منو
 کاربر Online
872 کاربر online

امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات زندگی

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > شهادت
(cached)

« هلال بن نافع » روایت می‌کند:« در روز عاشورا ما با اصحاب عمر بن سعد ایستاده بودیم که ناگهان شنیدیم کسی فریاد می‌زند: ای امیر! بشارت باد بر تو که اینک شمر حسین را به قتل رساند!
همه جمع شدیم و جان دادن حسین را تماشا کردیم.
به خدا سوگند که هیچ کشته‌ی آغشته به خونی را نیکوتر و درخشنده‌روی تر از او ندیدم. نور و زیبایی چهره او مرا از خود بیخود کرد. حسین در آن حال آب می‌خواست. شنیدم مردی به او گفت:« هرگز آب نمی‌خوری تا در آتش بیفتی و از حمیم جهنم بنوشی.»
و شنیدم که حسین پاسخ داد:« من نزد جدم می روم و در بهشت در کنار او خواهم بود. از آب گوارا خواهم نوشید و از آنچه شما با من کردید به او شکایت خواهم کرد.»
لشگریان غضبناک شدند، گویی خداوند در دل آنها رحمت نیافریده بود. من گفتم:« به خدا سوگند دیگر در هیچ کاری با شما شریک نمی شوم.»

منابع:

  • قصه کربلا، ص 371.
  • نفس المهموم، ص 366.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 6566


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..