منو
 کاربر Online
852 کاربر online

انتظار انسان از دین

تازه کردن چاپ
(cached)

بشر گمشده‏اى دارد که نیازمند یافتن آن است.این گمشده نامش دین است .
البته نام این حقیقت هرچه باشد بایدپاسخ‏گوى سوالات اصلى او باشد که بدون پاسخ به آن‏ها، جز بن‏ بست نهیلیستى منزلى‏دیگر پیش رو نخواهد داشت، همان بن‏بستى که بسیارى از انسان‏هاى امروزى در داخل آن‏با کمال اضطراب در جا مى‏زنند.
این سوالات عبارتنداز:
  • من کیستم؟
  • از کجا آمده‏ام؟
  • به کجا آمده‏ام؟
  • در این‏جا با کیستم؟
  • به کجا مى‏روم؟
  • براى چه آمده‏ام؟
پاسخ مثبت ‏به این سوالات به‏قدرى حیاتى است که بشر خصوصابشر محصور در تمدن‏جدید به جهت‏ بى‏اعتنایى به آن‏ها، توانایى پذیرش هیچ اصلى را ندارد.
از این رو،او در امروزهایى زندگى مى‏کند که نه دیروزى داشته است و نه فردایى، یعنى اگر بشردر امروز خویش رفاه و آسایش و لذت گرایى‏اش را اشباع کند، همه چیز و از جمله‏گذشته و آینده‏اش را دارا مى‏باشد، و به همین جهت مى‏توان گفت که انسان معاصراکنون‏زده‏ است.
  • سررشته تمامى اصول و قوانینى که تکلیف آدمى را در ارتباطات چهارگانه مشخص‏مى‏کند در همان گم‏شده دینى دین است، این ارتباطات عبارتند از:
1 . ارتباط انسان با خویشتن
2 . ارتباط انسان با خدا
3 . ارتباط انسان باجهان هستى
4 . ارتباط انسان با هم‏نوع‏خود

  • این گمشده، یک حقیقت‏خیالى نیست، بلکه اصالت‏بخش همه حقایق است و بدون آن هیچ واقعیت ‏بد و خوب، و وجدان و ارزشى نمى‏تواند مطرح باشد.
عاملى که باعث مى‏شود آدمى نخست‏ خود را بیابد و سپس گمشده‏اش را، توجه به این واقعیت است که بشر جزئى معنادار از یک جهان معنادار است که براى به ثمر رسیدن استعدادها و سرمایه عالى شخصیتش در این جهان باید امورى را در بعد عمل و نظر رعایت کند.
که این امور و اصول درچهره دین قوام خود را هم‏چون حکمت وجودى انسان ازمبدا هستى آفرین دریافت مى‏کنند.
با درک واقعیت مذکور است که آدمى خود را و سپس‏ گمشده‏اش را مى‏یابد.
اما این‏که چرا این گم‏شده فقط از طریق دین یافت مى‏شود باید توجه داشت که:
  • اولا : مدتى است ‏بس طولانى که در برخى از جوامع، عده‏اى از دین اعراض نموده‏اند ومى‏خواهند مفاهیمى مانند اخلاق جهانى ، حقوق جهانى، فرهنگ جهانى و به‏طور کلى اصطلاح‏جالب اومانیسم‏ را جانشین دین‏ نمایند، و همان‏گونه که دیده‏ایم این‏اصطلاحات نه از نظر استدلال و نه در قلمرو عمل، نتوانست گمشده اصلى بشر را به‏ارمغان آورد.
  • ثانیا: به فرض این‏که بشر بتواند مفاهیم مزبور رااز قلمرو دانشگاهى و آکادمیک‏پایین آورد و آن‏ها را مورد عمل و استفاده قرار دهد، تنها ره‏آورد آن، تامین‏زندگى صحیح و منطقى در عرصه طبیعت و روابط اجتماعى است، ولى گم‏شده حقیقى که‏باید با پاسخ به پرسش‏هاى ششگانه گذشته پیدا شود بدون دین پیدا نخواهد شد، والاجوامع شرق و غرب دنیاى امروز، این همه ناله و شیون براى پوچى سر نمى‏دادند.
آرى گردانندگان بزرگ جوامع براى زدودن اصالت آن گمشده از عقول و دل‏هاى بشرآمپول مخدرى کشف نموده‏اند تا با تزریق آن به عقل و روح آدمیان حداکثربهره‏بردارى را بکنند و آن مخدر چیزى نیست جز هستى داشتن و بودن به هر شکل‏ممکن.
بنابر این انتظار بشر از دین اینست که به این سوالات اساسی بشر در زندگی او پاسخ دهد.

منبع

1- علامه جعفرى،محمدتقى، فلسفه دین ، دفتر نخست، ص‏96 وصص 107104

تعداد بازدید ها: 11396


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..