منو
 کاربر Online
574 کاربر online

حسنین و پاداش احسان

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > رفتاری و شخصی
(cached)

روایت شده است که حسن و حسین علیهماالسلام به همراه عبدالله بن جعفر به قصد انجام مناسک حج از مدینه خارج شدند. در راه، گرسنه و تشنه به خیمه‌ای رسیدند که پیرزنی در آن بود. از او کمی آب و غذا خواستند. تنها دارایی پیرزن، گوسفند کوچکی بود. پیرزن به آنها گفت:« شیر آن را بدوشید و از آن بیاشامید. سپس یکی از شما آن را ذبح کند تا برای شما طعامی آماده سازم.»
آنها بعد از پذیرایی پیرزن، مقداری استراحت کردند و وقتی خواستند بروند، به پیرزن گفتند:«ما از قریش هستیم و قصد زیارت خانه خدا را داریم. پس از حج به مدینه بیا تا به تو خیری برسانیم.»
آن گاه رفتند.
وقتی شوهر پیرزن به خیمه آمد و از ماجرا آگاه شد، غضبناک شد و گفت:« وای بر تو! برای کسانی که نمی شناسی و فقط می‌دانی از قریش هستند، گوسفندمان را کشتی!»
بعد از مدتی، پیرزن برای کاری به مدینه رفت و در کوچه‌های مدینه به امام حسن علیه السلام برخورد. امام، او را شناخت. برایش هزار راس گوسفند خریداری کرد و هزار دینار به او بخشید، و غلامش را به همراه او نزد حسین علیه السلام فرستاد. امام حسین نیز همانند برادرش به او احسان کرد. آن گاه او را نزد عبدالله بن جعفر فرستاد و او نیز همانند آن دو به او بخشید.

منابع:

  • بحار الانوار، ج 43، ص 341، حدیث 15 و ص 348.


تعداد بازدید ها: 6485


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..