منو
 کاربر Online
580 کاربر online

سر حبیب پس از شهادت

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > شخصیتهای معاصر > یاران
(cached)

حبیب بن مظاهر به دست «حصین بن تمیم» به شهادت رسید و سرش توسط مردی از قبیله‌ی تمیم جدا شد. حصین بن تمیم به آن مرد تمیمی گفت:« من با تو در کشتن حبیب شریک هستم.»
او گفت:« نه، من به تنهایی حبیب را کشتم!»
حصین بن تمیم به او گفت:« پس سرحبیب را به من بده تا بر گردن اسبم آویزان کنم تا مردم بدانند من در کشتن او با تو شریکم! بعدش سر را به تو خواهم داد تا نزد عبیدالله ببری و جایزه بگیری!»
ولی وی قبول نکرد.
اطرافیانشان پادرمیانی کردند و بالاخره حصین بن تمیم سر را به گردن اسب آویزان کرد و در میان لشگر چرخید، سپس سر را آورد و پس داد.
مرد تمیمی سر را به گردن اسب خویش آویزان کرد و به طرف کوفه و قصر عبیدالله به راه افتاد. در راه، فرزند حبیب مظاهر که قاسم نام داشت و هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، سر پدر خود را دید و به دنبال آن مرد تمیمی به راه افتاد.
مرد پرسید:« چرا دنبال من می‌آیی؟»
قاسم گفت:« این سر پدر من است. آن را به من بده تا دفنش کنم.»
گفت:« امیر راضی نمی‌شود و من می‌خواهم از او جایزه ی خوبی بگیرم.»
قاسم گریه کرد و گفت:« خدا تو را به خاطر این جنایت، بدترین جزا را خواهد داد.» و از او جدا شد.
مدت‌ها بعد، قاسم به دنبال آن مرد تمیمی وارد سپاه مصعب بن زبیر شد و قاتل پدر خود را در حالی که در خیمه‌اش خوابیده بود کشت.

منابع:

  • ابصار العین، ص 60.


تعداد بازدید ها: 7647


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..