منو
 کاربر Online
649 کاربر online

دعا راهی از دل به خدا

تازه کردن چاپ
دانشنامه
(cached)

قطع نظر از اجر و پاداشی که برای دعا هست و قطع نظر از اثر استجابتی‏ که بر دعا مترتب است ، دعا اگر از حد لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان‏ هماهنگی کند و روح انسان به اهتزاز آید ، یک روحانیت بسیار عالی دارد . مثل این است که انسان خود را غرق در نور می‏بیند .
شرافت گوهر انسانیت را در آن وقت احساس می‏کند . آن وقت‏ درک می‏کند که در سایر اوقات که چیزهای کوچک او را به خود مشغول‏ داشته بود و او را آزار می داد چقدر پست و ساقط و سافل بوده . انسان‏ وقتی که از غیر خدا چیزی می‏خواهد احساس مذلت می‏کند و وقتی که از خدا می‏خواهد احساس عزت . لهذا دعا ، هم طلب است و هم مطلوب ، هم وسیله‏ است و هم غایت ، هم مقدمه است و هم نتیجه .
اولیای خدا هیچ چیزی را به‏ اندازه دعا خوش نداشتند ، همه خواهشها و آرزوهای دل خود را با محبوب‏ واقعی در میان می‏گذاشتند و بیش از آن اندازه که به مطلوبهای خود اهمیت‏ می‏دادند به خود طلب و راز و نیاز اهمیت می‏دادند ، هیچ گونه احساس‏ خستگی و ملالت نمی‏کردند ، به تعبیر امیرالمؤمنین خطاب به کمیل نخعی:
" هجم بهم العلم علی حقیقة البصیره ، و باشروا روح الیقین ، و استلانوا ما استوعره المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون ، و صحبوا الدنیا بأبدان أرواحها معلقة بالمحل اععلی (نهج البلاغه ، حکمت 139 )
ناگهان علم و آگاهی در کمال حقیقت بصیرت و بینش بر آنها و قلبشان فرود آمد و لذت یقین را درک کردند و با حقیقت آن تماس گرفتند ، و با آنچه دنیا داران از آن در هراسند و آن را ناخوش و دشوار می‏دارند اینان خوشند و آن را نرم و دلپسند شمردند و به آنچه نادانان از آن‏ گریزانند مأنوس شدند ، و با اهل دنیا با بدنهایی که روح آن بدنها متعلق‏ به محل اعلی و عالم ربوبی است معاشرت کردند.
برعکس دلهای زنگ گرفته‏ سیاه و قفل شده که از درگاه خدا رانده شده‏اند .



راهی از دل به خدا
هر کسی از دل خود با خدا راه دارد . دری از همه دلها به سوی خدا هست .
حتی شقی ترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا ، در وقتی که‏ اسباب و علل بکلی از او منقطع می‏شود ، تکانی می‏خورد و به خدا التجا می‏برد .
این یک میل فطری و طبیعی است در وجود انسان . پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را می‏گیرد . در سختیها که پرده زایل می‏شود خود به خود این میل تحریک می‏شود و به هیجان در می‏آید .
شخصی از صادق آل البیت علیهم السلام پرسید : چه دلیلی بر وجود خدا هست‏ ؟
فرمود : آیا تاکنون کشتی سوار شده‏ای ؟
گفت : بلی .
فرمود : آیا اتفاق‏ افتاده که کشتی طوفانی شود و در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود ؟
گفت : بلی ، یک همچو اتفاقی افتاد .
فرمود : آیا در آن‏ وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ و پناهی می‏جست و از یک نقطه‏ای‏ خواهش می‏کرد که ترا نجات دهد ؟
گفت : بلی .
فرمود : او همان خداست .
امام صادق علیه‌السلام خداوند را از راه دل خود او به او شناساند " « و فی‏ انفسکم افلا تبصرون »" . این میل و این توجه که در فطرت بشر هست که در مواقع انقطاع اسباب ، متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری‏ می‏شود ، دلیل بر وجود چنین قدرتی است . اگر نبود ، چنین میلی وجود پیدا نمی کرد .
البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و بین اینکه انسان‏ آن میل را کاملا بشناسد و هدف آن را بداند .
میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست ، وقتی که گرسنه می‏شود و این احتیاج در وجودش پیدا می‏شود این میل تحریک می‏شود و او را هدایت می‏کند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید . همان میل او را هدایت می‏کند .
این میل خودش خود به خود راهنماست ، او را وادار می‏کند که دهانش را باز کند و در جستجو برآید ، اگر نیافت گریه کند . خود گریه کردن ، استمداد و کمک‏ خواستن از مادر است ، همان مادری که هنوز او را نمی شناسد و از وجودش‏ اطلاع ندارد .
ولی خود طفل هیچ نمی داند که هدف این میل چیست ، هدف این‏ گریه چیست ، برای چه این میل در وجودش پدید آمده . نمی داند جهاز هاضمه‏ای دارد و آن جهاز ماده غذایی می‏خواهد ، بدن بدل ما یتحلل می‏خواهد .
او نمی داند برای چه می‏خواهد و نمی داند فلسفه گریه اعلام مادر است ، همان مادر نشناخته که تدریجا باید او را بشناسد .
ما نسبت به میلهای عالی انسانیت ، میل خداجویی و خداخواهی ، میل به‏ دعا و التجا به خدای نادیده ، حالت همان طفل نوزاد را داریم نسبت به‏ پستان ندیده و نشناخته ، و مادر ندیده و نشناخته .
همچو میل کودکان با مادران
سر میل خود نداند در لبان
همچو میل مفرط هر نو مرید
سوی آن پیر جوانبخت مجید
جزء عقل این از آن عقل کل است
جنبش این سایه زان شاخ گل است
سایه‏اش فانی شود آخر در او
بس بداند سر میل و جستجو

" « إنا لله وإناإلیه راجعون " (بقره ، . 156 ) .
" ألاإلی الله تصیر الامور ( شوری ، . 53 )
البته اگر پستانی و شیری که مناسب با معده طفل است نبود ، غریزه هم‏ او را به آن طرف هدایت نمی کرد . ارتباط و پیوستگی است بین این میل و آن غذای موجود .
همچنین است سایر میلهای وجود انسان‏ . هیچ میلی به عبث در وجود انسان گذاشته نشده ، همه میلها روی احتیاج و برای رفع احتیاج گذاشته شده .
انقطاع اضطراری ، انقطاع اختیاری
انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند : یکی در وقتی که اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطرار گردد ، و یکی در وقتی که روح‏ خودش اوج بگیرد و خود خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند . در حال‏ اضطرار و انقطاع اسباب ، انسان خود به خود به طرف خدا می‏رود ، احتیاج‏ به دعوت ندارد و البته این کمالی برای نفس انسان نیست .
چه کمال نفس در این است که خودش خود را منقطع سازد و اوج بگیرد .



منبع: بیست گفتار
نویسنده: شهید مطهری
صفحه342-346


تعداد بازدید ها: 23803


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..