منو
 کاربر Online
221 کاربر online

دعاهای مستجاب حضرت سجاد علیه السلام

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > معجزات
(cached)





دعاهای مستجاب حضرت سجاد

حضرت زین العابدین علیه السلام دعاهای مستجاب متعددی داشته اند که از عظمت خاصی برخوردار است.
در این قسمت دو نمونه را یاد آور می شویم:

1- « ثابت بنانی » می گوید: من حاجی بوده و برای حج به مکه مشرف شده بودم و گروهی از « عبّاد بصره » یعنی کسانی که بسیار اهل عبادت بودند و به زهد و عبادت و حج و کرامت شهرت داشتند. مانند: ایوب سجستانی، صالح مری، عتبقه غلام، حبیب فارسی و مالک بن دینار، همه برای انجام مناسک حج به مکه آمده بودند چونکه وارد مکه شدیم با کمبود شدید آب مواجه شدیم، آری تشنگی به مردم فشار آورده بود چرا که باران بسیار کم نازل شده بود.

با مشاهده ما، مردم و اهل مکه و حجاج به ما پناه آورده و از ما می خواستند که برای نزول باران دعا کنیم. ما به سمت « کعبه » آمدیم و بر، گِرد آن خانه طواف کردیم و سپس در حالیکه بسیار خضوع می کردیم و گریان بودیم خدایمان را خواندیم. اما از اجابت محروم شدیم و خبری نشد!

در حالیکه ما چنین بودیم ناگهان جوانی را مشاهده کردیم که پیش آمد در حالیکه حزنهای او باعث شده بود غمگین و مکروب باشد و هموم او از او کاسته و پژمرده اش ساخته بود. او چند دور به گرد کعبه طواف کرد، آنگاه رو به ما آورد و فرمود: ای مالک بن دینار و ای ثابت بنانی و ای ایوب سجستانی و ای صالح مری و ای عتبقه غلام و ای حبیب فارسی و ای سعد و ای عمر و ای صالح اعمی و ای رابعه و ای سعدانه و ای جعفر بن سلیمان!! ما همگی گفتیم ای جوان همه گوش بفرمانیم و مطیع هستیم (فقلنا: لبّیک و سعدیک یافتی) او فرمود: آیا در بین شما یک نفر یافت نمی شود که او را خداوند دوست بدارد. ما گفتیم: ای جوان بر ماست که دعا کنیم و اجابت از اوست.

او فرمود: از کعبه دور شوید که اگر در بین شما یک نفر بود که خداوند او را دوست می داشت حتماً دعایش را مستجاب می کرد!! آنگاه خود به سمت کعبه رفت و به سجده روی زمین افتاد و شنیدم که در سجده می گفت: ای سید و مولای من قسم به محبتی که تو به من داری اینان را آب باران بیاشام و باران را بر ایشان به فرما.

همینکه کلامش تمام شد آسمان شروع به باریدن نمود و همانند دهانه مشکها آب فرو می ریخت!! من به او عرض کردم ای جوان از کجا دانستی که خداوند تو را دوست می دارد؟ او فرمود: اگر من را دوست نمی داشت من را به زیارت خود فرا نمی خواند، !! چونکه من را به زیارت خود دعوت فرمود دانستم که من را دوست می دارد من نیز به همین محبت او نسبت به خودم او را خواندم و او هم اجابت فرمود. بعد از من روی گردانید و این اشعار را می خواند :

اشعار حضرت سجاد علیه السلام

1- من عرف الرّب فلم تغنه معرفه الرب فذاک اشقی
2- ما فضر فی الطاعه ما تالله فی طاعه الله و ماذا لقی
3- ما یعنع العبد بغیر النقی والعزّ کل الفّر للمتقی
یعنی:

1- کسیکه خداوند را بشناسد ولی این شناخت او را بی نیاز نسازد پس او شقی است.
2- آنچه در طاعت پروردگار به او برسد و آنچه را ملاقات کند برای طاعت ضرر نخواهد کرد.
3- عبد الهی با انسان غیر پاکیزه و نقی چه باید بسازد؟ و عزت، همه عزت برای شخص متقی است.
من از اهل مکه پرسیدم این جوان کیست؟ گفتند: علی بن الحسین ابن علی ابیطالب (علیهم السلام) است.

از این داستان عجیب و جالب به دست می آید، آنها که با رها کردن تمسک به ولایت ائمه هدی (علیهم السلام) ره بیراهه رفتند و برای خود دکّان زهد و ترک دنیا باز نمودند، چگونه حتی گروهی از آنان نزد خداوند آبروئی نداشتند تا یک دعای آنها به اجابت برسد اما امام سجاد (علیه السلام) از خدا طلب باران نمود و از آسمان به مانند دهان مشک آب فرو ریخت.

نجات از شر مسرف با دعا

2- « عمر بن علی » فرزند حضرت زین العابدین (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که آن حضرت فرمود: من ندیدم به مانند تقدم در دعا را، چرا که اجابت دعای بنده در هر زمانی برای او حاضر نمی شود. و یکی از دعاهایی که او از پدرش حفظ نموده، دعائی است مربوط به زمانیکه: « مسرف بن عقبه » به سمت مدینه متوجه شده بود، و آن دعا این است:

«ربّ کم من نعمه انعمتَ بها علیّ قلّ لک عند نعمته شکری فلم یحرمنی، وکم من بلیه ابتلیتنی بها فل لک عند ها صبری، فیا من قلّ عند نعمته شکری فلم یحرمنی، و قل عند بلائه صبری فلا یخذلتی، یا ذالمعروف الذی لا ینقطع ابداً، و یا ذالنعماء التی لا تحصی عدداً، صل علی محمد و آل محمد و ادفع عنّی شرّه مافی ادرء بک فی نحره و استعید بک من شره » بعداً « مسرف بن عقبه » به مدینه آمد (همان کسی که فرمانده خونخوار و جلّاد سپاه یزید بود تا مدینه راکه بر علیه یزید قیام کرده است سرکوب کند )

و چنین گفته می شد که او جز علی بن الحسین (علیه السلام) را اراده نکرده است، اما در پرتو آن دعا حضرت نه تنها از شر او محفوظ ماند، که او به حضرت اکرام نمود و چیز بخشید و صله داد.


دعا برای رویت جنازه قاتلان پدرش

3ـ حضرت زین العابدین (علیه السلام) هر روز دعا می کرد که خداوند قاتل پدرش را مقتولاً به او نشان دهد. (یعنی ببیند که قاتل پدرش کشته شده ). چونکه « مختار » قاتلان حضرت حسین صلوات الله و سلام الله علیه راکشت سر « عبیدالله بن زیاد » و سر « عمر بن سعد » را با فرستاده ویژه خود نزد حضرت فرستاد.

مختار به فرستاده خود گفت: « حضرت سجاد علیه السلام بخشی از شب را نماز می خواند و چون وارد صبح می شود و نماز صبح را می خواند کمی استراحت می کند، بعد از خواب بلند شده و مسواک می زند و سپس برای او صبحانه اش را می آورند. حال چونکه به درب منزلش رسیدی در مورد حضرت سئوال کن. هر گاه به تو گفتند سفره نزد او پهن شده است پس اذن بگیر و این دو سر را در سر سفره حضرت بگذار.

آنگاه به او بگو: مختار به شما درود و سلام می فرستد و به شما می گوید: یا بن رسول الله خداوند از شما خونخواهی کرد. » آن نماینده دقیقاً چنین رفتار کرد. چونکه حضرت زین العابدین علیه السلام آن دو سر را بر سر سفره دیدند به سجده درافتاده و گفتند: حمد و سپاس مخصوص پرورد گاری است که دعای من را به هدف اجابت رسانید و خونخواهیم را از کشندگان پدرم به انجام رساند آنگاه برای مختار دعا کرد و از خداوند برای او خیر مسئلت نمودند.
البته دعاهای مستجاب دیگری برای حضرت در تاریخ نقل شده که بعضی از آنها در قسمت معجزات حضرت اشاره خواهد شد.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 46، ص 50، حدیث 1
  • به نقل از الاحتجاج، ص 122 حدیث 14
  • به نقل از ارشاد و ص 53
  • به نقل از مناقب

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 19009


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..