منو
 کاربر Online
576 کاربر online

امام خمینی و هنر

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > گزیده سخنان و نوشته ها
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > شخصیت ها
(cached)


شخصیت عظیـم و افکار بلند حضرت امام خمینی از یک سـو ، گستردگـى مباحث مـربـوط به هنـر و شاخه هاى مختلف آن از سـوى دیگـر ، و محـدودیت صفحات خاص ایـن موضوع از سوى سـوم ، پرداختـن به مـوضـوع امام خمینی و هنر را دشوار مى سازد.

اما از آنجـا که جـامعیت شخصیت امـام راحل و دیـدگـاههاى نـو و مترقى حضرت او نسبت به مسایل گوناگون از جمله هنر ، پرداختـن به ایـن موضوع را ضرورى مـى سازد ، هر چند گذرا به مـوضـوع یاد شـده مى پردازیم.

گستـره بحث دامنه مبـاحث و شـاخه هاى مـربـوط به هنر ، بسـى گسترده است. از نـویسنـدگـى ، شعر ، قصه ، طنز ، نقاشـى ، مـوسیقـى ، خطـابه و سخنـورى گـرفته ، تـا وادى فیلـم و سینمـا و تـإتـر و برنامه هاى هنرى رادیو و تلـویزیون و کاریکاتـور ، نمایشنامه ها و فیلمهاى عروسکى و کارتـون کودکان و طراحى و گرافیک و خـوشنویسى و آهنگ و آواز و .. . را شـامل مـى شـود.

در مقـوله هنر ، زیباشناسى و زیبایی آفرینى از عناصر مهم به شمار مى رود. تخیل و ذهـن خلاق هنرمند ، به کمک احساس بالنده و قـدرت تعبیـر و ظرافت انـدیشه و نکته شنـاسـى و نکته سنجـــــى و خیال انگیزى ، جلـوه هاى مانـدگارى از هنر را پـدیـد مـىآورد.

آنکه روحـى لطیف و درکـى زیبا و زبانى نافذ و بیانـى رسا دارد ، در شاخه هاى مختلف هنر ، بهتر مى تـواند انـدیشه و احساس و پیامـى را بـر بـال هنـر بنشانـد و در آفاق انـدیشه هاى بشـرى و در قلمـرو دل و جـان انسـانها به پـرواز آورد.

امام امت ، با برخـوردارى از مایه هاى اصلـى و عمـده هنر ، در حـد بالایى ایـن عناصر را در وجـود خـویـش فراهـم آورده بـود. نیروى خطابه و سخنـورى امام امت ، زیبایـى قلـم و قدرت نگارش و تعبیرى او ، تـوان تإثیـرگذارى عمیق بـر دلهاى مخاطبیـن ، قـدرت انگیزش نسبت به جـوانان ، ذوق لطیف شعرى ، خط پخته و زیبـا ، مایه هاى طنز و کنایه و استعاره و صناعات ادبـى در گفتار و نـوشتار ، زیبایـى روح و رفتار ، جمال ظاهر و باطن و حسن صورت و حسـن سیرت و حسـن سریرت ، همه و همه در امام امت جمع بـود. هنر رفتارى و جاذبه فـوق العاده او و هنـر ایجاد تغییـر در رفتار و ساختـار فرد و جامعه نیز از او چهره اى به عنوان معمار حکـومت اسلامى ساخته است. هـم او بود که هنر بسیج توده ها را علیه ستـم در سطح جهان داشت و ایـن کـم هنـرى نیست. خـــــــــداى متعال ، که زیبایـىآفـرین پهنه خلقت است ، هنـرهاى متعددى را در وجـود ایـن انسان پیامبرگـون ، مسیح وار ، ابراهیـمآسا ، على وش یکجا گرد آورده است.

در بحث از امام و هنر ، هـم مى تـوان به جلـوه هاى هنرى که در وجـود و فکـر و بیان و قلـم و شعر و ادبیات و ذوقیات امام راحل نهفته است پرداخت ، هـم مى تـوان دیدگاههاى او را در باره هنرهاى مختلفـى چـون: قلـم ، شعر ، مـوسیقـى ، فیلـم و سینمـا ، رادیــو و تلویزیون ، هنرهاى نمایشى و تصـویرى و ... بررسى کرد. دو مقـوله جدا از هـم ، و دو بررسى که هر یک میدانى متفاوت از دیگرى دارد.


هنـر بـرتـر


پیـش از آنکه به مطالعه دیـدگاههاى امام درباره مقـوله هاى هنـرى بپـردازیـم ، گفتنـى است که هنـر ، مبتنـى بــر زیبایـى است ، چه در مرحله درک و شناخت ، چه در مـرتبه خلاقیت و آفرینش هنرى.

همچنان که جمال و زیبایـى تنها جمال صـورى و ظاهـرى و حسـى نیست و جمال برترى به نام جمال معنوى داریـم ، هنر نیز ، غیر از شـاخه ها و مقـوله هاى محسـوس و مادى و قالبهاى عینـى ، نـوع بـرتـر هـم دارد که به همان زیباییهاى روح و زیباییهاى عمل و رفتار باز مى گردد. آراستگـى به اخلاق حسنه هنرى است دشـوار ، ارزشمنـد و مهم. به فـرمـوده حضـرت امیرعلیه‌السلام:

<<زینه البـواطـن اجمل مـن زینه الظواهر>>(1)
آراستگـى درونها ، زیباتر از آراستگى ظاهرهاست.


و در سخن دیگرى فرموده است:

<<حسن الصـوره جمال ظاهر و حسـن العمل جمال باطـن>>(2)
زیبایـى چهره ، جمال آشکار است ، ولـى زیبایـى کار و عمل ، جمال و زیبایـى باطنى است.


در سخنـان دیگـرى از آن امـام بزرگـوار و معصـومعلیه‌السلام ، خصلتهایـى همچـون حلـم و بردبارى ، وقار ، طاعت ، پرهیز از ننگ و زشتـى ، عمل به علـم ، خردمندى و ... به عنوان <<جمال>> براى یک فرد به شمار آمـده است.(3) اینها نشان دهنـده آن است که زیبایـى (و در نتیجه هنر مبتنـى و متکـى بر زیبایى) به زیبایـى حسـى خلاصه نمـى شـود.<<جمـال بـریـن>> و <<هنـر بـرتـر>> هـم وجـود دارد.




امام خمینی ، با تـوجه به ایـن دیـدگاه و عنایت به هنر بـرتـر ، جلـوه هاى ایثار و شهادت طلبـى و جهاد حماسهآفرینان دفاع مقدس را برتریـن هنرى مـى داند که حتـى قابل ترسیم و تجسیـم و ثبت و ضبط نیستنـد. در پیـام سـالگـرد انقلاب ، مـى فـرمـایـد:

<<... گیرم که قلمفرسایان هنرمند ، بتـواننـد میـدانهاى شجاعت و دلاورى آنـان و قـدرت و جسـارت فـوق العاده آنها را در زیـر آتـش مسلسلها و تـوپها و تانکها ترسیـم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتـواننـد پیـروزیهاى هنـرمنـدانه آنان را در آن شبهاى تـار در مقابل مـوشکها و بمب افکنهاى دشمـن غدار و عبـور از پیچ و خمهاى سیمهاى خاردار و کـوههاى سر به فلک کشیده و بیرون کشیدن دشمنان خـدا از سنگـرهاى بتـونـى و مجهز به جهازهاى پیشـرفته را مجسـم نمایند ، لکـن آن بعد الهى عرفانى و آن جلـوه هاى معنوى ربانى که جانها را به سـوى خـود پـرواز مـى دهـد و آن قلبهاى ذوب شـده در تجلیات الهى را با چه قلـم و چه هنر و چه بیانى مى تـوان ترسیـم کرد؟>>(4)

در ایـن سخـن ، هـم برخـى جلـوه هاى ویژه مطرح شـده که فراتر از قلمرو هنر معمـولـى است و نمى تـوان به بیان هنرى آنها پـرداخت ، هـم کار شگفت و زیباى حماسهآفرینان را <<هنرمنـدانه>> بیان کرده است.

پیام به هنرمندان


در راستـاى همان دیـدگـاه و ارج گذارى ، پیـامـى که امـام امت در تجلیل از «هنـرمندان متعهد» دادنـد ، آکنـده از همیـن تـوجه و عنایت و دیـد «فـرا حسـى» است. در اینجـا متـن کـامل آن پیام آورده مى شود ، تا هم تإکیدى بر مطالب یادشده باشد ، هـم زمینه اى بـراى مبـاحث بعدى و «عنصـر تعهد» در کارهاى هنـرى که از نظر امام ، بسیار مهم و تعیین کننده است. جالب توجه است که ایـن پیام را که ترسیـم کننـده خطـوط هنر مکتبـى و متعهد است ، امام امت در آستانه سالگـرد هفته دفاع مقـدس (67/6/30) در آخـریـن سال عمـر پـربـرکت خـویـش و پـس از خـاتمه جنگ تحمیلـى صـادر کـرده است:



بسم الله الرحمن الرحیم

خـون پاک صـدها هنرمنـد فرزانه در جبهه هاى عشق و شهادت و شرف و عزت ، سـرمایه زوال ناپذیر آن گـونه هنـرى است که بایـد به تناسب عظمت و زیبایـى انقلاب اسلامـى ، همیشه مشام جان زیباپسنـد طالبان جمال حق را معطر کند.

تنها هنـرى مـورد قبـول قـرآن است که صیقل دهنـده اسلام نــــاب محمـدىصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، اسلام ائمه هـدىعلیه‌السلام ، اسلام فقـرإ دردمنــــــد ، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازیانه خـوردگان تاریخ تلخ و شرمآور محرومیتها باشـد. هنـرى زیبـا و پاک است که کـوبنـده سـرمایه دارى مـدرن و کمـونیسـم خـونآشـام و نـابـود کننـده اسلام رفـاه و تجمل ، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فـرومایگـى ، اسلام مـرفهیـن بـى درد و در یک کلمه اسلام آمریکایـى باشـد. هنر در مـدرسه عشق ، نشان دهنده نقاط کـور و مبهم معضلات اجتماعى ، اقتصادى ، سیاسى ، نظامى است. هنر در عرفـان اسلامـى تـرسیـم روشـن عدالت و شـرافت و انصـاف و تجسیـم تلخکامـى گرسنگان مغضـوب قدرت و پـول است. هنر در جایگاه واقعى خود ، تصویر زالوصفتانى است که از مکیدن خـون فرهنگ اصیل اسلامى ، فرهنگ عدالت و صفا لذت مـى برنـد. تنها به هنرى بایـد پرداخت که راه ستیز بـا جهانخـواران شـرق و غرب و در رإس آنان آمـریکا و شوروى را بیاموزد.

هنرمندان ما تنها زمانى مى تـوانند بى دغدغه کـوله بار مسـوولیت و امانتشان را زمیـن بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بـدون اتکإ به غیـر ، تنها و تنها در چـارچـوب مکتبشـان به حیـات جـاویـدان رسیـده اند و هنرمنـدان ما در جبهه هاى دفاع مقـدسمان ایـن گـونه بـودنـد ، تـا به ملا اعلا شتـافتنـد و بـراى خــدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدنـد و در راه پیروزى اسلام عزیز ، تمام مـدعیان هنر بى درد را رسـوا نمودند. خدایشان در جـوار رحمت خـویـش محشورشان گرداند.
روح الله الموسوى الخمینى(5)



هنر در خدمت تعهد


از دیدگاه امام امت ، هنرى ستـوده و ارجمنـد و قابل دفاع است که از عنصر <<تعهد>> و جـوهر <<پیام>> و بعد <<سازندگـى و تربیت>> بـرخـوردار باشـد ، هنـرى که ارزشهاى مقـدس را تـرسیـم کنـد ، به انسانها ایـده و امیـد و اعتماد بـدهـد ، و از فساد و هـرزگـى و بـدآمـوزى و تحـریک غرایز حیـوانى و شهوانـى دور و منزه باشـد.

هنرى که وسیله اى در خـدمت فساد و حکـومت جـور و برآوردن اهـداف سیاسى بیگانگان باشد و مایه غفلت و بى خبرى و بى دردى و بـى تحرکى باشد ، ناپسند است. ایـن تإکید را در مـورد همه شاخه هاى هنر ، و مهمتر از همه در زمینه سینما و فیلـم و رادیو و تلویزیون بیشتر فرموده اند.

در پیام هفته دفاع مقـدس ، در دعوت از نـویسندگان و هنرمنـدان و نقـاشـان به ثبت حمـاسه هـاى رزمنـدگـان ، مـى فـرمـاید:

<<امروز ، همه از تصـویر ایـن صحنه هاى معنـوى ـ انسانى عاجزند و اینجانب که به نویسندگان و گـویندگان و تحلیل گران و هنرمندان و نقاشان و همه و همه پیشنهاد مـى کنـم تا همیشه و بخصـوص در ایـن هفته آنچه در تـوان دارنـد ، در طبق اخلاص گذاشته و تقـدیـم ایـن سلحشـوران عظمتآفریـن و ملت ایران و اسلام بزرگ نمایند ، براى آن است که به گـوشه اى از وظیفه اسلامـى ، انسانى ، ملـى ، میهنى هرچند کـوچک خـود عمل نمـایـد ، و الا خـداونـد شکـور است که نـام ایـن عظمتآفـرینان را در جهان ، بلنـد و مقامشان را در ملکـوت اعلا به نمایش مى گذارد.>>(6)

همه انتقادهایى که امام امت به شدت متـوجه رادیو و تلـویزیون و فیلمها و سینمـاها و تـإتـرهـاى پیـش از انقلاب داشت ، به لحـاظ محتـواى فاسـد و اغراضآلـوده و آثار زیانبـار اخلاقـى و اجتماعى آنان بـود. امـام مـى کـوشیـد تـا ایـن هنـرها از <<ابتذال>> به <<تعهد>> و از <<غفلتآفرینـى>> به <<بیـدارگرى>> تحـول یابـد و مکرر در مصاحبه هاى پیـش از انقلاب ، وقتـى دیـدگاه او را در باره سینما و هنر و ... مـى پـرسیدنـد ، تإکیـد داشت که ما با هنـر و سینما مخالف نیستیم ، بلکه با فساد مخالفیم. ایـن دقیقا تـرسیـم کننـده خط تعهد در هنـرى است که امام از آن دم مـى زد. از سخنان اوست:

<<... ساختـن تئاترى که مطابق با اخلاق انسانـى ـ اسلامـى باشـد ، زحمت دارد و سینما هـم اگر بخـواهد چنیـن باشد ، نیازمند به صرف مدتها وقت است و هرگز در متـن سینما و تإتر ، نـوشته نشـده است که باید مرکز فساد باشنـد و هنر آنها هـم عبارت بـود از چیزهاى مبتذل ، جز ایـن نبـود که افراد و جـوانان ما را در دانشگاهها و خارج و داخل طـورى تربیت کنند که همه را منحرف سازد.>>(7)

حتـى در مورد شعر ، ایـن زبان زیبا و نافذ هنرى ، هم از شاعران وابسته به دربار طاغوت و قلـم بدستان مزدور انتقاد مـى کند و هـم <<اهل قلـم>> را تشویق مى کند که هنر خـویـش را در خدمت ایمان و آرمان مـردم انقلابـى به کـار گیـرنـد. مـى فـرمـایـد:

<<بـدانیـد که بـى انگیزه نبـوده است که رژیـم سابق از شاعران و نـویسنـدگان و سخنگـویان و شایعه سـازان و روزنامه نگاران وابسته بـراى تفـرقه بیـن ایـن دو گـروه (روحـانیـون و دانـشآمـوزان و دانشجـویان) استفاده مى کردند.>>(8) و مى فرماید: <<همه شماها که نـویسنـده هستید و خصـوصا شعرا که لسان شعر بالاتریـن لسان است ، بایـد مـردم را آگاه کنیـد ، نسلهاى فعلـى را ، نسلهاى آینـده را ...>>(9)

و نیز در عرصه هنـر دفـاع مقــدس:

<<لازم است ملت شریف ایران عموما و خصـوصا دولتمردان و گویندگان و نویسندگان و شاعران و هنرمندان از ایـن قشر فداکار ، هر یک به سهم خـود قـدردانـى نمـاینـد و مـراحل مختلف پیـروزى ایــــــن حماسهآفرینان را با گفتار و نوشتار و کردار خود در معرض نمایـش بگذارنـد.>>(10)

امـام امت ، نامه اى تقـدیـرآمیز از شعر یکـى از شـاعران متعهد آن روزگـاران (که بعد از انقلاب منحـرف شــد و به دامـن ضـد انقلاب افتاد) نـوشته و خطاب به استاد محمدرضا حکیمـى مى نویسد:

<<اینک نیز <<پیـام>> بلنـدپـایه را دیـده و از ایشـان تقـدیـر مى کنـم.>>(11) و در همیـن نامه ، اظهار امیدوارى مـى کند که طبقه جوان با هر وسیله اى که بتـوانند ، ملتها را بیدار کنند ، با شعر ، نثر ، خطابه ، کتاب و آنچه مـوجب آگاهى جامعه است. شعر از دیدگاه امام ، وقتى که نغز و حکمتآمیز باشد ، مورد تمجید است. از ایـن رو در پاسخ به همسـر حاج احمـدآقا که از امام امت شعر خـواسته است ، در نـامه عارفـانه اش خطـاب به وى از جمله چنین آورده است:

شاعر اگر سعدى شیرازى است بافته هاى من و تو بازى است

در وصیتنامه سیاسى ـ الهى خویـش نیز ضمـن مهم دانستـن اثرگذارى رسانه ها و مطبـوعات و هنر ، در <<جهت>>دهى به ایـن ابزار هنرى و ترسیـم آثار تخریبـى هنرهاى وابسته و در خدمت فساد ، مـى نـویسد:
<<... رادیـو تلـویزیـون و مطبـوعات و سینماها و تـإتـرها ، از ابزارهاى موثر تباهى و تخدیر ملتها خصوصا نسل جـوان بـوده است. در ایـن صد سال اخیر ، بـویژه در نیمه دوم آن ، چه نقشه هاى بزرگى از ایـن ابزار ، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضـد روحانیت خـدمتگزار و چه در تبلیغ استعمـارگـران غرب و شـرق کشیـده شد ...

فیلمهاى تلویزیون از فراورده هاى غرب یا شرق بـود که طبقه جـوان زن و مرد را از مسیر عادى زندگى و کار و صنعت و تـولید و دانـش منحرف و به سـوى بـى خبرى از خویـش و شخصیت خـود و یا بدبینـى و بدگمانى به همه چیز کشـور خـود ، حتى فرهنگ و ادب و مآثر پرارزش که بسیارى از آن بـا دست خیانتکار سـودجـویان به کتـابخانه ها و مـوزه هاى غرب و شرق منتقل گردیده است.>>(12)

پـس تباهى و تخدیر و بـى خبـرى ، رهاورد هنرهاى فاسـد است ، و جهت داشتـن و تـربیت و بیـدارسـازى ، محصـول هنـرهاى متعهد است.

هنر پیش از انقلاب


شاید برخى جـوانترها به لحاظ فاصله زمانى ، دقیقا در جریان آنچه که پیـش از انقلاب اسلامى در کشـور ما جارى و سارى بـود و به نام هنر ، ابتذال و فساد و گناه ترویج مـى شد ، نباشند. امام راحل ، با تـوجه دقیق و شناخت عمیق ، در مصاحبه ها ، پیامها و سخنـرانیهایـش انگشت روى مفسده هاى هنر پیـش از انقلاب گذاشته و آنها را به نقد مـى کشـد. اگـر دستگاههاى رادیو تلـویزیـون و مطبـوعات و مجلات و سینماهاى آن دوره ستـم شاهـى را <<مـراکز فسادپـرور>> مـى دانـد ، بیراهه نیست. اینک به نمـونه هایـى از دیـدگاههاى حضـرت امام به مقـوله هاى هنـرى آن دوره ، بـویژه در زمینه فیلـم و سینما اشاره مى کنیم.

<<ما با سینماهایـى که برنامه هاى آنها فاسد کننده اخلاق جـوانان ما و مخرب فرهنگ اسلامى ما باشد مخالفیـم ، اما با برنامه هایى که تربیت کننده و به نفع رشد سالـم اخلاقى و عالى جامعه باشد ، موافق هستیـم.>>(13)

<<ایـن فسادهایـى که در ایران هست ، اینها را جزء فـرهنگ حساب مـى کننـد؟ سینماها جزء فـرهنگ است؟ اینها از ثبـات فـرهنگ است؟ کـدام سینماها؟ همینهایـى که همه جـوانها و نیـروى جوان ما را از بیـن برده است؟ >>(14)

<<شاه ، تمام آثار تمدن را به صورت فاسد کننده در آورد.سینما به صورت ترویج فساد شد. اخلاق جـوانها را فاسد کرد.>>(15)

<<سینماى ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیـم ، با مـرکز فحشإ مخالفیـم. ما بـا رادیـو مخـالف نیستیـم ، مـا بـا فحشـإ مخالفیم. ما با تلـویزیـون مخالف نیستیـم ، ما با آن چیزى که در خدمت اجانب براى عقب نگه داشتـن جوانان ما و از دست دادن نیروى انسانى ماست ، با آن مخالف هستیـم.>>(16)

<<رادیو و تلـویزیـون ، اکثـر اوقـات جـوانهاى مـا را به گـوش کـردن ایـن طـور چیزهــا وامى داشت. از طریق چشـم ، جوانهاى ما را فاسد مى کردند ...>>(17)

<<ممکـن است که کسـى در سینما ، نمایشهایـى که مـى دهد ، نمایشهاى اخلاقـى باشـد ، نمایشهاى آمـوزنـده باشـد ، که آن را هیچ کـس منع نکرده ، و اما سینمایـى که براى فساد اخلاق جـوانهاى ماست ، و اگر چنـد روز جـوانهاى ما در این سینماهایـى که در ایـن عصر متعارف بـود و در زمان شاه متعارف است ، اگر چنـد وقت یک جـوان برود در آنجـا ، فـاسـد بیـرون مـىآیـد ، دیگـر به درد نمـى خـورد و اینها مى خواهند همین بشود ... مى خواهند ایـن جوانها به طرق مختلفه یا بیکاره و بیعار بـاشنـد که دیگـر در مقابل ایـن استفـاده جـوهاى خارجـى نتـوانند کارى بکنند ، یعنى بـى تفاوت باشند.>>(18)

روشـن است که دیـدگاه امام ، بـر نفـى مطلق و کلـى هنر و سینما نیست و جنبه اخلاقـى و آمـوزنـده سینمـاى متعهد را هـم مـى پذیرد.

اما نقـد او متـوجه وضعیتـى است که در سینماى پیـش از انقلاب در کشورمان حاکـم بـود و نسل جوان را بى انگیزه ، فاقد هویت ، لاابالى و فاسـد مـى ساخت. باز هـم از زبان امام ، ایـن روایتگـر صادق آن روزگار تاریک و شوم بشنویم:

<<ایـن سینماهایى که الان جوانهاى ما را دارند به فساد مى کشند و به فحشإ مى کشند ، اینها مى گـویند ایـن فرم نباشـد ، مـى خـواهنـد سینما باشد ، سینماى آمـوزنده باشد ، سینماى اخلاقى باشد ، با فساد اسلام مخـالف است ، بـا فساد کشیـدن جـوانان ، مسلمیـن را به فساد کشیدن مخالف است.>>(19)

<<سینماها کارشان از بیـن بردن روحیه مقاومت در نسل جـوان کشور بـوده است. امروزه ایـن امر مـورد اقـرارگرداننـدگان دستگاههاى تبلیغاتـى خـود رژیـم نیز هست.>>(20)

<<در رژیـم سابق ، تمام چیزها خصوصا فرهنگ و هنر ، محتـوایـش عوض شـده بـود ، یعنـى کسـى که نام سینما را مى شنید ، خیال مـى کرد که آنجا بایـد مـرکز فساد و سـوء اخلاق و مـرکز مخالفت بـا همه چیز باشد و یا کلمه تإتر ، در ذهـن انسان چیز مبتذلى بـود که از آن بهره فساد برده مى شد.>>(21)

ایـن نیز گـویاى <<تغییر ماهیت>> و <<مسخ هـویت>> هنـر است ، اگـر در خـدمت انسـانهاى فـاسـد یـــا انـدیشه هـاى خـراب و حکـومتهاى تبـاهـىآفـریـن قـرار گیــــرد.

موسیقى


هـرچنـد فتـواهاى جـدید و دیـدگاههاى نـویـن امام راحل در باره مـوسیقـى و استفاده از آن در رسانه ها و صدا و سیما ، چنان باز و تحـولآفریـن بـود ، که عده اى بـرنتافتنـد و حتـى به طعنه و طنز ، مى گفتند که امام ، موسیقى را حلال کرده است ، اما در عیـن حال ، از دید امام ، نباید مـوسیقى به عنوان یک <<اصل>> تلقى شـود و مایه دل مشغولـى مردم و جـوانان گردد و به جاى کار و تلاش و جـدیت ، به گـوش دادن به مـوسیقـى آن هـم در حد <<اعتیاد>> روى آورند و از عناصرى پرتحرک و سازنـده و جـدى ، به افرادى لاقید و بـى خیال ، که صرفا در پـى لذت جـوییهاى حیـوانـى و خـوش بـودنهاى غافلانه و کیف کردنهاى مخدر و غفلت زا باشند.

img/daneshnameh_up/5/58/music.gif


در ایـن قسمت ، بحث فقهى نمـى کنیـم و آرإ و دیـدگـاههاى فقهى و فتـواهاى امام مـورد نظر نیست ، بلکه زاویه دیـد امـام در مـورد موسیقى پیـش از انقلاب و پـس از انقلاب و آنچه در رسانه هاى کشـور استفاده مى شـود مـورد بررسـى است. امام امت ، به بعد <<تخدیرى>> مـوسیقـى و اعتیـاد به آن اشـاره مـى کنـد و مـى فـرمـاید:

<<از جمله چیزهایـى که باز ، مغزهاى جـوانها را مخـدر مـى کنـد و تخدیرى است ، موسیقى است. موسیقى اسباب ایـن مى شود که مغز انسان وقتى چند وقت به موسیقى گـوش کرد ، تبدیل مى شـود به یک مغزى غیر آن کسـى که جدى باشد ، از جـدیت انسان را بیرون مـى کند و متـوجه مى کند به جهات دیگر.>>(22)

<<یک جـوانـى که اکثر اوقاتـش را صرف کند پاى مـوسیقـى و اکثر اوقاتـش را صرف کند در اینکه پاى مـوسیقـى بنشینـد و اینها ، از مسایل زندگى و از مسایل جدى بکلى غافل مى شـود ، عادت مى کند همان طـور که به مواد مخـدره عادت مـى کند ... فکر انسان را مـوسیقـى جـورى مى کند که دیگر نتـواند در غیر همان محیط موسیقى و مربـوط به شهوات و مربـوط به موسیقى نتواند اصلـش فکرش را بکند.>>(23)

<<قضیه موسیقى یک مطلبى است که خوب طبع جوان به آن تـوجه دارد. اگر یک مدتـى ایـن عادت کرد که مـوسیقى را باز کند و گـوش کند ، مغز این از تفکر در امـور جـدى باز مى ماند ، مـى رود دنبال همیـن قضیه.>>(24)

<<یک مغزى که دنبال ایـن رفت که موسیقى گـوش کند ... و عادت به این کرد ، این مغز مریض مى شـود ، این نمى تـواند فکر ایـن بکند که کشـورش به چه حال دارد مـى گذرد ، چه مـى گذرد در آن ، دیگـر دنبال ایـن نیست ، مثل یک آدم هـروئینـى مـى مـاند.>>(25)

جالب است که امام ، نه مثل آنان که اغلب روى مضرات مـوسیقـى بر اعصاب و روان و ... تإکیـد مـى کننـد ، بلکه روى جهات انسانـى و نیـروهاى خلاق جوانان و بعد جـدیت و اراده جـوان تإکیـد دارد و مهمترین زیان آن را غافل ساختن از <<هدفهاى برتر>> و بازداشتـن از <<تفکر و اندیشه>> مى داند.

روشـن است که منظور ، همه فکر و ذکـر و وقت و نیرو را صـرف گـوش کردن به نـوارهاى مـوسیقى و ترانه هاى مبتذل و آهنگهاى شهوانى و ... است. ایـن شیوه پیـش از انقلاب رایج بود ، امروز هـم در میان جـوانان <<معتاد به مـوس

تعداد بازدید ها: 43151


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..