگرم ملاقات خویشاوندان و گردشهاى دسته جمعى و غیره می شود علاقه علمیش کاهش می یابد تا جائى که در خود رغبتى به فکر و مطالعه نمی یابد , با اینکه علاقه به تحقیق و کاهش یک علاقه فطرى و ذاتى است در بشر .علاقه دینى نیز همینطور است , با شرائط محیط بستگى دارد. یعنى بود و نبود موجبات توجه به مادیات در کاهش و افزایش این علاقه تأثیر بسزا دارد.

  • بعلاوه , هر علاقه فطرى در عین فطرى بودن احتیاج دارد به تذکر و تنبه بود و نبود مذاکرات الهى یعنى امورى که بشر را به خداو خالق خودش توجه دهد در افزایش و کاهش این علاقه مؤثر است . گرفتاریها و سرگرمیهاى مادى امروز بشر که فراوان و جالب و جاذب است از توجه به بحث و کاوش در امور معنوى می کاهد . ولى این گرفتارى ها و سرگرمیها سبب نمی شود که علاقه بشر به این مسائل به کلى از میان برود .

منبع

  • استاد شهید مطهری ،اصول فلسفه وروش رئالیسم ج5


تعداد بازدید ها: 23887


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..