منو
 کاربر Online
944 کاربر online

مباهله رسول خدا با نصاری نجران

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > حوادث تاریخی
(cached)

رسول گرامی اسلام که از طرف خداوند یک مأموریت جهانی داشت، به منظور دعوت مسیحیان نجران، نامه ای به اسقف آن شهر نوشت و در ضمن آن نامه، آنها را به اسلام دعوت کرد به این مضمون که در صورت عدم قبول، یا باید جزیه دهند یا آماده جنگ گردند.

وقتی که نامه رسول خدا به دست اسقف رسید و از مضمونش مطّلع شد، ترس و وحشتی عظیم در دل او راه یافت و سپس با بزرگان قوم مشورت کرد، بنا شد که به دیدار رسول اکرم به مدینه بروند.

اسقف نصاری به همراهی یک هیأت شصت نفری به خدمت رسول خدا رسید و از آن حضرت سوالاتی کرد و پاسخهائی شنید که مفصّلاً در تواریخ ثبت است، اما از آنجا که حق پذیری، همراه مشکلات و محرومیتهایی است، مسیحیان بنای مجادله و مخاصمه گذاشتند که ناگاه فرمان خدای تعالی رسید که:
« فمن حاجّک فیه من بعد ماجاء ک من العلم فقل تعالوا اندع ابنا وابنائکم ونساتنا ونسائکم وانفسناو انفسکم ثم بنهتل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین »؛ (سوره آل عمران آیه 61)
هر گاه بعد از علمی که به تو رسید، باز کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخاستند پس به آنها بگو بیائید ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را دعوت کنیم و ما زنان خود را و شما زنان خود را و ما از نفوس خود و شما از نفوس خود دعوت کنیم.

آنگاه به مباهله برخیزیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) رسول خدا به دنبال فرمان الهی پیشنهاد مباهله دادند و نصارای نجران قبول کردند، بامداد روز بعد در حالیکه انبوه عظیمی از مسیحیان جمع شده بودند، همه دیدند که رسول خدا کودکی را که همان حسین علیه السلام بود در آغوش گرفته و دست کودکی را که همان حسن علیه السلام بود در دست دارد و پشت سر او فاطمه زهرا و امیرالمؤمنینعلیهمالسلام در حرکت اند.

به اتفاق جمیع مفسّرین شیعه و اهل سنّت حاضرین در مباهله فقط همین پنج نفربوده اند، نه کمتر و نه بیشتر.
مسیحیان پرسیدند:
همراهیان رسول خدا کیانند؟
گفتند:
دختر و داماد و فرزندان او هستند.

اسقف نصاری که مردی خردمند بود، به یاران خود گفت:
بخدا قسم من چهره هایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهها را متلاشی کند، درخواستشان رد نمی شود با این گروه مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و دیگر تا قیامت یک نصرانی روی زمین باقی نمی ماند.

سپس به رسول خدا گفتند:
ما با تو مباهله نمی کنیم. رسول خدا فرمود: پس اسلام بیاورید تا در نفع و ضرر مسلمین شریک باشید.
آنها قبول نکردند تا بالاخره حاضر شدند هر سال دو هزار حله و سی عدد زره آهنی به عنوان « جزیه » به مسلمانها بدهند و در مقابل در پناه مسلمین، زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند که این مراتب در نامه ای رسمی بخط امیرالمومنین علیه السلام نوشته و سپس امضا شد.

اهمیت و نکات مباهله:
باید دانست جریان مباهله یکی از مشهورترین جریاناتی است که در هر کتاب تاریخی ثبت شده و بسیاری از بزرگان اهل تسنن آنرا نقل کرده اند که از جمله آنها می توان مراجع زیر را نام برد:
1- صحیح مسلم در جلد 7 صفحه. 120
2- مسند احمد حنبل در جلد 1 صفحه. 185
3- تفسیرطبری در جلد 3 صفحه. 192
4- مستدرک حاکم در جلد 3 صفحه. 150
5- کتاب دلائل النبوه نوشته حافظ ابونعیم صفحه. 297
6- تفسیر فخر رازی در جلد 8 صفحه. 85 و دهها نفر از بزرگان آنها مانند قاضی بیضاوی و ابن اثیر و ابن جوزی و آلوسی و طنطاوی و زمخشری و غیره که با این ترتیب انکار این مسأله مهم برای احدی از مسلمین و غیر مسلمین ممکن نخواهد بود و لذا ائمه اطهار در جای جای استدلالهای خود در مورد فضائل امیرالمومنین از این قضیه قرآنی و تاریخی استفاده می کردند.


مساله مهمّی که جلب نظر میکند، کلمه « انفسنا » در آیه مبارک مباهله است که خداوند می فرماید:
« ای رسول گرامی ما بگو ما دعوت می کنیم افرادی را که نفس ما هستند یعنی جان ما هستند و شما هم دعوت کنید.»
و با آوردن تنها امیرالمؤمنین از بین تمام مسلمین، این تاج افتخار بر سر مبارک وی درخشید که فقط اوست جان پیغمبر و اوست نفس نفیس رسول خدا و این مسأله در تاریخ رسول خدا بارها تکرار شده و آن وجود مقدس یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را در مواقع زیادی نفس خود خوانده است، کما اینکه در قضیه بنواولیعه رسول خدا فرمود و یا در وقتی که از اصحاب سخن می گفتند و مقاماتی برای آنها بیان می کردند، پرسیدند: پس یا رسول الله، علی علیه السلام چه شد و چرا از او نمی گویید؟!

حضرت فرمود:
علی که جان من است یعنی علی را با دیگر از اصحاب مقایسه نکنید، او بالاتر از مقایسه است، او جان من است.
نکته دیگری که در این آیه است کلمه ابناءنا است یعنی ما فرزندانمان را می آوریم و همه دیدند که رسول خدا فقط حسن و حسین را که کودک بودند به همراه آوردند و از اینجا معلوم می شود حسن و حسین علیهماالسلام حقیقتا فرزندان رسول خدا هستند و نص آیه کریمه افتخاری است برای آنها تا روز قیامت.

و بالاخره نکته دیگر آنکه در آیه می فرماید و نساءنا یعنی قرار بود که رسول خدا زنهای خود را بیاورد ولی فقط فاطمه علیهاالسلام را بردند، یعنی کسی که مانند فاطمه در نزد خدا ارج و قرب داشته باشد که در بین زنهای مسلمانها نیست و این است افتخار و شرف.

منابع:
تفسیر المیزان، ج 3، ص 243
به بعد تفسیر نمونه، ج 2، ص 437 به بعد.

مراجعه شود به:


تعداد بازدید ها: 15512


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..