منو
 کاربر Online
908 کاربر online

فرق آزادی اندیشه و آزادی عقیده

تازه کردن چاپ
(cached)

فرق میان فکر و تفکر و عقیده

تفکر قوه ای است که ناشی از عقل داشتن انسان می باشد، چون انسان یک موجود عاقلی است ، موجود متفکری است . قدرت دارد در مسائل تفکر کند به واسطه تفکری که در مسائل می کند حقایق را تا حدودی که برایش مقدور است کشف می کند ، حال هر نوع تفکری باشد ، تفکر به اصطلاح استدلالی و استنتاجی و عقلی باشد یا تفکر تجربی خداوند تبارک و تعالی به انسان چنین نیرویی داده است ، به انسان عقل داده است که با آن فکر کند ، یعنی مجهولات را کشف کند.انسان ، جاهل به دنیا می آید در آن آیه شریفه می فرماید : خداوند شما را خلق کرددر حالی که چیزی نمی دانستید« اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا »ّ انسان جاهل به دنیا میآید و وظیفه دارد که عالم بشود چگونه عالم بشود ؟ با فکر و درس خواندن .

  • اسلام در مسئله تفکر نه تنها آزادی تفکر داده است بلکه یکی از واجبات در اسلام تفکر است ، یکی از عبادتها در اسلام تفکر است ما چون فقط قرآن خودمان را مطالعه می کنیم و کتابهای دیگر را مطالعه نمی کنیم کمتر به ارزش این همه تکیه کردن قرآن به تفکر پی می بریم شما هیچ کتابی نه مذهبی و نه غیر مذهبی پیدا نمی کنید که تا این اندازه بشر را سوق داده باشد به تفکر .می گوید فکر کنید ، در همه مسائل : در تاریخ ، در خلقت ، راجع به خدا ، راجع به انبیا و نبوت، راجع به معاد ، راجع به تذکرات و تعلیمات انبیا

  • تفکر حتی عبادت شمرده می شود و احادیث زیادی در این رابطه ما داریم:
« تفکر ساعه خیر من عباده سنه ، تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه ، تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه » یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت کردن افضل است ، از شصت سال عبادت کردن افضل است ، از هفتاد سال عبادت کردن افضل است.

  • گذشته از اینها در اسلام ، اصلی است راجع به اصول دین که وجه امتیاز ما و هر مذهب دیگری مخصوصا مسیحیت همین است اسلام می گوید اصول عقائد را جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری نمی پذیرم یعنی باید موحد بود ، خداشناس بود اما چرا خداشناس باشی ؟
می گوید دلیلش را خودت باید بفهمی ، این یک مسئله علمی است ، یک مسئله فکری و عقلی است همین طور که به یک دانش آموز می گویند این مسئله حساب را خودت باید بروی حل بکنی ، من حل بکنم به دردت نمی خورد ، آنوقت به دردت می خورد که این مسئله را خودت حل بکنی ، اسلام صریح می گوید : « لا اله الا الله » یک مسئله است ، این مسئله را تو باید با فکر خودت حل بکنی من اعتقاد داشته باشم به لا اله الا الله ، من درک بکنم لا اله الا الله را برای تو کافی نیست ، خودت باید این مسئله را طرح بکنی و خودت هم باید آن را حل بکنی .

رکن دوم اسلام چیست ؟ محمد رسول الله اسلام می گوید این هم مسئله دیگری است که باز تو باید مثل یک دانش آموز حلش بکنی یعنی فکر کنی و آنرا حل نمایی معاد چطور ؟ معاد را هم تو باید مثل یک مسئله حل بکنی ، باید فکر بکنی ، باید معتقد باشی و همچنین سایر مسائل مثل اینکه حل کردن این دو مسئله به حل سایر مسائل کمک می کند ولی به هر حال از نظر اسلام اصول عقائد ، اجتهادی است نه تقلیدی یعنی هر کسی با فکر خودش باید آنرا حل بکند .

  • از همین جا تفاوت اسلام و مسیحیت بالخصوص و حتی سایر ادیان روشن می شود در مسیحیت درست مطلب برعکس است یعنی اصول دین مسیحی ، ماورای عقل و فکر شناخته شده است اصطلاحی هم خودشان وضع کردند که اینجا قلمرو ایمان است نه قلمرو عقل یعنی برای ایمان یک منطقه قائل شدند و برای عقل و فکر منطقه دیگر گفتند حساب عقل و فکر کردن یک حساب است ، حساب ایمان و تسلیم شدن ، حساب دیگری است تو می خواهی فکر کنی در قلمرو ایمان حق فکر کردن نداری قلمرو ایمان فقط قلمرو تسلیم است ، حق فکر کردن در اینجا نیست .

بنابر این به طور خلاصه در تفاوت آزادی تفکر و آزادی عقیده باید گفت:


آزادی تفکر ناشی از استعداد انسانی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد، پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است اما آزادی عقیده ، خصوصیت دیگری دارد، می دانید که هر عقیده ای ناشی از تفکر صحیح و درست نیست منشا بسیاری از عقاید ، یک سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبها است .عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست که به عکس نوعی انعقاد اندیشه بحساب می آید یعنی فکر انسان در چنین حالتی ، به عوض اینکه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است و در اینجا است که آن قوه مقدس تفکر ، به دلیل این انعقاد و وابستگی ، در درون انسان اسیر و زندانی می شود، آزادی عقیده در معنای اخیر نه تنها مفید نیست ، بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.

آیا در مورد انسانی که یک سنگ را می پرستد باید بگوئیم چون فکر کرده و بطور منطقی به اینجا رسیده و نیز به دلیل اینکه عقیده محترم است ، پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نکنیم ؟ یا نه ، باید کاری کنیم که عقل و فکر او را از اسارت این عقیده آزاد کنیم ؟ یعنی همان کاری را بکنیم که ابراهیم خلیل الله کرد .

قرآن اصطلاح بسیار زیبائی راجع به مناظره ابراهیم و قوم او بکار میبرد و می گوید : » فرجعوا الی انفسهم» این مناظره سبب شد که اینها بخود بازگردند .از نظر قرآن ، خود واقعی انسان عقل و اندیشه ناب و خالص و منطق صحیح اوست، قرآن می گوید اینها از خودشان جدا شده بودند ، این تذکر سبب شد که دوباره سوی خود باز گردند و خود را در یابند. آیا کار ابراهیم علیه‌السلام ، بر خلاف آزادی عقیده ، به معنای رایج که می گویند عقیده هر کس باید آزاد باشد ، بود ، یا در خدمت آزادی عقیده به معنای واقعی آن بود ؟ اگر حضرت ابراهیم می گفت چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان هستند ، پس من هم به آنها احترام می گذارم ، یعنی درست همان چیزی را ابراز می کرد که اکنون عقیده ای بسیار رایج است ، آیا کار درست و صحیحی انجام داده بود ؟

  • از نظر اسلام این به جهل انداختن است نه خدمت به آزادی، در تاریخ اسلام نیز می بینیم درست نظیر کار ابراهیم علیه‌السلام را پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در فتح مکه انجام داد، آن حضرت به بهانه آزادی عقیده ، بتها را باقی نگذاشت به عکس دید، این بتها عامل اسارت فکری مردمند و صدها سال است که فکر این مردم اسیر این بتهای چوبی و فلزی شده است ، این بود که بعنوان اولین اقدام بعد از فتح ، تمام آنها را در هم شکست و مردم را واقعا آزاد کرد.

آزادی تفکر با آزادی انعقاد فکر نباید اشتباه شود، هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد ، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد و به عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلو آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می گیرد، این گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.

این همان وضعی است که ما امروز در کشورهای کمونیستی می بینیم که شعار شان نیز این است که میگویند: اتحاد ، مبارزه ، آزادی و منظورشان از مبارزه ، مبارزه با رژیم و گذشته از آن با مذهب است. در این کشورها ، به دلیل وحشتی که از آسیب پذیر بودن ایدئولوژی رسمی وجود دارد ، حتی رادیوها طوری ساخته میشود که مردم نتوانند صدای کشورهای دیگر را بشنوند . در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از باصطلاح کانالیزه کرده اندیشه ها ، خبر و اثر نخواهد بود همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند .

منبع

  • استاد مطهری ، پیرامون انقلاب اسلامی
  • پایگاههای اسلامی اینترنت، نسخه 3




تعداد بازدید ها: 11740


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..