منو
 کاربر Online
629 کاربر online

استغنا و بی نیازی ، حافظ کرامت آدمی

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > مباحث اخلاقی
فرهنگ
(cached)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید :

" اگر نیکی کنی به کسی و او را مشمول انعام و خوبی قرار دهی آن کس هر که باشد رهین احسان تو و در فرمان تو و تو نسبت به او فرمانده خواهی بود ، و اگر نسبت به کسی استغنا و بی نیازی بورزی آن کس هر که باشد و دارای‏ هر مقام باشد تو نیز مانند او و شخصی مثل او خواهی بود و اگر نسبت به‏ کسی نیاز بورزی و از او حاجت بخواهی و استمداد کنی آن کس هر که باشد تو بنده او و رهین او و زیر دست او خواهی بود " (غررالحکم ، چاپ دانشگاه تهران ، ج / 2 ص . 584)

این کلمات بزرگ چنانکه ظاهر است مربوط به عزت و شرافت و آزادگی و زندگی شرافتمندانه است . برای انسان در این جهان موهبتی بزرگ تر از احساس عزت و شرافت نیست و هیچ زنجیری و زندانی بالاتر و خرد کننده تر از این نیست که احساس نماید در زندگی اسیر و مقهور و بنده دیگران است‏ ، ناچار است عقیده دیگران را بجای عقیده خود بگیرد و اراده دیگران را بجای اراده خود اجرا کند ، فکر و نقشه دیگران را بجای فکر و نقشه خود عمل کند ، به هوا و هوس‏ و آرزوهای دیگران احترام بگزارد ، تن به ذلت و اسارت و ستم بدهد .

برای‏ آزادمردان ، مردن و زیر خاک رفتن بسی ترجیح دارد بر اینکه خوار و ذلیل و اسیر و بنده زندگی کنند . امیرالمؤمنین به فرزند برومندش حسن بن علی‏ علیهما السلام می‏فرماید :

" هرگز بنده دیگران نباش ، خداوند تو را حر و آزاد آفریده است (نهج البلاغه ، نامه . 31)

در آغاز جنگ صفین همینکه سپاه علی علیه السلام و سپاه معاویه به یکدیگر نزدیک شدند سپاه معاویه پیش دستی کردند و جلو آب را بر سپاه علی‏ گرفتند و مانع استفاده آنها از آب شدند و این را برای خود به فال نیک‏ گرفتند .

خبر به علی علیه السلام رسید ، پیغام و نامه‏ای برای معاویه‏ فرستاد که ما آمده‏ایم بلکه بتوانیم از طریق مذاکرات اختلاف را حل کنیم و نگذاریم کار به کشتار و خونریزی بکشد و تو پیش دستی کردی و سواران خویش‏ را برای جلوگیری از استفاده آب فرستادی ، گذشته از اینکه تو زمینه‏ مذاکرات مسالمت آمیز را با این عمل خویش خراب کردی و سواران خویش را برای جلوگیری از استفاده آب فرستادی ، و گذشته از اینکه تو از قانون‏ مردانگی و انسانیت خارج شدی و دست به عمل ناجوانمردانه‏ای زدی و می‏خواهی‏ از تشنگی سپاه من برای سپاه خودت کمک بگیری بدان که اگر از تصمیم‏ ناجوانمردانه خود منصرف نشوی اصحاب و یاران من نخواهند نشست و منتظر اجازه تو نخواهند ایستاد ، مردانه تو را و سپاه تو را از آب دور خواهند ساخت .

ولی معاویه که این کار را برای خود فتحی می‏دانست چنان مست و مغرور شده بود که این سخنان در روح او تأثیری نکرد . اینجا بود که علی علیه‏ السلام با چند جمله چنان حس آزادگی و شرافتمندی اصحاب و یاران خود را تحریک کرد که در اندک زمانی محل آب را به تصرف خویش در آوردند . به‏ آنها فرمود :

" همانا معاویه گروهی از گمراهان و نادانان را دور خود جمع کرده و از جهالت و نادانی آنها استفاده کرده و آب را بر شما گرفته است . آیا می‏دانید به چه وسیله می‏توانید سیراب شوید ؟ همانا این شمشیرها را با خون‏ کثیف این گمراهان سیراب کنید تا خودتان از آب گوارا سیراب شوید .
مردنی هست و زندگی‏ای . مردن در این است که زنده بمانید و مغلوب و محکوم و محتاج باشید ، و زندگی در این است که بمیرید ولی با فتح و ظفر و غلبه
" (نهج البلاغه ، خطبه . 51)

این جمله‏های آتشین غوغایی بپا کرد و در اندک زمانی دشمن از محل آب‏ دور افتاد .
یاران علی خواستند انتقام بکشند و مانع آب برداشتن دشمن‏ شوند ولی علی راضی نشد ، فرمود من هرگز دست به این گونه کارهای‏ ناجوانمردانه نمی‏زنم .

علی علیه السلام در ضمن جمله‏هایی که در اول گفتار از آن حضرت نقل کردیم‏ ، به راه و طریقی که حس آزاد منشی و شرافت انسان را حفظ می‏کند اشاره‏ می‏کند ، می‏فرماید :

آن چیزی که بشر را اسیر می‏سازد همانا احتیاج و قبول‏ کردن عطایا و بخششهای مردم است .

احتیاج و دست پیش این و آن دراز کردن است که شرافت انسان را لکه دار می‏کند و همانا بی نیازی و احتیاج نداشتن است که حافظ کرامت و عزت و شرافت آدمی است ، و از همین جاست که کار و کسب و هر چیزی که‏ احتیاج انسان را از ابنای نوع خودش رفع می‏کند مقام مقدس و محترمی پیدا می‏کند ، زیرا چه چیزی مقدس تر و محترم تر از آن چیزی که آبرو و حیثیت‏ آدمی را نگهداری کند .

ایضا به آن حضرت نسبت داده شده که فرمود :

" اگر می‏خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی مانند بندگان و غلامان‏ زحمت بکش و کار کن ، امید و آرزوی خود را از مال و ثروت جمیع فرزندان‏ آدم قطع کن ، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش‏ . اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد نگو این کار کسر شأن من است و درجه و مقام مرا در اجتماع پست می‏کند ، زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و از دیگران استمداد مالی کند انسان را پست و حقیر و خوار نمی‏کند . تو تا وقتی که نسبت به دیگران بی نیازی و استغنا بورزی و چشم طمع به مال کسی نداشته باشی و از احدی عطیه و هدیه‏ نخواهی و از کسی توقع و تقاضا نداشته باشی از همه مردم بلندقدرتر خواهی‏ بود " (مضمون رباعی منسوب به علی علیه‌السلام)

رسول خدا فرمود :

" از رحمت خدا دور است آن کسی که سنگینی زندگانی خود را روی دوش‏ اجتماع بیندازد " (اصول کافی ، ج 5 ، ص . 72 )

در حدیث دیگر است :

" آن کس که برای عائله خود زحمت می‏کشد و رنج می‏برد مانند کسی است‏ که در راه خدا جهاد می‏کند " ( اصول کافی ، ج 5 ، ص . 88 )



منبع : حکمتها و اندرزها
نویسنده : شهید استاد مرتضی مطهری
صفحه : 85



تعداد بازدید ها: 12512


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..