منو
 صفحه های تصادفی
دیدار با امام حسن عسگری در رویا
بلال حبشی
خلیل و دوست رسول خدا صلی الله علیه و آله
تیره سرخدانگان
دندانهای سالم
نحوه تغذیه در دیابت
کنترل اجتماعی
امام علی علیه السلام بهره مند از علوم پیامبر اکرم
خانه جسم ما
پرسش کلید دانش
 کاربر Online
1260 کاربر online

ظهور سیستم امریکایی (تولید انبوه

تازه کردن چاپ
(cached)



در اواسط قرن نوزدهم و در نتیجه نمایشگاه بزرگ سال 1851 ، دنیا از روشهای نوین تولید در ایالات متحده که در واقع پایه گذار فرایندها و الگوهای بنیادی تولید انبوه صنعتی نوین بود، مطلع شد. ویژگی بارز این روشها ، تولید انبوه محصولات استاندارد شده ای بود که دارای قطعات قابل تعویض بودند و در یک رشته از عملیات ساده شده مکانیکی و با استفاده از ماشینهای تراش مجهز ساخته می شدند. نتایج این رویکرد که همه جا به نظام امریکایی تولید معروف شد، تنها به شیوه های تولید محدود نمی شد بلکه تشکیلات و تعادل تولید ، ماهیت فرایند کار، شیوه های عرضه کالا به بازار و بخصوص نوع و شکل کالاهای تولید شده را نیز تحت تاثیر قرارمی داد.
مانند بسیاری از تحولات دیگر در ایالات متحده ، در این مورد نیز پیش درآمد و مقدمه ای اروپایی وجود داشت.
حوالی سال 1729 در سوئد، کریستوفر پوهلم Christopher Pohlem در کارخانه ای برای فرایندهای ساده ماشینی ، از نیروی آب بهره جست و برای تولید چرخ دنده های قابل تعویض ساعت ، از اندازه گیری دقیق استفاده کرد.
در قرن هجدهم ، اسلحه سازی فرانسوی معروف به لوبلان Le Blanc ، روشهای مشابهی را برای تولید تفنگهای فتیله ای به کار گرفت. فواید این شیوه زمانی آشکار می شد که سلاح احتیاج به تعمیر و یا تعویض یکی از قطعات داشت. سلطنت طلبی بنام مارک برونل که پس ازانقلاب فرانسه به انگلستان پناهنده شده بود، ایده های فرانسوی را به انگلیس منتقل کرد.



نظام امریکایی در تولید اسلحه


گام نخست در راه رسیدن به نظام تولید انبوه حدود سال 1800 در ایالات متحده برداشته شد وآنچنان توسعه یافت که به نظام امریکایی معروف شد.
اغلب الی ویتنی Eli Whitney را به دلیل پیشنهادش به دولت امریکا در سال 1798 مبنی بر ساخت ده هزار تفنگ فتیله ای در عرض دو سال ، بنیانگذار این نظام می دانند. مطالعات انجام شده بر روی تفنگهای باقی مانده ویتنی نشان می دهد که تعداد قطعات قابل تعویض اندک بوده و دقتی که در ساخت آنها به کار رفته متغیر بوده است.
اسلحه سازان دیگری در ایالات متحده مانند سیمون نورث وجان هنکوک هال ، حداقل در شیوه تفکر به همان اندازه پیش رفتند اما احتمالا در شیوه های تولید پیشرفته تر بودند. هال مخصوصا بر آن عواملی که در تعویض پذیری قطعات نقش مهمی داشتند ، یعنی اندازه گیری دقیق و دقت در ساخت ، تاکید می کرد و تحولاتی در آنها ایجاد کرد. این کار به ساخت نوعی تفنگ چخماقی ته پر و ساده انجامید که تولیدش در سای 1824 آغاز شد و تا 20 سال ادامه داشت. وی سعی در ساخت قطعات کاملا یکسان داشت. برای انجام این کار، هال مجبور بود قطعات را تا آنجا که امکان داشت ساده کند. به همین دلیل تفنگهای وی از نظر سادگی در تضاد با کارهای زیبا و تزئین شده استادکاران تفنگ ساز قرار می گرفت.
بعدها شرکتهایی چون شارپ Sharp ، هنری Henry ، وینچستر Winchester و رمینگتون Remington که در تولید اسلحه به شهرت بین المللی رسیدند، روشهای هال را اصلاح کردند.
با تاسیس کارخانه اسلحه سازی سموئل کلت Samuel Colt ، نظام امریکایی در زمینه دیگری از ساخت سلاح ، یعنع تپانچه ، تحول بزرگی پیدا کرد. کلت ، اصول و اختراعات موجود را در جهت ایجاد اشکال متمایز و کاملا کارآمد مورد استفاده قرار داد و با استفاده وسیع از شیوه های تولید انبوه و به کارگیری ابتکاراتی استثنایی در فروشندگی و تبلیغ ، به موفقیتی عظیم دست یافت. کارخانه وی تحت رهبری نابغه ای به نام الیشا کی. روت Elisha K. Root اداره می شد و وزارت جنگ ایالات متحده ازآن به عنوان یک کار ملی یاد می کرد. تپانچه ناوی 36 ساخت سال 1851 ، نمونه بارز محصولات کلت است.

img/daneshnameh_up/a/ae/waterbury.jpg



نظام امریکایی در تولید ماشین آلات کشاورزی


نظام تولید انبوه ، در ساخت ماشین آلات کشاورزی ، نتایج چشمگیری به بار آورد. امریکاییها دراین زمینه پیشرو بودند. در سال 1819، جثرو وود Jethro Wood ، گاوآهنی چدنی را به ثبت رساند که از قطعات قابل تعویض و استاندارد شده ساخته شده بود. این دستاوردها شدیدا در تولید غلات تاثیر می گذاشت. در سالهای 1833 و 1834، ابد هاسی Obed Hussey و سایروس مک کورمیک Cyrus Mc Cormick ، ماشینهای دروگر را ساختند و در دهه 1850 این ماشینها به تولیدانبوه رسیدند. مک کورمیک با فروش حدود 4000 دستگاه در سال، موفقتر از همه بود. محصولات وی در نمایشگاه بزرگ سال 1851 لندن نیز با استقبال فراوانی روبرو شد.


نظام امریکایی در تولید چرخ خیاطی


تلاشهای زیادی برای ماشینی کردن فرایند دوخت که تا پیش از آن یک مهارت دستی محسوب می شد، صورت گرفت. اما امکان ساخت چرخ خیاطی فقط زمانی میسر شد که مکانیک ماهری به نام الیاس هاو Elias Hawe ،اهل بوستون ، توانست سوزنی بسازد که سوراخش در سر آن قرار داشت و با استفاده از آن می شد گره کوکی در زیر سطح پارچه ایجاد کرد. پس از تغییرات فراوان ، سرانجام هاو موفق شد ماشین خود را با موفقیت به مرحله تولید برساند.
ایزاک مریت سینگر Issac Merit Singer ، نیز از ایده های هاو استفاده کرد و با اصلاح طرح ها و قرار دادن عمل دوخت روی یک محور عمودی ، شکل نهایی چرخ خیاطی را تعیین کرد. وی خلاقیت مکانیکی را با شم تجاری ترکیب می کرد. به عنوان مثال وی چرخ خیاطیهای خود را به صورت فروش قسطی به بازا ر عرضه کرد. تولید انبوه و شیوه فروشی که سینگر بوجود آورد، شکل محصولات وی را نیز تغییر داد. اولین چرخ خیاطی او که در سال 1851 دستگاه کارکردی بسیار ساده ای بود، بعدها به صورت دستگاهی با پوشش فلزی به رنگ سیاه لاکی و با عکس برگردانهای گلدار به بازار عرضه شد. شکل چرخ خیاطی سینگر برپایه کارکرد مکانیکی استوار بود اما برای استفاده در موقعیتهای مختلف اجتماعی، تزئینات و مفاهیم زیبایی شناختی مناسبی را در آن به کار می بستند.

img/daneshnameh_up/f/f4/singer1.jpg



نظام امریکایی درتولید ماشین تحریر


ماشین تحریر نمونه جالب و متفاوت دیگری از ماشینهای آن دوره بود که اصول الگوهای کاری را تغییر داد. این دستگاه نیز مانند چرخ خیاطی، نتیجه مجموعه وسیعی از اختراعات و اصلاحات بود. در سال 1873، شولزSholes و گلیدن Glidden ، ماشین تحریری ساختند که بسیاری از مشکلات عمده را حل کرد. فیلو رمینگتون ، قراردادی برای تولید این ماشین تحریر امضا کرد. دو نفر از بهترین مکانیکهای او به نامهای ویلیام کی. جن William K. Jenne و جفرسون ام. کلف Jefferson M. Clough ، به منظور طراحی دوباره ماشین برای تولید انبوه انتخاب شدند. آنها قبلا روی چرخ خیاطی کارکرده بودند و تاثیر این موضوع در شکل و تزئینات ماشین تحریر کاملا مشهود است.
موفقیت آنی ماشین تحریر کمتراز چرخ خیاطی بود اما سرانجام در اداره های مختلف مورد استفاده وسیع قرار گرفت. در نتیجه به شکلی ساده تر درآمد.


نظام امریکایی در تولید دوربین عکاسی


عکاسی غیر حرفه ای را نخستین بار جرج ایستمن George Eastman در سال 1888 با دوربین عکاسی سبک وزن کداک خود رواج داد. اما اشکال دوربین او این بود که فیلم در آن تعبیه شده بود و برای ظهور آن باید دوربین را به سازنده بازمی گرداندند.

img/daneshnameh_up/8/85/eastman.jpg


روش جدیدی در نصب حلقه فیلم در دوربین باعث شد که دوربین تاشوی جیبی کداک Folding Pocket Kodak در سال 1895 به تولید انبوه برسد. این روش در سال 1900 در دوربین مدل براونی Brownie مورد استفاده قرار گرفت تا طبق نظر طراحش فرانک براونل Frank Brownel ، برای بچه ها مناسب باشد. جعبه سیاه دوربین به خوبی جلوه گر نهایت سادگی و قیمت ارزان دستگاه بود و همین ، عکاسی را از حالت مرموز آن خارج کرد و آنرا در دسترس غیر حرفه ایها قرار داد.


نظام امریکایی در تولید مبلمان


گرایش به تزئین در امریکا تا حدی از تنوع و پیچیدگی جامعه آن ناشی می شد. جامعه ای که به دنبال نوعی هویت فرهنگی می گشت.
حساسیت اروپاییها نسبت به محصولات ماشینی از طریق نوشته های جان راسکین و ویلیام موریس در امریکا نیز ریشه دواند. تا حدی که محصولات ساده و فایده گرا را گواه ماده گرایی صرف امریکاییها تلقی می کردند. به این ترتیب بتدریج تزئین پذیرفته شد ولی کارکرد و نوآوری در محصولات را به هیچ وجه تضعیف نکرد. قابلیت ترکیب کارآیی و تزئین را می توان به خوبی در طرحهای مبلمان شرکتهای حومه شهر گراندراپیدز ایالات میشیگان دید که در آن بخش بزرگی از صنعت مبلمان ماشینی شده و خلاقیت فنی و تشکیلات قابل ملاحظه ای در فرآیند تولید آشکار بود.
کنث ال. ایمز Kenneth L. Ames ، در بررسی چگونگی توسعه این صنعت به دو عامل عمده اشاره می کند : اول اینکه طرح می بایست علاوه بر داشتن ظاهری آشنا ، چند ویژگی منحصر به فرد را نیز در بر بگیرد. ثانیا ، بدون اینکه هزینه ساخت آن زیاد شود، از کیفیت خوبی برخوردار باشد. به نظر وی ماشینی کردن تولید ، راه اصلی برآورده ساختن این نیازها بود.
در رقابت وسیعی که شرکتهای گراندراپیدز در بازار مبلمان ایجاد کرده بودند ، توجه دقیق به سلیقه مردم ضروری بود و به همین نسبت طراحی از اهمیت بیشتری برخوردار می شد. وظیفه طراحان ، طراحی مبلمانی بود که در حد توان راحت ، منحصر به فرد و زیبا باشد. نمونه بارز این شیوه طراحی ، سرویس خواب چوب گردو، ساخت شرکت مبلمان فونیکس بود که در سال 1870 به شیوه رنسانس طراحی شده بود.
این شکل از تولید انبوه ، مصرف انبوه را نیز طلب می کرد و به همین دلیل ، فروشگاه های بزرگی در شهرها تاسیس شد و بعدها شرکتهایی بوجود آمدند که از طریق پست ، کالاهای سفارشی را برای مصرف کنندگان ارسال می کرد. شرکتهایی نظیر مونتگومری وارد Montgomery Ward و سیرز، روباک Sears , Roebuck در مرکز راه آهن تاسیس شده بودند و در حوزه جغرافیایی وسیعی ، انواع مختلفی ازکالاها را عرضه می کردند که تمام نیازهای یک خانواده را رفع می کرد. با وجود چنین رقابت شدید برای فروش بیشتر، لازم بود برای جلب مشتری ، به زیبایی کالا بیشتر اهمیت داده شود و تمامی سلیقه ها ارضا شود. در نتیجه روز به روز تنوع کالاها و ظرافت آنها افزایش می یافت و در کاتالوگ محصولات مختلف ، توضیحی تحت عنوان طراحی گنجانده شده بود.
در اواخر قرن 19 ، تلاشهایی برای دستیابی به نوعی زیبایی شناسی ماشینی صورت گرفت. یکی از افراد شاخص در تدوین این زیبایی شناسی ، معماری به نام فرانک لوید رایت Frank Lloyd Wright بود و معتقد بود که شکل از کارکرد پیروی می کند. نظریه وی یکی از بحث انگیزترین شعارهای معماری و طراحی مدرن شد. اولین کار مستقل او شامل طرح مبلمان و اثاثیه برای تکمیل خانه هایی بود که خود آنها را طراحی کرده بود. اساس این طرحها مانند ساختمانهایش ، برگرد هم آوردن عناصر ساده استوار بود. صندلی ای که قفسه سازی اهل میلواکی در حوالی سال 1895 برای کارگاه وی ساخت ، بیانگر علاقه او به صنایع دستی و جنبش هنر و صنعت در آن زمان است. وی معتقد بود که هنرمند باید نیروی ماشین را خلاقانه به کار گیرد. اما سرسختی رایت در استفاده از اصول زیبایی شناسی اش در طرح های بعدی باعث شد که مبلمان هندسی ناراحت کننده ای بسازد.

img/daneshnameh_up/7/7f/wright1.jpg



نظام امریکایی در تولید اتومبیل


بین سالهای 1880 تا 1900، مهندسی بنام فردریک دبلیو. تیلور Frederick W. Taylor ، مطالعاتی را در مورد فرایندهای کار آغاز کرد. وی به دنبال بهترین راه برای اجرای کار یا به عبارت دیگر دستیابی به معیارهایی برای رسیدن به حداکثر تولید بود. او با تنظیم وقت کاری کارگرها به وسیله ساعت ، سعی در حذف حرکات زاید داشت. او در حقیقت می خواست تواناییهای انسان را در زنجیره عملیات ماشین بگنجاند.
هماهنگی بین تمام فرایندهای کاری ، در جستجوی تولید و کارایی بیشتر برای اولین بار به طور کامل در تولید اتومبیل انجام شد. ایالات متحده دیر به تولید پرداخت چون بیشتر تحولات اولیه دراروپا رخ داده بود. اما در امریکا بود که اتومبیلهای ارزان قیمت به صورت انبوه و با سرعتی شگفت انگیز تولید می شدند.
اوایل ، وسایل نقلیه موتوری به صورت منفرد ، به شیوه سنتی و به تعداد محدود ساخته می شد. در سال 1901 رنسام ای. الدز Ransome E. Olds تولید انبوه اتومبیل کوچک و سبک وزنی را در دیترویت آغاز کرد. این ماشین بسیار ابتدایی بود. گلگیر خمیده و سرپوش تاشوی آن آشکارا از شکل ارابه گرفته شده بود و به جای فرمان نیز دارای میله سکان مانندی بود. در سال 1901 ششصد دستگاه ازآن به فروش رسید و در سال 1905 این رقم به 6500 رسید. با وجود این ، موفقیت الدز در مقایسه با پیشرفتهای هنری فورد کم اهمیت بود. الدزمبیل فقط برای جاده های هموار و شرایط داخل شهر مناسب بود. بنابراین فورد اقدام به طراحی اتومبیلی کرد که در بدترین شرایط ، قابل استفاده و بخصوص جوابگوی بازار وسیع اتومبیل باشد. نتیجه ، مدل تی بود که درسال 1908 ارائه شد و از همان آغاز محبوبیت خاصی یافت. این طرح در افزایش حجم تولید و کاهش بهای واحد تولید شده نقشی تعیین کننده داشت.
مدل تی از لحاظ طراحی به مرحله ای انتقالی تعلق داشت. تاثیر طرح ارابه هنوز بسیار زیاد بود.
اگر چه مدل تی زیباترین اتومبیل عصر خود نبود، قوی ترین نماد و طلایه دار تحول در کار و محصولات صنعتی بود که از تمام تجربیات گذشته پیشی می گرفت.

عکس پیدا نشد


به جز مواردی که ذکر شد، نظام امریکایی درصنایع دیگری نیز به کار گرفته شد از جمله : تولید ابزار و آلات دقیق ، ماشینهای تراش مخصوصا ماشین آلات چوب بری ، واگنهای راه آهن ، آلات موسیقی مثل پیانو ، لوازم خانگی فلزی و قاشق و چنگال ، میزها و صندلیهای خانگی و اداری و دوچرخه.

همچنین ببینید:


تعداد بازدید ها: 31341


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..