منو
 کاربر Online
916 کاربر online

استاندارد کردن و بهینه سازی

تازه کردن چاپ
(cached)



استاندارد کردن


در مراحل اولیه صنعتی شدن ، هر شرکت تولیدی برای قطعات و لوازم محصولاتش مشخصات و اندازه های خاص خود را به کار می برد. در نتیجه، اتصالات، ابعاد و انواع متفاوت و فراوانی داشتند و مصرف کنندگان مجبور به نگهداری تعداد زیادی قطعات یدکی بودند تا ازآنها برای طرحهای مختلف هر دستگاه استفاده کنند.
یکی از تلاشهای ابتکاری برای نظم بخشیدن به این آشفتگی، نظامی بود که سرجوزف ویتورث برای استاندارد کردن اندازه شیارپیچ و مهره ارائه داد. این نظام در سراسر قلمروی بریتانیا به کار رفت و نتایج سودمندی داشت. درایالات متحده نیز ویلیام سلارز، نظام متفاوتی را ابداع کرد که در دهه 1870 به کار گرفته شد. نظام سلارز را می توانستند با صرف هزینه کم و با استفاده از ماشین آلات خودکار ونیروی کارغیرماهربه کار برند و قطعات بهتری بسازند.


تلاشهای آغازین در جهت استاندارد کردن


برای نیل به هدف اصلی تولید انبوه ، یعنی قابلیت تعویض قطعات در سطح ملی، استفاده از نظامهای استاندارد فنی ضروری بود. این موضوع برای دولت آلمان در طول جنگ با فرانسه (1871) کاملا روشن شد. راه آهن آلمان با ترکیبی از سرمایه های دولتی و خصوصی تاسیس شد. شرکتهای خصوصی و دولتی متعددی بانی آن بودند که هر یک لوکوموتیوها واگنهای خاص خود را ساخته بودند. بهره گیری از راه آهن برای اهداف نظامی، ناهماهنگی بین انواع مختلف واگن و مشکلات جنبی ناشی از نگهداری و تعمیر آنها را در شرایط جنگی کاملا آشکار ساخت. پافشاری فرماندهی نظامی باعث ملی شدن سیستم و تشکیل راه آهن دولتی آلمان شد. برای هماهنگ سازی قطعات، شرکتهای مختلف اقدام به ایجاد استانداردهای پروسی ( آلمانی ) کردند که علاوه بر قطعات فنی ، طراحی و تولید انواع لوکوموتیوها و واگنهای استاندارد را نیزدربرمی گرفت. اولین لوکوموتیو استاندارد در سال 1877 ساخته شد و پس ازآن مدلهای بعدی به تعداد زیاد و با هزینه تولید و راه اندازی کمتر تولید شدند. علاوه براین ، هر جا که امکان داشت از قطعات استاندارد شده برای انواع متعدد لوکوموتیو استفاده می شد، بنابراین قابلیت تعویض قطعات افزایش یافت.
متعاقبا بسیاری از شرکتهای صنعتی و تجاری بزرگ ، بخصوص شرکتهای بزرگ سازنده وسایل برقی مانند زیمنس و آ.ا.گ AEG که در اواخر قرن نوزدهم ایجاد شده بودند، به استاندارد کردن محصولات خود روی آوردند. در اوایل قرن بیستم ، هر دو شرکت برای عملیات داخلیشان دامنه وسیعی از استانداردها را تعیین کردند و شرکت آ.ا.گ این ایده را برای لوازم خانگی نیز به کار برد.
در سال 1907 پیتر بیرنس، طراح و معمار برجسته آلمانی به سمت مشاور هنری آ.ا.گ منصوب شد و مسئولیت طراحی ساختمانها ، آثار گرافیکی و تولیدات شرکت به او واگذار شد. شکل محصولاتی که وی طراحی کرد خیلی ابتکاری نبودند اما دقت او در جزئیات و کاربرد مواد و رنگ ، تمایزی زیبایی شناختی به شکل فنی می بخشید. ابتکار بیرنس و آنچه او را به عنوان یکی از اولین طراحان صنعتی عصر جدید متمایز می کند، ترکیب چند قطعه استاندارد شده برای ارائه دامنه وسیعی از محصولات است. نمونه آن طراحی کتریهاییست که بر اساس عناصر استاندارد شده ساخته می شدند که از ترکیب آنها می توانستند بیش از هشتاد نوع کتری بسازند. برای ساخت این کتریها مجموعا سه نوع بدنه کتری ، دو نوع سرپوش ، دسته و پایه وجود داشت. دوشاخه برق و المنت حرارتی درهمه مدلها مشترک بود.

img/daneshnameh_up/2/20/v8.jpg


ظاهرا صنعت اتومبیل سازی تحت تاثیر دو فشار متضاد بود. از یک طرف تقاضا برای ارزان کردن اتومبیل ایجاب می کرد که برای ایجاد کارخانه هایی که به تولید انبوه می پرداختند، استاندارد، حداقل در سطح متوسط رعایت شود. از طرف دیگر، نوآوری و تغییر سریع مدلها به منظور حفظ علاقه مشتریان ضروری بود. از پیوند نامحتمل این دو فشار بود که استایلینگ Styling متولد شد. تغییرات مکرر سبک ظاهری که بر ظاهر زیبایی شناختی تاکید داشت ، به چرخش سالانه و ابداع مدلهای جدید منجر شد.


استاندارد در صنعت مبلمان


در بعضی از زمینه های طراحی که کمتر در معرض فشارهای تجاری یا تغییرات سبکی بودند، استاندارد کردن جلوه کاملتری پیدا می کرد. در این زمینه قسمتهایی از صنعت مبلمان سازی را می توان مثال زد که در عین حال دچار انقلابی تکنولوژیک می شدند.
در قرن نوزدهم در ایالات متحده ، ماشین آلات چوب بری از نظر توانایی ، گسترش فوق العاده ای یافته بودند. در نتیجه امکان دستیابی به انواع تخته ، ماهیت مبل سازی را به کلی تغییر داد. در اوایل قرن بیستم ، تکنولوژی الوارسازی به مرحله ای رسیده بود که محصولات جدیدی همچون تخته سه لا ، ورقه تخته ، نئوپان و فیبر به مقدار زیاد در دسترس قرار گرفتند. سازمانهای استانداردهای ملی، مشخصات ابعاد این تخته ها را تعیین می کردند. یعنی اندازه برش تخته ها را با طرحهای استاندارد تطبیق می دادند و همچنین مشخصات کیفی آنها را که نشان دهنده ترکیبات، استحکام و کاربردهای متفاوت آنها بود، معین می کردند. با گسترش مفهوم استاندارد کردن ، پیامدهای این فرایند ، اشکال سه بعدی را نیز در بر می گرفت. در نتیجه محصولات نهایی ساخته شده از چوب هم استاندارد شدند و برای فضا ، واحد استانداردی تعیین کردند و آنرا مدول Module نامیدند. مبلمان مدولار Modular شامل مجموعه ای از قطعات است که برای منظورهای متفاوت و طبق ابعاد استاندارد ساخته شده اند و می توان آنها را با فضاهای موجود و نیازهای مصرف کننده سازگار کرد. در دهه 1880، ورنیک O.H.L. Wernicke مجموعه ای از جاکتابیهای یکپارچه را ساخت که از هر چهار طرف به هم متصل می شدند. اما تا دهه 1920، یعنی زمانی که چندین شرکت امریکایی و آلمانی اقدام به عرضه مبلمان تلفیقی Combination Furniture کردند، این ایده رواج عام نیافت. نمونه بارز این طرح ، مجموعه ماسترینگ Musterring است که کارل نیس Carl Nies آنرا به بازار آلمان عرضه کرد. این مجموعه را که تحت عنوان مبلمان پیوسته Build-On-Furniture و با شعار تبلیغی خودتان انتخاب کنید خودتان بچینید، به فروش می رساندند ، شامل گنجه، کمد، قفسه و جاکتابی برای اتاق نشیمن بود و امکان تنوع زیادی را فراهم می کرد. شکل قطعات اغلب مستطیلی و بسیار ساده بود.


استاندارد در طراحی آشپزخانه ها


زمان دقیق طراحی اولین سیستم مدولار کاملا مشخص نیست اما دردهه 1930، در بسیاری از کشورها چنین سیستمهایی کم کم ظاهر می شد. پیت تسوارت Piet Zwart در هلند یک سیستم کامل آشپزخانه را برای شرکت بروینزیل Bruynzeel طراحی کرد. در سال 1933 تسورات برای این شرکت قفسه های آشپزخانه ای را طراحی کرد که می توانستند آنها را به صورت یکپارچه و همسطح مونتاژ کنند. او دریافته بود که اگر تجهیزات آشپزخانه به صورت یکجا و با قطعات استاندارد طراحی شوند و به تولید انبوه ماشینی برسند، سودآورتر خواهد بود. در سال 1935 تسوارت دست به مطالعه ای وسیع در مورد کار در آشپزخانه زد و به کمک تکنیسینهای شرکت، طرحهایی برای آشپزخانه بروینزیل آماده کرد که در سال 1938 به مرحله تولید رسیدند. این آشپزخانه طوری طراحی شده بود که برای هر فضایی یک آشپزخانه کامل و فضایی برای میز ناهارخوری بوجود می آمد. تجهیزاتی که تسوارت ارائه داد از جدیدترین تولیدات فراتر رفت و طرحهایی دقیق برای قطعات مختلف قفسه، کشو و گیره و قلاب برای وسایل و تجهیزات گوناگون آماده کرد. در اغلب آشپزخانه های آن زمان، برای یخچال و اجاق گاز، جای خالی در نظر می گرفتند اما در طرح بروینزیل ، یخچال و اجاق نیزبه عنوان قطعات مدولار طراحی شده بودند. بنابراین بدون در نظر گرفتن کوچکی یا بزرگی آشپزخانه می توانستند این وسایل را درآن بگنجانند. ویژگیهای اصلی کار تسوارت سادگی، کارآیی و زیبایی بود.

img/daneshnameh_up/8/83/pZwart.jpg



استاندارد در مبلمان اداری


گسترش کارهای تجاری و دولتی در قرن بیستم ، حجم عظیمی از کار با کاغذ را به همراه داشت که به منظور بایگان و پرونده سازی برای این کاغذها، سیستمهای مدولار را در سطحی وسیع به کار گرفتند. چرا که برای انواع دفاتر کار مناسب بودند و می شد آنها را در صورت نیاز گسترش داد. درآغاز، این سیستمها را عموما از چوب می ساختند اما توسعه تکنیکهای پرس فلز، به استفاده از ورقه های فولاد نازک در ساخت تجهیزات اداری منجر شد که مانند سیستم رونئو Roneo از سادگی و دوام زیادی برخوردار بودند. با ظهور مشخصات دین DIN (استاندارد صنعتی آلمان ) برای اندازه کاغذهای استاندارد، تاثیر استاندارد کردن در زمینه طراحی لوازم اداری افزایش یافت. در سیستم دین تمام اندازه های مختلف کاغذ، همه حاصل ضرب یا کسری از قطع آ A-Format بود. بنابراین دقیقا با هم متناسب بودند. مزایای این سیستم آنقدر زیاد بود که سرانجام اساس یک استاندارد بین المللی قرار گرفت. این سیستم ، تولید سیستمهای بایگانی و ماشین آلات مربوطه را ساده تر کرد. زیرا آنها را متناسب با سیستم دین طراحی می کردند. این تجهیزات کارآیی بیشتری داشتند، جای کمی را اشغال می کردند و فاقد پیچیدگیهای غیر ضروری بودند. شکل ساده و هندسی این سیستمهای دفتری منعکس کننده گرایش کارکرد گرایانه در طراحی آنها بود. رنگ سیستمهای فلزی نیز این حالت را تقویت می کرد. رنگ این سیستمها معمولا سربی یا سبز زیتونی بود. توجه زیادی به طراحی جزئیاتی از قبیل دستگیره و کدگذاری اطلاعاتی می شد اما فضای چندانی برای ابرازاحساسات وجود نداشت. در این رویکرد، برای تاکید بر سادگی و کارآیی ، از تجمل پرهیز می شد.


بهینه سازی


کارآیی، که ایدئال اوایل قرن بیستم بود و طرفداران پرشوری داشت ، بیشتراز کارهای تیلور ریشه می گرفت. این ایدئال در جنبش بهینه سازی Rationalization Movement ، که درآغاز براساس مطالعات پیچیده زمان و حرکت برای هماهنگ کردن تمام مراحل تولید تلاش می کرد، جلوه ای کامل یافت. بدترین تاثیراین رویکرد آن بود که کارگران را زیر سلطه آهنگ بی امان خط تولید قرار می داد.
بسیاری از شرکتها دریافتند که به کارگیری این روشها بدون دید انتقادی ، ضد بارآوری تولید است. زیرا کار متمرکز و مستمر در محیطهای ماشینی سبب خستگی روحی و جسمی شده ، کارآیی را تضعیف می کند. بنابراین در دهه 1920 ، جنبش بهینه سازی به دنبال ایجاد شرایط و روال کاری دلپذیر و راحت تر و در نتیجه موثرتری بود. فرانک و لیلیان گیلبرث Gilberth ، درسال 1916 در کتاب خود به نام مطالعاتی درباره خستگی ، این ایده جدید را مورد بحث قرار دادند.

img/daneshnameh_up/d/d4/gilberth.jpg


بهینه سازی سیستم روشنایی


پیشرفت تکنولوژی روشنایی و مطالعات علمی گسترده در دهه 1920 ، به ظهور نوع جدیدی از لوازم روشنایی منجر شد که نور را به طور یکنواخت پخش می کردند. برای این کار گاهی از پوشش شیشه ای شیری رنگی که باعث کاهش تابش شدید نور می شد استفاده می کردند. شرکت آلمانی کورتینگ و ماتهیزن Korting and Mathiesen در مجموعه ای از چراغهای خود این کاربرد را به نمایش گذاشت.

img/daneshnameh_up/9/90/kand.jpg


نوع متداول دیگر لوازم روشنایی چراغ مطالعه بود که روی میز کار قرار می گرفت یا در ماشین و کارگاه به کارمی رفت. این نوع معمولا دارای حباب فلزی پیچی و بازوی تاشو و قابل تنظیم به حالتهای گوناگون بود. چراغ آنگل پویز Anglepoise نمونه ای از این نوع چراغهاست که از سال 1934 درشرکت تری و شرکا تولید شده است.


بهینه سازی منازل


مفهوم بهینه سازی در کارهای خانگی نیز به کار گرفته شد و تغییراتی در ساختار و شکل لوازم آن بوجود آورد. در سال 1869 کاترین و هریت بیچراستو کتابی نوشتند و با الگو قرار دادن نظم و ترتیب و وضعیت جمع و جور آشپزخانه کشتی ، تغییرات وسیعی را برای ساختار و طرح آشپزخانه پیشنهاد کردند در سال 1912 کریستین فردریک برای کارهای خانگی از روشهای مدیریت خانگی بهره گرفت. نوشته های او درآلمان که در آن جنبش بهینه سازی با اشتیاق فراوان دنبال می شد، تاثیر زیادی بر جای گذاشت.
در سال 1921 هیات کارآیی دولتی ، مطالعات بسیاری را به بهینه سازی کارهای خانگی اختصاص داد و مشخصاتی برای اثاثیه و مبلمان خانگی تعیین کرد و اندازه های استانداردی برای تختخواب و رختخواب پیشنهاد کرده و همچنین ایمن ترین و کارآترین دستگیره ها را برای لوازم پخت و پز معرفی کرد. هر مورد ، ازپنج لحاظ بررسی می شد: جنس، شکل، کارکرد، کاربرد و قیمت.
با این حال در فرانکفورت بود که استاندارد کردن و بهینه سازی ، کاملترین جلوه خود را در این سالها یافت. در نتیجه توقف ساختمان سازی در جنگ جهانی اول و بحران اقتصادی پس ازجنگ، شهر با مشکلات اجتماعی عدیده ای از قبیل گستردگی محله های زاغه نشین، فقرو بیماری مواجه بود. در سال 1925 ارنست می Ernest May به سمت معمار شهر منصوب شد و برنامه خانه سازی سریع را آغاز کرد. محدودیتهای مالی و اضطراری بودن شرایط باعث شد تا در تلاش برای بهبود سریع شرایط اولیه زندگی برای بیشترین افراد، مفهوم حداقل محل سکونت ممکن ، ویژگی اصلی برنامه قرارگیرد. مطالعه ای دقیق در مورد کارهای خانگی و ابعاد خانه انجام شد و از آنجا که لوازم طراحی شده برای خانه های بزرگ پیش از جنگ اکنون خیلی جاگیر بود، مجموعه ای تحت عنوان استانداردهای فرانکفورت برای همخوانی با این مفهوم جدید تبیین شد. گروهی از معماران و طراحان ازجمله می، آدولف مایر، فردیناند کرامر، مارت اشتام و فرانتس شوستر، اشکال نوینی برای انواع اسباب و اثاثیه، از دستگیره در گرفته تا اجاق و حتی آشپزخانه کامل را طراحی کردند. به گفته فردیناند کرامر کتاب خانه داری نوین اثر کریستین فردریک، کتاب مقدسشان بود. مبلمان و اثاثیه ای که وی طراحی کرده بود همگی در عین سادگی فراوان، به طور دقیق طرح ریزی شده و بسیار ارزان بودند.
گروهی از کارکنان اداره دفتر شهر، آشپزخانه ای را طراحی کردند که به عنوان واحد استاندارد کلی در نظر گرفته شد. در این آشپزخانه، از حداقل فضا ، حداکثر استفاده شده بود و قفسه های پیش ساخته و سطوح کار یکارچه درآن تعبیه شده بود.


بهینه سازی سیستم اداری


در سال 1921 دولت آلمان برای بررسی و ترویج روشهای کارآتر کار و تولید ، هیات کارآیی دولتی را بنیان گذاشت. این هیات موضوعاتی از قبیل روشنایی و شرایط کار و هماهنگی فرایندهای آن را بررسی می کرد. برای مثال پیشنهاد کرد شیوه ای یکسان برای دفترداری تجاری اتخاذ شود به طوری که دفاتر و اسناد بر اساس کاغذ قطع آ و استاندارد دین تولید شوند که خیلی هم ارزانتر تمام می شد و به این ترتیب بایگانی و ذخیره اسناد نیز استاندارد شد.
وضعیت و راحتی بدن درحالت نشسته نیز دقیقا مورد بررسی قرار گرفت و به اصلاحات چشمگیری درساخت صندلیهای اداری و ایجاد وضعیت مناسبترکاری منجر شد. در طول جنگ جهانی اول انجمن امریکایی وضعیت بدن ، استانداردهای وضعیت بدن را برای تمام کسانی که به اصلاحات علاقه مند بودند ارائه داد. در همان زمان در بریتانیا شورای تحقیقات پزشکی ، به بررسی معلولیتهای شغلی اقدام کرد و هیات خستگی صنعتی با بررسی شرایط تولید بهتر تا سال 1930، بیش ازپنجاه گزارش گردآوری کرد که اطلاعاتی اساسی در اختیار طراحان قرار می داد.

تعداد بازدید ها: 24449


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..