منو
 کاربر Online
714 کاربر online

با دیگران

تازه کردن چاپ
فرهنگ > ادبیات
(cached)

مارک تواین

مشخصات نویسنده:
تولد 1835 مرگ 1910


1- بانکدار، دوستی است که در هوای آفتای چترش را به تو امانت می دهد و به محض شروع باران، آن را از تو پس می گیرد.

A banker is a felloa who lends you his umbrella when the sun is shining, but wants it back the minute it begins to rain


2- یک اثر کلاسیک، چیزی است که همه دوست دارند آن را خوانده باشند، ولی کسی آن را نمی خواند.

A classic is something that everybody wants to have read and nobody wants to read


3- کسی که نمی خواند، نسبت به کسی که نمی تواند بخواند، برتری ندارد.

A person who wont read, has no advantage over one who cabt read


4- ترک سیگار آسان ترین کار دنیاست. من خودم هزاران بار این کار را کرده ام!

Giving up smoking is the easiest thing in the world. I have done it thousands of times!


5- من فهمیده ام بهترین راه برای دانستن این که مردم را دوست داری یا از آنها متنفری، مسافرت با آنهاست.

I have found out whether you like people or hate them, than to travel eith them


6- وقتی چهارداه ساله بودم، پدرم آنچنان نادان بود که به سختی می توانستم حضور آن پیرمرد را تحمل کنم. اما وقتی به بیست و یک سالگی رسیدم، حیرت کردم که او در عرض این هفت سال چه قدر آموخته است!

When I was a boy of 14, my father was so ignorant I could hardly stand to have the old man around. But when I got to be 21, I was astonished by how much he'd learn In 7 years!


بروز شده در تاریخ 5/5/1385
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آلبر کامو

مشخصات نویسنده:
تولد 1913مرگ 1960


1- پشت سرم راه نرو، هدایتت نمی کنم. جلوی من راه نرو، دنبالت نمی آیم. کنارم راه برو و دوست من باش.

Don't walk behind me, I may not lead. Don't walk in front of me, I may not follow. Just walk beside me and my friend


2- آزادی چیزی نیست جز فرصتی برای بهتر شدن.

Freedom is nothing but a chance to better


3- ترجیح می دهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم که نیست، تا این که طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.

T Would rather live my life as if there is a God and die to find out there isn't, and die to find out there is


4- کم اند کسانی که با چشم شان می بینند و با مغزشان فکر می کنند.

Small is the number of people who see with their eyes and think with their minds


5- دو راه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی این که انگار هیچ چیزی معجزه نسیت. دیگر این که انگار همه چیز معجزه است.

There are only two ways to live your life. one is as though nothing is a miracle. the other is as though everything is a miracle


6- سعی نکن انسان موفق باشی سعی کن انسانی باارزش باشی.

Try not become a man of success, but rather try to become a man of value


بروز شده در تاریخ 28/5/1385

تعداد بازدید ها: 6340


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..