منو
 صفحه های تصادفی
وقت بیشتری ایجاد کنید
نشر الکترونیکی
کاربر:مدرن
نظریه یادگیری پاولف
واکنش جانشینی نوکلئوفیلی آلیناتیک
نیرو چیست
وفای به عهد در قرآن و روایات(اقسام عهد وپیمان)
انحراف چشم یا استرابیسم
انواع ارز
بودانتیت
 کاربر Online
691 کاربر online

فخرالدین بن رکن‏الدین

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ اسلام
(cached)

فخرالدین بن رکن الدین
«706 697 ق / 1307 1298 م»

در آن ایام که امیر نوروز در هرات بود، بزرگان شهر او را از حال ملک فخرالدین ، فرزند ارشد رکن‏الدین و اختلاف بین پدر و پسر و این که مغضوب رکن الدین و در زندان پدر است، آگاه ساختند. امیر نوروز وساطت کرده، نامه‏ای به رکن الدین نوشت و خواست که فخرالدین را نزد او بفرستد. رکن الدین ابتدا بهانه‏هایی آورد و حتی پسر خود را دیوانه خواند. لیکن سرانجام با وساطت و ضمانت امیر نوروز، فخرالدین به هرات آمد و از مهر و نوازش امیر نوروز برخوردار شد. چندگاهی از سوی وی به جنگ پهلوان محمد محمود چژدی به خواف رفت که در آن جنگها، بیشتر آبادیهای خواف را ویران ساخت، پس از آن به هرات بازگشت. امیر نوروز، فخرالدین را نزد غازان خان برد. پادشاه مغول او را طبق و علم و فرمان حکومت هرات همراه با هدایایی دیگر داد. چندی بعد امیر نوروز با غازان خان به مخالفت برخاست و از نزد او گریخت و به خراسان رفت. غازان خان ، دو تن از امیران خود به نام‏های - سوتای - و - هرقداق - را به جنگ وی به خراسان فرستاد. در جنگ، امیر نوروز شکست خورد و ملک فخرالدین که در اردوی او بود، از امیر نوروز جدا شد و به هرات رفت. نبرد بعدی میان سپاهیان غازان و امیر نوروز در جام رخ داد که در نتیجه، امیر نوروز از بهادر ، فرمانده سپاهیان غازان شکست خورد و رو به گریز نهاد و به هرات رفت. چون لشکریان غازان در تعقیب وی به هرات رسیدند، جنگ و دیگری در گرفت، ولی در این نبرد، ملک فخرالدین خیانت کرد و حامی و هم پیمان خود امیر نوروز را با نیرنگ دستگیر و نزد غازان خان فرستاد - 696 ق / 1296 م -، غازان خان نیز بی‏درنگ این سردار را کشت. رفتار ملک فخرالدین با امیر نوروز، نمونه دیگری از این شیوه بد عهدی و بی‏وفایی ماکیاولی وار این پادشاه مستبد ، متعصب و حیله‏گر را به نمایش گذاشت. امیر نوروز که در حق ملک فخرالدین محبت پدرانه داشت و او را از تعرض و آزار و زندان پدرش نجات داده بود و دختر برادر خود را به عقد و ازدواج وی در آورده و حتی حکومت هرات را هم در همان آغاز برای او دست و پا کرد، چون بنا بر سابقه دوستی و خویشاوندی به ملک فخرالدین پناه برد،ملک فخرالدین با تسلیم کردن امیر نوروز به غازان خان و در دام مرگ انداختن وی، بدین گونه از زحمات او قدر دانی کرد.

فخرالدین در 697 ق / 1298 م رسما" در هرات بر تخت پادشاهی نشست، در حالی که پدرش ملک رکن الدین هنوز در قید حیات بود. پس از درگذشت غازان خان در 703 ق / 1303 م ، اولجایتو به جای او بر تخت ایلخانی مغولان نشست. فخرالدین بر خلاف دیگر امیران و بزرگان و زمامداران به درگاه اولجایتو نرفت و چنین بهانه آورد که در دستگاه اولجایتو همه فرزندان یا طرفداران امیر نوروز رشته کارها را به دست دارند و اینان با او دشمنی خواهند کرد. اولجایتو این اقدام را دلیل نافرمانی فخرالدین دانسته، سپاهی متشکل از ده هزار نفر به فرماندهی بهادر را روانه خراسان نمود. بهادر هرات را محاصره کرد، اما موفق به گشودن آن نشد و سرانجام کار به صلح و سازش کشید . بر اساس پیمانی که بسته شد، دو تن از فرزندان بهادر یکی در قلعه اسکلچه و دیگر به هرات آمدند و قرار شد که فخرالدین چند روزی از شهر بیرون رود. او شهر را به جمال الدین محمد سام سپرد و خود شهر را ترک گفت. جمال الدین طی درگیریهایی بهادر را کشت و ماوقع جریان را به اطلاع فخرالدین رساند. سرانجام فخرالدین در 24 شعبان 706 ق/ 28 فوریه 1308 م درگذشت.



تعداد بازدید ها: 5347


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..