منو
 صفحه های تصادفی
کوه ابوقبیس
ساختار جهان
توزیعهای آماری
سرعت نور در محیط مادی
ادراک فضا از راه بینائی
آثار علامه طباطبایی
اثبات غیر گویا بودن عدد e
تاریخ پیدایش فوتبال در آمریکا
آنتیگوا و باربودا
پزشکی جایگزین
 کاربر Online
254 کاربر online

خبر از نوزاد آینده

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > معجزات > اخبار غیبی
(cached)

عبدالله بن محمد هاشمی می گوید: روزی نزد مأمون رفتم. او دیگران را از مجلس خارج کرد و دستور غذا داد. پس از صرف غذا، به من عطر زد و دستور داد پرده ای نصب کنند.

عده ای در آن پرده بودیم. مأمون رو کرد به بعضی از آنها و گفت: تو را به خدا برای من از مصیبت آن کسی که در طوس است، حضرت رضا علیه السلام بخوان! او شعری خواند و مأمون گریه کرد. سپس گفت: ای عبدالله! آیا مرا ملامت میکنند که چرا من آن حضرت را به ولایتعهدی نصب کردم؟ به خدا قسم برای تو حدیثی بگویم که از آن تعجب کنی.

من روزی به آن حضرت گفتم: فدایت شوم! پدران شما حضرت موسی بن جعفر و حضرت صادق . . . (علیهمالسلام) دارای علم گذشته و آینده بوده اند تا روز قیامت، و تو وصی و وارث آنهایی و علم آنها نزد تو است.
من حاجتی دارم.

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: بگو. گفتم: من جاریه ای دارم به نام زاهریه که از همه کنیزانم بهتر است و تا به حال چندین بار باردار شده ولی هر بار فرزند خود را سقط کرده است. مرا برای معالجه او راهنمایی فرما! حضرت فرمود: نترس، او برای تو پسری می آورد که شبیه ترین مردم است به مادرش و در دست راست و پای چپش یک انگشت زیادی دارد.
چیزی نگذشت که آن کنیز زاهریه پسری زایید با تمام خصوصیّاتی که حضرت رضا (علیه السلام) فرموده بود.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 49، ص 29، ح 2. از عیون الاخبار رضا، ج 2، ص 224.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 9449


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..