منو
 کاربر Online
775 کاربر online

تجدید وحدت سیاسی و ملی و مذهبی در عهد صفوی

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ اسلام
(cached)



تجدید وحدت سیاسى و ملى و مذهبى در عهد صفویه

«907 - 1145 ق / 1501 - 1732 م»

یکى از والاترین ارزشهاى تاریخ صفویان آن است که در دوره چیرگى و تشکیل حکومتشان، کشور ایران به صورت یک سرزمین مستقل در محدوده جغرافیایى و فرهنگى و مرزهاى مشخص آن استقلال یافت و بدین گونه از دیگر کشورهاى اسلامى به طور قطع متمایز و مشخص گردید. توضیح آن که با چیرگى تازیان بر ایران، این کشور جزیى از امپراطورى پهناور اسلامى شد و بعد از آن هم که به همت صفاریان و سامانیان استقلالى به دست آورد، همواره در دست امیرانى بود که خواه ایرانى، و خواه تُرک، تنها بر بخشى از ایران فرمانروایى داشتند و «منشور امارت» خویش را از خلیفه بغداد که در نعمت به غارت آورده و عیش دین پرورده خود غوطه‏ور بود، به چنگ مى‏آوردند. بعد از آن، دوره استیلاى ترکمانان سلجوقى و هنگامه ایلغار مغول و تاتار فراز آمد؛ تا کردند آنچه تازى نکرد و بردند آنچه غُز و کمیاک و قراختاى و قبچاق نبردند! پس از آنها، فرماندهان متفرق و پراکنده و بد فرجام ایرانى یک چند در دوره‏اى ملوک الطوایفى، کَرّ و فَرّى نمودند و سپس تیمور لنگ گورکان، آن جبار خون آشام جغتایى، سرزمین ایران را در زیر سم ستوران خود گرفت؛ آن گاه، فرزندان آن ستمکار، به بادافره بدکرداریهاى پدر گرفتار شدند و به جان هم افتادند و دوره‏اى تازه از گیر و دار و ستیزه و پیکار پدید آوردند و ترکمانان سپید گوسپند و سیه گوسپند هم در این تُرکتازى با آنان یارِ غار شدند، تا سرانجام شاه اسماعیل صفوى به دستیارى سرخ کلاهان این سدّ سوید را شکست و حکومت ایران زمین را به دست پادشاهانى از اعقاب خود داد که هر که و هر چه بودند، از درون ایران برخاستند و بر همه سرزمین تاریخى ایران فرمانروایى داشتند.

ظهور صفویه و استقلال ارضی ایران

بدین سان، فصل نوینى در تاریخ ایران گشوده شد و کشورى که سده‏هاى دراز در تفرقه و ملوک الطوایفى سپرى کرده بود، یا جزو امپراطوریهاى وسیع ترکمانان سلجوقى و مغول و تیمورى و ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو قرار داشت؛ سرزمینى واحد و مستقل گشت که فرمانبردار پادشاهى از خود بود با مرزهایى همسان زمان ساسانى و دولتى همچون آن عهد که با دین توأمان بود.
در سال 907 ق / 1501 م که شاه اسماعیل آن نابغه خردسال صفوى، سپاه قزلباش را به جانب تبریز برد، علاوه بر شروانشاهان در شروان و الوند میرزاى بایُندرى در آذربایجان و صوفیان صفوى که سرگرم ایلغار خود بودند « چند حاکم که هر یک داعیه استقلال داشتند در ولایت ایران لواى اَنا و لاغیر بر افراشته بودند .... ]چنانکه خاقان اسکندرشان در آذربایجان و سلطان مراد در اکثر عراق عجم

ظهور صفویه و وحدت ملی

خاندان صفوى در چنین اوضاعى که تشتت و تجزیه به کمال رسیده بود براى چیره شدن بر همه ایران زمین به تکاپو افتادند و به وحدتى دست یافتند که سیر تاریخ هم ایجاد آن را آسانتر ساخت و هم مسیر حوادث بعدى را تغییر داد. بعد از حکومت واحد تیمور گورکان و تسلط طولانى اعقاب او بر همه قلمرو فرهنگ ایرانى و شیوع روز افزون مذهب تشیع، ایران خود را به تدریج خود را آماده مى‏ساخت تا به صورت یک قلمرو واحد و یکپارچه حکومتى درآید؛ یعنى عواملى شبیه به عوامل اجتماعى آغاز دوره ساسانى در حال شکل گیرى بود. در این میان دو نیروى بیگانه و تجاوزگر و استیلا طلب در دو جانب ایران استقرار مى‏یافت: عثمانیان در مغرب و ازبکان در مشرق. ایران نیز در میان این دو قدرت فشرده مى‏شد و براى دفاع از خود احساس حاجت به وحدت و اتفاق مى‏کرد؛ احساسى ناخود آگاهانه و یکى از علل پیشرفت بسیار سریع قدرت صفوى، همین احساس مبهم ملى به وحدت و تمرکز بود. ادامه همین احساس است که بعد از وفات شاه اسماعیل اول، و در دورانهاى سخت حکومت صفویان، یعنى در گیر و دار کشاکش زورمندان مُلک تا اوایل عهد شاه عباس بزرگ، باز باعث باقى ماندن وحدت ملى ایرانیان در برابر دشمنان شرق و غرب گردید.


عوامل وحدت ملی و ارضی ایران در عهد صفوی

نخستین عامل اساسى که در ایجاد این وحدت و تمرکز تأثیر داشت، گرایش ملّت ایران به تشیع و دورى روز افزون از مذاهب اهل سنت بود. این دورى از هنگام سقوط بغداد به دست هلاگوى مغول به طور جزم آغاز شد و پیوسته در حال گسترش بود. به نحوى که هر ساله تمایل ایرانیان به بزرگداشت پیشروان شیعه دوازده امامى بیشتر و آثار این احترام در نظم و نثر پارسى آشکارتر و در میان طبقات جامعه پایدارتر گردید. و چون کار به نهضت سرخ کلاهان شیعه و اعلام رسمیت مذهب آنان کشید، قبول آن براى مردم آسان شد، گرچه این اعلام، موجب مهاجرت بسیارى از فرهیختگان به دیگر دیار سنى مذهب و قتل و آزار آنان شد.

دومین عاملى که به ایجاد این وحدت و تمرکز، یارى رساند، دفاع ناگزیر ایرانیان از هستنى و سنت و اعتقاد خود، در برابر هجوم ممتد و طولانى ترکان آسیاى مرکزى به ایران بود، که چندید سده به دراز کشیده بود؛ چنین به نظر مى‏رسد که بر اثر این هجومهاى دیرباز و کشتار و تاراج پایان ناپذیر اقوام مهاجم، عقده‏هاى انباشت شده در دل ایرانیان، مانند دُملى در حال آماس کردن و سر گشودن بود و تنها نیشترى مى‏خواست تا سر بگشاید. این نیشتر، همان قیام شاه اسماعیل اول به یارى قزلباشان بود که به نام و نشان تصوف و تشیع انجام گرفت.

هنگامى که امیر یار احمد اصفهانى معروف به «نجم ثانى» دومین وزیر شاه اسماعیل صفوى، ازبکان ماوراءالنهر را هر جا مى‏یافت به دار بَوار مى‏رسانید، آنان چنین گفتند: «گویا روزگار این بلاى سیاه را در برابر قتل عام چنگیز خان و امیر تیمور خان به انتقام فرستاده است به جانب ترکستان، چون جزاى عمل حق است و این دَجّال است، اگر چه دَجّال را این قهر و غصب و تغلّب نیست. / عالم آراى صفوى، ص 375». با همین اندیشه انتقام بود که نجم ثانى هنگام فتح قلعه قَرْشى که مقّر ازبکان بود «فرمود که حتى سگها و گربه‏هاى قرشى را به قتل آوردند، و فرمود که هموار کنید '> و مراد بیگ بایندر در یزد و رئیس محمد کرّه در اَبَرقوه و حسین کیاى چلاوى در سمنان و خوار و فیروزکوه و باریک بیگ پَرناک ابن على بیگ در عراق عرب و قاسم بیگ بن جهانگیر بیگ بن على بیگ در دیار بکر و قاضى محمد به اتفاق مولانا مسعود بیدگلى در کاشان و سلطان حسین میرزا در خراسان و امیر ذوالنون در قندهار و بدیع الزمان میرزا در بلخ و ابوالفتح بیگ بایندر در کرمان» از جمله مدعیان حکومت و سران ملوک الطوایف آن دوران بودند «احسن التواریخ روملو، ص 62».

ظهور صفویه و وحدت ملی

خاندان صفوى در چنین اوضاعى که تشتت و تجزیه به کمال رسیده بود براى چیره شدن بر همه ایران زمین به تکاپو افتادند و به وحدتى دست یافتند که سیر تاریخ هم ایجاد آن را آسانتر ساخت و هم مسیر حوادث بعدى را تغییر داد. بعد از حکومت واحد تیمور گورکان و تسلط طولانى اعقاب او بر همه قلمرو فرهنگ ایرانى و شیوع روز افزون مذهب تشیع، ایران خود را به تدریج خود را آماده مى‏ساخت تا به صورت یک قلمرو واحد و یکپارچه حکومتى درآید؛ یعنى عواملى شبیه به عوامل اجتماعى آغاز دوره ساسانى در حال شکل گیرى بود. در این میان دو نیروى بیگانه و تجاوزگر و استیلا طلب در دو جانب ایران استقرار مى‏یافت: عثمانیان در مغرب و ازبکان در مشرق. ایران نیز در میان این دو قدرت فشرده مى‏شد و براى دفاع از خود احساس حاجت به وحدت و اتفاق مى‏کرد؛ احساسى ناخود آگاهانه و یکى از علل پیشرفت بسیار سریع قدرت صفوى، همین احساس مبهم ملى به وحدت و تمرکز بود. ادامه همین احساس است که بعد از وفات شاه اسماعیل اول، و در دورانهاى سخت حکومت صفویان، یعنى در گیر و دار کشاکش زورمندان مُلک تا اوایل عهد شاه عباس بزرگ، باز باعث باقى ماندن وحدت ملى ایرانیان در برابر دشمنان شرق و غرب گردید.


عوامل وحدت ملی و ارضی ایران در عهد صفوی

نخستین عامل اساسى که در ایجاد این وحدت و تمرکز تأثیر داشت، گرایش ملّت ایران به تشیع و دورى روز افزون از مذاهب اهل سنت بود. این دورى از هنگام سقوط بغداد به دست هلاگوى مغول به طور جزم آغاز شد و پیوسته در حال گسترش بود. به نحوى که هر ساله تمایل ایرانیان به بزرگداشت پیشروان شیعه دوازده امامى بیشتر و آثار این احترام در نظم و نثر پارسى آشکارتر و در میان طبقات جامعه پایدارتر گردید. و چون کار به نهضت سرخ کلاهان شیعه و اعلام رسمیت مذهب آنان کشید، قبول آن براى مردم آسان شد، گرچه این اعلام، موجب مهاجرت بسیارى از فرهیختگان به دیگر دیار سنى مذهب و قتل و آزار آنان شد.

دومین عاملى که به ایجاد این وحدت و تمرکز، یارى رساند، دفاع ناگزیر ایرانیان از هستنى و سنت و اعتقاد خود، در برابر هجوم ممتد و طولانى ترکان آسیاى مرکزى به ایران بود، که چندید سده به دراز کشیده بود؛ چنین به نظر مى‏رسد که بر اثر این هجومهاى دیرباز و کشتار و تاراج پایان ناپذیر اقوام مهاجم، عقده‏هاى انباشت شده در دل ایرانیان، مانند دُملى در حال آماس کردن و سر گشودن بود و تنها نیشترى مى‏خواست تا سر بگشاید. این نیشتر، همان قیام شاه اسماعیل اول به یارى قزلباشان بود که به نام و نشان تصوف و تشیع انجام گرفت.

هنگامى که امیر یار احمد اصفهانى معروف به «نجم ثانى» دومین وزیر شاه اسماعیل صفوى، ازبکان ماوراءالنهر را هر جا مى‏یافت به دار بَوار مى‏رسانید، آنان چنین گفتند: «گویا روزگار این بلاى سیاه را در برابر قتل عام چنگیز خان و امیر تیمور خان به انتقام فرستاده است به جانب ترکستان، چون جزاى عمل حق است و این دَجّال است، اگر چه دَجّال را این قهر و غصب و تغلّب نیست. / عالم آراى صفوى، ص 375». با همین اندیشه انتقام بود که نجم ثانى هنگام فتح قلعه قَرْشى که مقّر ازبکان بود «فرمود که حتى سگها و گربه‏هاى قرشى را به قتل آوردند، و فرمود که هموار کنید یعنى قلعه را با خاک یکسان کنید[، و چون دَیّار در آن دیار نماند، گفت: حال اندک دلم تسلى شد، عوض قتل عام چنگیز امیر تیمور کردم .... / عالم آراى صفوى، ص 372». همین نجم ثانى از اطاعت یا اظهار انقیاد و التجاى شاهزادگان تیمورى مانند بابُر و برادر زاده‏اش اویس میرزا و بعضى از شاهزادگان ازبک یعنى بازماندگان مغول به درگاه شاه اسماعیل به همانگونه خشنود بود که از شکست یا انحذال آنان، زیرا این هم در نظر او نوعى از انتقام بود که ایرانیان از مغولان و ترکان جغتاى یا اقوام مشابه آنان مى‏گرفتند: «نمردم و دیدم که نواده چنگیز خان و تمام پادشاهان ترکستان التجا به درگاه پادشاه آوردند. / عالم آراى صفوى، ص 343».

همراهی ایرانیان در تثبیت دولت صفوی

شاه اسماعیل خود هنگامى که با ازبکان مى‏جنگید، ایشان را «تُرک تنگ چشمِ خیره سر / ایضاً ص 444» خطاب مى‏کرد، در حالى که سپاهیان قزلباش او خود تُرک نژاد بودند و در مقابل تاجیکان یعنى ایرانیان قرار داشتند «ایضاً صص 425 و 594 به بعد». البته مطالبى که از مآخذ «عالم آراى صفوى» نقل شد، اگر چه اشاراتى است منطبق بر وقایع تاریخى، اما خالى از تصرف اعتقادى هم نیست، و بر روى هم رفته، کتابى است که نشان دهنده روحیه عامه ایرانیان در عهد صفوى و از این رو نکته‏هایى که از آن نقل شده، اگر هم منسوب به گویندگان آنها باشد نه ا ملفوظات واقعى آنها، باز، بیان کننده اعتقاد عموم مردم و نشان دهنده نظر آنها نسبت به کسانى است که از عهد ایلغار مغول و تاتار تا قیام شاه اسماعیل، ایران را به صحنه کشتار و تاراجهاى پیاپى مبدل ساخته بودند؛ و این که شاه اسماعیل و وزیر دلیر و توانایش نجم ثانى، سرداران و بزرگانى از ایران زمین بودند که شکستها و ناکامیهاى گذشته را جبران کردند.

سّر این که شاه اسماعیل بدان سرعت و با مخالفتهاى اندک در ایران پذیرفته شد و در مدتى کوتاه به ایجاد یک حکومت ملى و مذهبى واحد و متمرکز انجامید، همین ارضاء خاطر ملتى بود که چند صد سال از هجومهاى زرد پوستان غارتگر و قتل و کشتار آنها رنج کشیده و اینک هم از پیشرفت روز افزون ازبکان که تا نزدیکیهاى سمنان پیش آمده بودند، در اضطراب و وحشت به سر مى‏بردند.

در ایجاد این وحدت، دانسته یا ندانسته، موضوع حفظ مرزهاى طبیعى ایران و قلمرو فرهنگى آن همیشه موضوع اصلى مبارزات دولت صفوى و نادر شاه افشار بود، تنها در دوران ضعف زندیان و قاجاریان بود که این مبارزات سستى گرفت و دست غارتگران شرق و غرب را در پیشرفت در خاک ایران باز گذاشت.


تعداد بازدید ها: 8340


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..