منو
 کاربر Online
927 کاربر online

خود اتکایی

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > مباحث اخلاقی
فرهنگ
(cached)


قافله چندین ساعت راه رفته بود و آثار خستگی در مسافران و مرکبها پیدا بود تا اینکه به منزلی رسیدند .

رسول‌اللهصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز که همراه قافله بود شتر خویش را خوابانید و پیاده شد. همه در فکر بودند که خود را به آب برسانند و مقدمات نماز را فراهم کنند.

رسول اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بعد از آنکه پیاده شد مقداری به سوی آب گام برداشت سپس بدون آنکه با احدی سخن بگوید به طرف مرکب خویش باز گشت.

اصحاب با خود فکر کردند که آیا پیامبر می‌خواهد فرمان حرکت بدهد؟ چشمها و گوشها منتظر شنیدن فرمان بود.

تعجب جمعیت هنگامی زیاد شد که دیدند همین که به شتر خویش رسید، زانو بند را برداشت و زانوهای شتر را بست و دو مرتبه به سوی مقصد اولی خویش روان شد. سپس در جواب کسانی که می خواستند به ایشان در این کار کمک کنند فرمود:

«هر گز از دیگران در کارهای خود کمک نخواهید و به دیگران اتکا نکنید ولو برای یک قطعه چوب مسواک باشد».


کحل البصر محدث قمی صفحه: 69 داستان راستان صفحه: 31-32



تعداد بازدید ها: 16927


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..