منو
 کاربر Online
310 کاربر online

انفاق از دوست داشتنی ها

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > فضائل از دیدگاه دوستان
(cached)

برای انفاق و بخشش در اسلام فلسفه های متعددی ذکر شده است. روشن ترین آنها ایجاد عدالت اجتماعی و جلوگیری از انباشتن ثروت در دست عده ای خاص است که مفاسد اجتماعی فراوانی بدنبال دارد. از این گذشته بخشیدن باعث دل کندن از یکی از تعلقات بسیار قوی در درون انسان می شود که همان تعلق به دارائیهای مادی است.
بریدن از آنچه غیر خداست در راه خدا، سکوی پرش برای وصال محبوب است. و این پرش در انفاق به خوبی تجلی می یابد.

از این رو در قرآن مجید در سوره توبه، خداوند به پیامبرش می فرماید: «خُذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها »؛ یعنی «از اموال آنها صدقه بگیر که بدین وسیله باعث تطهیر آنها از آلودگی تعلق به دنیا و تزکیه و پاک شدنشان می باشی »
حال این کارکرد مؤثر انفاق در ترقی معنوی هنگامی در حد اعلای خود تحقق می یابد که انسان از اشیائیکه آنها را به شدت دوست دارد دل بر کند. و آنها را در راه خداوند انفاق نماید. از اینرو در قرآن مجید آمده است: « لن تنالوا البّر فی تتقوا مما تحبون »؛ (بخشی از آیه 92 / آل عمران) یعنی «هرگز به بد و نیکی مطلق نمی رسید مگر این که از آنچه آن را دوست دارید انفاق نمائید. »

حضرت سجاد علیه السلام علاوه بر انفاقهای گسترده خود که آن را به صورت سری و علنی انجام می دادند و در خلال آن نیازمندیهای مستمندان و فقرا و ایتام و از کار افتاده ها را برآورده می ساختند. چیزی که به آن علاقه داشتند را نیز در راه خدای بخشیدند تا ترجمان حقیقی قرآن در آیات ذکر شده آن باشند. به نمونه هایی از این فضیلت بلند حضرت توجه فرمائید:

1- ابی عبدالله دامغانی روایت کرده است که حضرت علی بن الحسین علیه السلام مرتب از شکر و بادام صدقه می دادند. وقتی از محضرشان در این باره سوال شده این آیه را تلاوت کردند که « لن تنالو البربنی تتقوا مما تحبون » (بخشی از آیه 92 / آل عمران) آری حضرت شکر و بادام را دوست می داشتند.

2- امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت علی بن الحسین علیه السلام از انگور خوششان می آید. روزی انگور خوبی به مدینه آوردند و یکی از کنیزان حضرت تعدادی از آن تهیه کرد و موقع افطار آن را خدمت حضرت آورد، قبل از اینکه حضرت دستشان را به سمت آن دراز کنند، نیازمندی درب خانه حضرت آمد، حضرت فرمودند: همه آن را برای او ببرید.

آن کنیز گفت: ای مولای من! بعضی از آن او را کفایت می کند فرمودند: نه سوگند به خدا، و همه آن را برای او فرستادند. فردا باز آن خانم تعدادی انگور خرید و برای حضرت آورد و مجدداً نیازمندی آمد و حضرت همانگونه با او برخورد کردند، روز بعد باز آن کنیز مقداری انگور برای حضرت خرید و در شب سوم برای حضرت آورد ولی دیگر نیازمندی نیامد از اینرو از آن خوردند و فرمودند: چیزی از آن، از ما فوت نگردید و الحمدلله.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 46، ص 89 به نقل از مناقب و ص 90 به نقل از محاسن

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 8356


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..