منو
 صفحه های تصادفی
pseudomembranous enterocolitis
نظر امام هادی علیه السلام در باره شهر سامرا
پیدایش حقوق تجارت
ویژگی های ظاهری پیامبر - ص -
رنگین کمان ماکسول
نهر «صورت فلکی»
ریاضی
یاران حضرت مهدی « ع» - حرکت با ابر
روش نگارش آزتک
زاویه حد
 کاربر Online
608 کاربر online

جامعه شناسی قشرها و نابرابریها

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > علوم اجتماعی
جامعه و علوم اجتماعی > علوم اجتماعی > جامعه شناسی
(cached)



مقدمه:

چرا بعضی گروهها در جامعه ثروتمند تر یا قدرتمند تر از دیگران هستند؟جوامع امروزی تا چه اندازه نابرابرند؟تا چه اندازه فردی از یک زمینه اجتماعی فروتر بخت رسیدن به بالای نردبان اقتصادی را دارد؟چرا فقر در کشورهای ثروتمند امروز همچنان وجود دارد؟
مطالعه نابرابریهای اجتماعی یکی از مهمترین حوزه های جامعه شناسی است،زیرا منابع مادی در دسترس مردم تا حد زیادی زندگی آنها را تعیین می کند.

نظامهای قشربندی اجتماعی:

نابرابریها در همه انواع جامعه انسانی وجود دارد.حتی در ساده ترین فرهنگها ،که اختلاف در ثروت و دارایی عملا موجود نیست،نابرابری میان افراد،مرد و زن،پیر و جوان وجود دارد.جامعه شناسان برای توصیف نابرابریها ،از وجود قشر بندی اجتماعی سخن می گویند.قشربندی را می توان به عنوان نابرابریهای ساختارمند میان گروهبندیهای مختلف مردم تعریف کرد.می توان قشر بندی را مانند لایه بندی زمین شناسی پوسته زمین تصور کرد.جوامع را می توان متشکل از قشر هایی به صورت سلسله مراتبی در نظر گرفت که قشرهای ممتازتر در بالا و قشرهای کمتر ممتاز نزدیک به پایین قرار گرفته اند.
چهار نظام قشر بندی می توان تشخیص داد(که گاهی این نظامها همراه با یکدیگر یافت می شوند):


نظریه های قشر بندی در جوامع امروزی:

پرنفوذترین رویکردهای نظری نظریه هایی هستند که توسط کارل مارکس(83-1818)و ماکس وبر(1920-1864)عنوان شده اند.بیشتر نظریه های قشربندی سخت مرهون اندیشه های آنها بوده اند.اندیشه های مارکس و وبر تاثیری ژرف بر توسعه جامعه شناسی داشته و بسیاری از حوزه های دیگر این رشته را نیز تحت تاثیر قرار داده اند.
  • نظریه کارل مارکس
مارکس در آلمان متولد گردید،اما بیشتر زندگیش را در انگلستان گذراند.اگرچه نظریه های او بحث برانگیز بوده اند،اما نفوذ جهانی داشته اند.بیشتر آثار مارکس با قشربندی و بیش از همه با طبقه اجتماعی در ارتباط بوده اند.


  • نظریه ماکس وبر
ماکس وبر هم مانند مارکس آلمانی بود.رویکرد وبر در مورد قشربندی اجتماعی برپایه تحلیل مارکس بنا گردیده،اما وی آن را تا اندازه ای تغییر داده و تکمیل کرده است.
دو تفاوت اصلی میان این دو نظریه وجود دارد :1-با آن که وبر این نظر مارکس را می پذیرد که طبقه بر پایه شرایط اقتصادی که به طور واقعی تعیین شده است بنا می گردد،لکن عوامل اقتصادی مختلف بیشتری(شامل مهارتها،مدارک و شرایط خاص)را نسبت به آنچه مارکس شناخته است در شکل گیری طبقه مهم می داند.2-وبر دو جنبه اساسی دیگر قشر بندی را علاوه بر طبقه تشخیص می دهد.او یکی از آنها را پایگاه و دیگری را حزب می نامد.

طبقات در جوامع امروزی:

برخی جامعه شناسان استدلال کرده اند که طبقه در جوامع امروزی نسبتا بی اهمیت شده است و مدعی اند که از آن زمان تاکنون نابرابریهای مادی در کشورهای صنعتی تا حد زیادی کاهش یافته است.مالیاتهایی که علیه ثروتمندان وضع گردیده ،همراه با مزایای رفاهی برای کسانی که به آسانی نمی توانند از عهده تامین معیشت خود برآیند بالا و پایین سلسله مراتب نابرابری را هموارکرده اند.به علاوه با گسترش آموزش و پرورش عمومی ،افرادی که از استعداد لازم برخوردارند می توانند به سطوح بالای نظام اجتماعی و اقتصادی راه یابند.
بدبختانه این تصویر دور از واقعیت است.تاثیر طبقه ممکن است کمتر از آن باشد که مارکس تصور می کرد،اما کمتر حوزه ای از زندگی اجتماعی است که اختلافات طبقاتی در آن تاثیر نداشته باشد.حتی اختلافات فیزیکی با عضویت طبقاتی همبسته اند. افراد طبقه کارگر در مقایسه با کسانی که در گروههای طبقه بالا قرار دارند به طور متوسط وزن کمتری در هنگام تولد دارند ،میزان مرگ و میر کودکان در میان آنها زیادتر است ،در هنگام بلوغ اندام کوچکتری دارند ،کمتر از سلامت برخوردارندو در سن پایین تری می میرند .انواع مهم اختلال روانی و بیماری جسمانی از جمله بیماری قلبی،سرطان،دیابت،ذات الریه و برونشیت همگی در سطوح پایین تر ساخت طبقاتی معمول ترند تا در سطوح بالا.

جنسیت و قشربندی:

مطالعات قشربندی طی سالهای زیادی جنسیت را نادیده می گرفتند.آنها چنان نوشته می شدند که گویی زنان وجود ندارند ،یا چنانکه گویی به منظور تحلیل تقسیمات قدرت ،ثروت و اعتبار اجتماعی،زنان اهمیتی نداشته و در خور توجه نیستند.هیچ جامعه وجود ندارد که در آن مردان در بعضی جنبه های زندگی اجتماعی ،ثروت و منزلت نفوذ بیشتری از زنان نداشته باشند.

اسلام ،قشر بندی و نابرابری:


تحرک اجتماعی:

در قشر بندی اجتماعی نه تنها باید اختلافات بین موقعیتهای اقتصادی یا مشاغل را در نظر بگیریم،بلکه باید رخدادهای مربوط به افرادی که آنها را اشغال کرده اند نیز مورد دقت قرار گیرد.
اصطلاح تحرک اجتماعی به حرکت افراد و گروهها بین موقعیتهای اجتماعی-اقتصادی مختلف اطلاق می شود.تحرک عمودی به معنای حرکت به بالا یا پایین نردبان اجتماعی-اقتصادی است.افرادی که دارایی ،درآمد یا پایگاه اجتماعی کسب می کننددارای تحرک صعودی هستند،در حالی که کسانی که در جهت عکس آن حرکت می کنند دارای تحرک نزولی هستند.
درجوامع امروزی میزان زیادی تحرک جانبی نیز وجود دارد که به حرکت جغرافیایی بین نواحی ،شهرها یا مناطق اطلاق می گردد.تحرک عمودی و جانبی اغلب همراه با یکدیگرند.
دو راه برای بررسی تحرک اجتماعی وجود دارد:1-مشاغل آنها را در نظر بگیریم(تحرک درون نسلی)2-تا چه اندازه فرزندان وارد همان شغل پدران یا پدر بزرگهایشان می شوند(تحرک میان نسلی).

فقر و نابرابری:

درست در پایین نظام طبقاتی،تعداد زیادی از مردم در جهان در شرایط فقر زندگی می کنند.بسیاری از آنان رژیم غذایی مناسبی ندارند و در شرایط غیر بهداشتی زندگی کرده،امید زندگی پایین تری از اکثریت جمعیت دارند.با وجود این افراد مرفه تر اغلب توجهی به وجود فقر نمی کنند.

تعداد بازدید ها: 41677


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..