منو
 کاربر Online
1314 کاربر online

شبهه تصاحب کالای قریش توسط پیامبر

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > عقاید
(cached)

اگر در اسلام جايز نيست از وسيله هاي نامشروع و فاسد براي هدف مشروع استفاده بشود، چرا پيغمبر اجازه مي داد كه مسليمن بروند جلوي قافله ي مال التجاره كفار فريش را وقتي كه از نزديك مدينه عبور مي كرد بگيرند و الاي آن را تصاحب كنند. پس خود اجازه جهاد در اسلام، اجازه دادن اين است كه از وسايل نامشروع براي هدف مشروع استفاده بشود. مگر فقيه ما نمي گويد: كه دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است. اين جمله مال سعدي است ولي فقه هم اين مطلب را اجازه مي دهد. فقه هم مي گويد اگر در جايي دروغي به مصلحت اجتماع بود، اين دروغ گفته شود به اين معنا كه اگر در جايي امر داير است ميان يك راست گفتن و مثلاً نفس محترم يم شخص مومن بيگناهي را به كشتن دادن، و يا دروغ گفتن و بيگناهي را نجات دادن، در اين جا دروغ بگو و بيگناه را نجات بده. اين همان دروغ مصلحت آميز است. اين مگر غير از اين است كه ما از وسيله ي نامشروع براي هدف مشروع استفاده مي كنيم؟ جواب اين است – در بعضي از موارد حتي وسيله، نامشروع هم نيست. در مورد جهاد و مال و ثروت قضيه از اين قرار است. اين اشتباه است كه ما خيال كنيم همين قدر كه انسان، انسان بيولوژيكي به اصطلاح شد ديگر جان و مالش محترم است. از نظر انسان بماهو انسان در هر شرايطي بود، بود. از نظر زيست شناسي و بيولوژي معاويه يك انسان است و ابوذر هم يك انسان. ولي در باب انسان، سخن در انسان زيست شناسي نيست. سخن در انساني است با معيارهاي انسانيت، لهذا يك انسان ضد انسان از آب در مي آيد. معاويه انسان ضد انسان است، شمر بن دي الجوش انسان ضد انسان است يعني ضد انسانيتها. در آن جا ملاك انسانيت هاست. انسانيت يعني شرافت، فضيلت، تقوا، عدالت، آزاديخواه، آزاد منشي، حلم، بردباري، اين ها معيارهاي انساني است. اگر انساني بر ضد انسانيت قيام كند، آن انساني كه بر ضد آزادي قيام كرده، بر ضد توحيد قيام كرده، بر ضد عدالت قيام كرده و … او از ابتدا احترام ندارد. خون و مالش احترام ندارد. كفار فريش كه تا آن وقت لااقل سيزده سال كاري نداشته اند جز اينكه حلقوم پيغمبر را بگيرند كه نداي حقيقت به مردم نرسد چون بر ضد منافع آنهاست، مسلمين را تعذيب كنند، در زير شكنجه ها بكشند در حاليكه مي فهمند او دارد حق را مي گويد، باز ما بگوييم مال اينها محترم است، مال التجارشان محترم است؟ پس اين طور نيست كه در عين اينكه اين مالها محترم است، پيغمبر به آن دليل اجازه ي تصاحب آنها را داده است كه هدفش مقدس است بلكه اگر هدف مقدسي هم نبود اين مال احترام نداشت. سخن ما در اينكه هدف وسيله را مباح نمي كند و نيز سخن علامه طباطبايي در هدف نبوت اين بود كه ما در راه ايمان، براي حفظ و تقويت ايمان مردم، در راه دعوت مردم به حق و حقيقت و اسلام، نبايد از باطل استفاده كنيم پس سخن ما در موضوع تبليغ بود. مثلاً مثالي عرض كرديم كه بعضي مي گويند در راه تقويت ايمان، تهمت هم به اهل بدعت بزنيد و به عبارت ديگر براي تقويت ايمان، به اهل بدعت هر دروغي مي خواهيد ببنديد. آنها مي خواستند يك چراغ سبز به اصطلاح داشته باشند به بهانه ي اينكه هدف ما ايمان است و هر وقت هدف ايمان شد اسلام به ما چراغ سبز نشان داده كه به دشمنان اسلام دروغ ببنديد. هرگز اسلام براي ايمان و در راه دعوت به حق و حقيقت، دروغ را اجازه نمي دهد بر هيچ شكل و نحوي.

تعداد بازدید ها: 5588


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..