منو
 کاربر Online
610 کاربر online

مستمند و ثروتمند

تازه کردن چاپ
دانشنامه
(cached)

مستمند و ثروتمند


رسول اللهصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مجلسی نشسته بودند و یاران گرداگرد حضرتش حلقه زده بودند. در این میان یک مسلمان که فقیر نیز بود از در رسید و در نقطه‌ای جای خالی یافت و آنجا نشست. از قضا پهلوی مرد ثروتمندی قرار گرفت. مرد ثروتمند جامه‌های خود را جمع کرد و خود را کنار کشید.

رسول اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که مراقب رفتار او بود به او رو کرد و گفت:

«ترسیدی که چیزی از فقر او به تو بچسبد یا ترسیدی که چیزی از ثروت تو به او سرایت کند؟»

گفت : نه یا رسول‌الله .

پیامبر گفت ترسیدی که جامه هایت کثیف و آلوده شود؟

گفت:نه .

پرسید پس چرا پهلو تهی کردی و خودت را به کناری کشیدی.

او گفت: اعتراف می کنم که اشتباهی مرتکب شده‌ام. و اکنون حاضرم به جبران این خطا و کفاره این گناه نیمی از ثروتم را به این مرد ببخشم.

مرد فقیر گفت ولی من حاضر نیستم بپذیرم. چون می ترسم روزی مرا هم غرور بگیرد و با یک برادر مسلمان خود آنچنان رفتاری بکنم که امروز این شخص با من کرد.

ماخذ: اصول کافی ج2 صفحه: 260 داستان راستان ص: 69


تعداد بازدید ها: 9214


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..