منو
 کاربر Online
363 کاربر online

سنجر سلجوقی

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ ایران
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی > اولین امپراطوری ها
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > مناطق تاریخی > ایران > سلسله ها
(cached)



سنجر سلجوقی

« 552- 511 ق / 1157-1118 م»

سنجر پسر ملکشاه، ملقب به السلطان الاعظم معز الدنیا و الدین ابو الحارث سنجر بن ملکشاه برهان امیر المؤمنین، بنا به گفته ابن فلکان در شهر سنجار، در نواحی موصل، در رجب 479 ق / اکتبر 1086 م چشم به جهان گشود. وی به هنگام وفات پدر «485 ق / 1092 م» هفت ساله و به قولی شش ساله بود، که به امارت خراسان فرستاده شد. بعدها به هنگام فرمانروایی برادرش - محمد - امارت او بر خراسان تأیید و تثبیت شد «490 ق / 1096 م».

سنجر پس از وفات برادرش محمد بن ملکشاه، در خراسان داعیه استقلال یافت و خود را به القاب پدرش، ملکشاه، معزالدنیا و الدین خواند. برادر زاده‏اش محمود بن محمد را که مایل به پذیرش استقلال او نبود، در نزدیک ساوه مغلوب کرد «513 ق / 1119 م»، اما او را بخشود و ولایت عراق را که قلمرو محمد بن ملکشاه بود به او واگذاشت و حتی ولیعهدی خویش را نیز بدو داد.

فتح غزنه توسط سلطان سنجر

سنجر، در آغاز فرمانروایی، قصد تصرف غزنین را کرد که تا زمان وی، هیچ یک از پادشاهان سلجوقی به آن سامان لشکر نبرده بودند. وی پس از گرفتن غزنه، فرمانروایی آن دیار را به بهرامشاه غزنوی واگذار کرد. سپس برای دفع شورش احمد خان، فرمانروای ماوراء النهر، لشکر به آن نواحی کشید و شهر سمرقند را برای چهار ماه محاصره کرد.

سرانجام دژ آن شهر را گشود و احمد خان را دستگیر و قسمتهایی از آن نواحی را که در دوران پادشاهی پدرش، جزو سرزمینهای ایران بود، باز پس گرفت «524 ق / 1130 م». همچنین سیستان و خوارزم را نیز متصرف شد و ملک تاج الدین امیر ابوالفضل را به فرمانروایی سیستان، و اتسز پسر نوشتکین را امارت غرجستان داد.

در 526 ق / 1132 م، مسعود پسر محمود بن محمد، برادر زاده خود را سودای جنگ با سنجر داشت، در عراق و باختر ایران بنای سرکشی و شورش گذاشته بود، با 160 هزار سپاه و مرد جنگاور به پیکار او شتافت. دو لشکر در دینور با یکدیگر رو به رو شدند و پس از نبردی خونین که چهل هزار کشته بر جای گذاشت، مسعود شکست خورد و این فتنه نیز فرو نشست.

فرونشاندن نا آرامی های ماوراء النهر

سنجر، مسعود را به خاطر خویشاوندی بخشود و از آن زمان، وی در خدمت عموی خویش سنجر بود و پادشاهی عراق عجم و آذربایجان را به او و فرمانروایی عراق عرب را به برادر مسعود طغرل - واگذار کرد و خود به خراسان بازگشت. در 535 ق / 1140 م، احمد خان، حاکم ماوراء النهر که از جانب سلطان سنجر حکومت سمرقند را داشت، بنای سرکشی و شورش گذاشت.

سنجر برای گوشمالی او رهسپار سمرقند شد و پس از 6 ماه محاصره، شهر را گشود. احمد خان که در آن ایام بیمار بود، بر روی تخت روان به خدمت سلطان آورده شد. سنجر او را از امارت خلع و پسرش نصر خان را به جای پدر نشاند. سلطان سنجر پس از این واقعه به مرو رفت. سال بعد «536 ق / 1141 م»، به سلطان خبر رسید که ترکان قرلق، گورخان قراختایی را به جنگ ا او تحریک کرده‏اند، بنابراین بار دیگر عازم ماوراء النهر شد.

جنگ سلطان سنجر با گورخان قراختایی

گورخان با یکصد هزار تن از سپاهیان قراختایی و چهل هزار تن از ترکان قُرلَق در نزدیکی سمرقند اردو زد و سلطان سنجر نیز در برابر وی صف آرایی نمود. جنگ خونینی درگرفت و علی رغم رشادتها و دلاوریهای ملک تاج الدین ابوالفضل، والی سیستان، سلطان سنجر شکست خورد و از قطران به خراسان گریخت. چندی پس از این واقعه، اتسز خوارزمشاه بر سلطان شورش کرد و خراسان و نیشابور را به باد غارت و چپاول داد. سلطان سنجر بارها با او جنگید و هر بار نیز او را شکست داد.

جنگ سلطان سنجر با علاء الدین حسین بن غوری

در سال 544 ق / 1149 م، پس از آن که بهرامشاه غزنوی، سر بریده سیف الدین سوری را با پیشکشهای فراوان به نزد سلطان سنجر فرستاد، برادرش علاء الدین حسین بن غوری که لقب جهانسوز داشت، به خونخواهی برادر، آهنگ پیکار با سلطان کرد. سلطان از مرو رهسپار هرات شد و در اوبه، در برابر دشمن صف آرایی نمود.

در جنگی که بین دو سپاه روی داد، سلطان سنجر پیروز و علاء الدین حسین دستگیر و اسیر شد. اما پس از چندی بار دیگر او را به غور فرستاد. در اواخر عمر با (فتنه غز) مواجه شد و در جنگی که با آنها کرد مغلوب و به همراه زوجه خود، ترکان خاتون به اسارت افتاد «548 ق / 1153 م». خراسان به دست غز، عرصه قتل و غارت شد و سنجر سه سال در اسارت آنها باقی بود، بالاخره، پس از رهایی از دست ترکان به مرو بازگشت و دوباره به سلطنت نشست. ا

ما برای دفع غُز، مهلت نیافت و چندی بعد بر اثر اندوه، وفات یافت «ربیع الاول 552 ق / آوریل 1157 م». سنجر، فرمانروایی کامکار بود. با آن که ثروت بسیار داشت، لباس ساده بر تن می‏کرد، اما در مال بخشی و عشرت جویی افراط داشت. علاقه به شعر و ادب، دربار او را در مرو یادآور دربار محمود غزنوی در غزنه می‏کرد. در بین شاعران دربارش؛ معزی، انوری، عبدالواسع جبلی و ادیب صابر در شعر فارسی، خوش درخشیدند و نام و آوازه او را جاودان ساختند.

مرگ سلطان سنجر و خروج خراسان از دست سلاجقه

خراسان بعد از سنجر، به اندک مدتی از دست سلجوقیان خارج شد و اولاد سلطان محمد، که سلاجقه عراق خوانده می‏شدند، هرگز موفق به استرداد آن از دست مدعیان نشدند.

با مرگ سنجر، سلطنت سلجوقیان به قول مؤلف تاریخ گزیده دیگر «رنگ و بویی نماند» و دستخوش منازعات امرای سنجر، و میدان رقابت شاه مازندران، امیران غور و خوارزمشاه شد و سرانجام به دست خوارزمشاهیان افتاد.

مطلب مرتبط با موضوع:




تعداد بازدید ها: 23579


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..