منو
 صفحه های تصادفی
نظریه کندی در مورد فلسفه
اطاعت از امام علی علیه السلام اطاعت از خداوند
برخورد نادر با پسرش
رسوبگذاری
شرکت مختلط غیر سهامی
کتابهای پوست و مو
داستانهایی در مورد اطاعت از والدین
اصلاحات مختلف در عصر ناصرالدین شاه
AH-1W
استفاده از رنگ‌های شاد از دیدگاه قرآن
 کاربر Online
604 کاربر online

ابو شجاع فنا خسرو

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ اسلام
(cached)



ابو شجاع فنا خسرو

«372 - 338 ق / 982 - 949 م»

ابو شجاع فنا خسرو، ملقب به عضدالدوله بدون شک از نامدارترین چهره‏های آل بویه و همانند سلطان محمود غزنوی، سرآمد جباران عصر خویش بود. این نکته که خواجه نظام الملک طوسی، علی رغم تعصبی که در تسنن داشت، در طی حکایت سیاست نامه‏اش، تصویر این شخصیت را به نحو بارزی قابل تحسین ارائه می‏کند، اهمیت نقش او را در ایجاد دولتی قوی و حکومتی شایسته مردان با اراده نشان می‏دهد. اشارت ابو منصور ثعالبی، نویسنده خراسانی عصر هم که به رغم علاقه خاص به دستگاه غزنوی، وی را از جهت بسط قلمرو و کسب قدرت میان فرمانروایان دنیای اسلام بی نظیر می‏خواند، خود گواه دیگری از حیثیت و اعتبار ممتاز او درعصر خویش است. در بین اوصاف قابل ملاحظه‏ای که از او شخصیتی ممتاز می‏ساخت، تا حدی باید از قساوت فوق العاده‏اش یاد کرد که کینه جویی و یک دندگی وی، او را گاه تا حد حیوانی درنده خو می‏رساند. گویند غلامی را به خاطر خربزه‏ای که از مال غیر به زور ستانده بود، بی رحمانه به هلاکت سپرد و کنیز خوبروی خود را فقط بدان سبب که عشق و علاقه او، وی را زیاده از حد به خود مشغول می‏داشت، نابود کرد. ابن بقیه، وزیر عزالدوله بختیار را به جهت بی حرمتی که در حق وی کرده بود به پای پیل افکند و این مایه خشونت و قساوت که حتی پسر عمویش؛ عزالدوله، هم از گزند آن ایمن نماند، از این پر آوازه‏ترین چهره آل بویه، موجودی مهیب به وجود آورد که حتی هیبت ملوکانه‏اش را هم در خورِ نفرت می‏ساخت. این هیئت ملکانه تا بدان حد بود که یکی از وزرایش به نام ابوالقاسم مطهر بن عبدالله، به جهت شکستی که در جنگ خورد از بیم بازخواست او، اقدام به خودکشی کرد. با آن که در اواخر عمر به بستر بیماری افتاد اما کسی را جرأت آن نبود تا از احوال وی پرس و جو کند. حتی پسرش ابوالفوارس شیردل «شرف الدوله» چون خواست در آن بیماری از احوال پدر جویا شود، دستور داد تا فوراً او را به کرمان تبعید کنند. حاصل این اندازه خشونت و سنگدلی البته جز استبدادی خشن و جز ارتکاب خطاهای جبران ناپذیر نمی‏توانست باشد. در واقع سوء تفاهمهای دو پسرش شرف الدوله و صمصام الدوله که تاریخ خاندان عضدی را در کشمکشهای خونین به پایان رساند، حاصل همین استبداد و ناشی از قساوت قلب و خشونت بی حد و حصر عضدالدوله بود.

امارت عضدالدوله در سن پانزده سالگی

دوران امارت طولانی عضدالدوله با وفات عمویش عمادالدوله «جمادی الثانی 338 ق / دسامبر 949 م» در فارس آغاز گشت. هنگام جلوس به مسند امارت پانزده بهار از عمر را بیشتر پشت سر نگذاشته بود و فقط یک سال پیش از مرگ عمادالدوله از اصفهان به شیراز آمده بود. عمادالدوله نیز پیش از مرگ و به خاطر تأمین آینده او تصفیه‏ای بی گذشت در بین امراء سپاه کرده بود. به علاوه توقف طولانی پدرش رکن الدوله که بلافاصله پس از دریافت خبر درگذشت برادر به فارس آمد، و سعی و اهتمام ابو جعفر صیمری وزیر عمویش معزالدوله که او نیز برای شرکت در مراسم عزاداری به شیراز سفر کرده بود، برای حل و فصل دشواریهای دیوانی و اداری فنا خسرو در آغاز امارت، بسیار مؤثر افتاد و موجب شد که مقارن بازگشت آنها، فناخسرو در اداره فارس به قدر کافی محکم و قابل اعتماد باشد و بدین گونه امیر جوان با ارشاد پدر و وزارء کار دیده، امارت را به دست گرفت.
در 345 ق / 956 م و همزمان با حادثه روزبهان پسر وندا خورشید دیلمی که در عراق بر معزالدوله شوریده بود، فنا خسرو هم در فارس مواجه با نافرمانی ملکا، برادر روزبهان شد. در این واقعه تنها حسن کفایت ابوالفضل بن العمید، وزیر پدرش بود که توانست شورش ملکا را فرو نشاند و او را که حتی موفق به تسخیر شیراز نیز شده بود، دفع نماید.


برقرار کردن رابطه دوستی با خلیفه بغداد

چند سال بعد، فنا خسرو که با وجود جوانی، درایت و تدبیر مردان را داشت، با خلیفه و وزیر او در بغداد رابطه دوستی برقرار کرد چنان که المستکفی، کاتب خود ابو احمد شیرازی را نزد او فرستاد و عضدالدوله با جلب این فرستاده خلیفه، اعتماد او را به خود جلب نمود «349 ق / 960 م». سالها بعد و در همان ایامی که عمویش معزالدوله واپسین روزهای زندگی خو را سپری می‏کرد، عضدالدوله با شرکت در تسخیر سیراف و عمان «355 ق / 966 م»، توانست لیاقت جنگی خود را اثبات کند و حتی اندک زمانی پس از درگذشت معزالدوله «ربیع الاول 356 ق / فوریه 967 م»، با غلبه بر کرمان «357 ق / 968 م» خود را لایق جانشینی او در دستگاه خلافت و امیرالامرایی بغداد نشان داد. مع هذا، استقرار امنیت در کرمان و سرکوبی عصیان طوایف کوچ و بلوچ که با عضدالدوله از در مخالفت درآمدند حدود سه سال به طول انجامید و سردار دیلمی که در آن جا از جانب امیر فارس به نیابت پسر عضدالدوله - ابوالفوارس شیر دل - امارت داشت سرانجام به دنبال کشمکشهای طولانی موفق شد. طوایف نافرمان را سرکوب و کافران این طوایف را به قبول اسلام وادار کند «حدود صفر 360 ق / دسامبر 970 م».

مقارن این ایام بغداد در حکومت عزالدوله بختیار در آتش تفرقه ترک و دیلم و شیعه و سنی می‏سوخت «361 ق / 971 م». چون عزالدوله از کنترل اوضاع بر نمی‏آمد، ناچار از عموی خود رکن الدوله و پسرعمویش عضدالدوله در رفع این دشواریها یاری خواست.

پذیرش ترک مخاصمه با دولت سامانیان

عضدالدوله که به دنبال فتح کرمان، برای اجتناب از درگیری با آل سامان پیمان صلحی را با امیر منصور بن نوح منعقد ساخته و با دادن دختر خود به امیر بخارا و مبادله هدایا، ترک مخاصمه با دولت سامانیان را پذیرفته بود «361 ق / 971 م»، با شنیدن اخبار ناخوشایند بغداد و گرفتاریهای عزالدوله، به اشارت پدر عازم آن دیار شد، اما به سبب کینه‏های دیرین وی با بختیار، عجله‏ای نشان نمی‏داد. سپاه ترک به رهبری البتکین هم اوضاع را برای عزالدوله بیش از پیش دشوار ساخته بود که به هر حال پس از ورود دیر هنگام عضدالدوله به بغداد این شورشها فرو نشست و خاتمه یافت.


بالا رفتن حشمت عضدالدوله در انظار مردم بغداد

در ورود به بغداد، خلیفه الطایع به همراه سپاهیان ترک برای خوشامد گویی به عضدالدوله به پیشواز آنان رفت. عضدالدوله نیز با حرمت و احترام و ارسال پیک و نامه، خلیفه را به بغداد باز گرداند. بازگشت خلیفه که عضدالدوله در بغداد با احترام فراوان و با تقدیم هدایا و اموال بسیار به وی از او دلجویی کرده بود، امیر دیلمی فارس را مورد توجه ترکان سپاه و تحسین اهل سنت ساخت و ملاقات خلیفه هم که با تشریفات مجلل انجام یافت «رجب 364 ق / مارس 975 م»، حشمت عضدالدوله را در انظار مردم بغداد فوق العاده افزود. در همین اوقات، عضدالدوله دست به توطئه‏ای علیه عزالدوله زد که با انجام وی را محترمانه از مقامش خلع نمود. داستان این نیرنگ به گوش پدر عضدالدوله - رکن الدوله - رسید و وی از این توطئه ناجوانمردانه پسر به شدت ناراحت گشت و به تهدید عضدالدوله پرداخت. عکس العمل رکن الدوله که تا حدودی برای عضدالدوله نیز خلاف انتظار بود، او را مجبور ساخت تا بار دیگر عزالدوله را در مقامش ابقاء و خود برای دیدار با پدر عازم اصفهان شود.

انتخاب عضدالدوله به عنوان جانشین رکن الدله

حاصل این ملاقات که چندی پس از آن رکن الدوله در گذشت، باعث رفع کدورت بین پدر و پسر و انتخاب عضدالدوله به عنوان جانشین رکن الدله و الزام دو پسر دیگرش؛ مؤید الدوله و فخرالدوله به قبول طاعت از عضدالدوله گشت. به علاوه در تقسیم قلمرو آل بویه، فارس و کرمان و اهواز به عضدالدوله، اصفهان و توابع آن به مؤید الدوله و همدان و دینور را نیز به فخرالدوله سپرد. ری را ظاهراً برای خود نگه داشت و پسر کوچکش را هم به نام ابوالفوارس خسرو فیروز، به فرزند ارشد عضدالدوله سپرد. درست است که این تقسیم قملرو عضدالدوله نیفزود، اما فایده مهمی که از این دیدار نصیب عضدالدوله شد، دریافت عنوان امیرالامرایی خاندان آل بویه بود که به حکم آن، حکومت برادرانش مؤیدالدوله و فخرالدوله در واقع به نیابت او تلقی می‏شد و در تمام قلمرو آل بویه که غیر از میراث معزالدوله، به طور رسمی به او واگذار می‏شد، حکم و رأی وی نمی‏توانست مورد اعتراض واقع شود.

وفات رکن الدوله در ری

به هر حال وفات رکن الدوله «محرم 366 ق / سپتامبر 976 م» که در ری و اندک زمانی بعد از ملاقاتش با فنا خسرو در اصفهان روی داد، عضدالدوله را در ادامه دشمنی با عزالدوله و در تعقیب طرح تسلط بر بغداد و تصرف میراث معزالدوله آزاد گذاشت. اما خود عزالدوله نیز بنا بر تحریک وزیرش ابن بقیه، به این ماجرا دامن می‏زد و بهانه لازم را برای عضدالدوله فراهم می‏ساخت. به عنوان مثال چون از نارضایتی فخرالدوله برادر عضدالدوله آگاه بود خلیفه را واداشت تا فرمان و منشوری بفرستد و قلمرو ری را که از جانب رکن الدوله به او واگذار شده بود و در واقع به حکم خلیفه منصوب سازد نه نایب عضدالدوله باشد. عضدالدوله هم که در پی فرصت و بهانه‏ای می‏گشت، برای درگیری با عزالدوله و تجدید حمله روانه آن دیار گشت. در جنگی که بین عزالدوله و سپاه عضدالدوله در گرفت، سپاه عزالدوله به سختی شکست خورد و وی به همراه وزیرش ابن بقیه به واسط گریخت.

واگذاری امر خلافت به عضدالدوله توسط خلیفه

با خروج عزالدوله از بغداد، عضدالدوله با تشریفات تمام به تختگاه خلیفه وارد شد و مقارن ورود او اعلام کردند که امیر الامراء بختیار، نسبت به وی از در تسیلم درآمده است و اکنون امیر الامراء عضدالدوله است. خلیفه نیز تمامی امر خلافت و رسیدگی به امور مردم را در شرق و غرب قلمرو خویش به طور رسمی به عضدالدوله واگذاشت «367 ق / 977 م» و عنوان تاج المله را بر دیگر القاب وی اضافه نمود. اما عزالدوله دست از کینه توزی و توطئه علیه عضدالدوله بر نداشت تا آن که در نبردی با طلایه دار سپاه عضدالدوله شکست خورد و به اسارت افتاد. او را به نزد عضدالدوله بردند و وی دستور به قتلش داد. ابن بقیه را نیز که وسوسه‏گر بختیار بود و چشمانش را قبلاً نابینا کرده بودند، به دستور عضدالدوله به زیر پای پیلان انداختند. ابو تغلب که محرک دیگر عزالدوله در واپسین نبرد این دو امیر بویه بود، نیز از مکافات نرست. عضدالدوله در تعقیب او از بغداد لشکر به موصل برد و آن جا را تسخیر کرد. ابو تغلب به شام گریخت و در آن جا به دنبال جنگها و سرگردانیها، سرانجام در کشمکش با قبایل محلی کشته شد «صفر 370 ق / آگوست 980 م». در همین ایام، عمران بن شاهین و حسنویه کُرد هم که در این ماجرا با عزالدوله همراهی کرده بودند، هر دو به مرگ ناگهانی هلاک شدند «369 ق / 979 م» در این هنگام که عضدالدوله امیرالامراء خلیفه و حاکم واقعی تمام عراق محسوب می‏شد. با آن که بر خلیفه مسلط بود، برای ایمنی از تحریکات داخلی و مخصوصاً بدان قصد که خلافت را در آینده به یک نواده دختری خود منتقل کند، دختر خود به نام شاهباز را به عقد خلیفه درآورد. هر چند از این وصلت «جمادی الثانی 370 ق / دسامبر 980 م» طرفی نسبت و دختر بی فرزند ماند، لا اقل وصلت ظاهری با خاندان خلافت، موضع عضدالدوله را در خارج از سرای خلیفه بیش از پیش مورد تکریم و احترام ساخت.

اقدامات عضدالدوله

عضدالدوله در مقام امیرالامرایی دارالخلافه، در احداث عمارتها و بستانها و ایجاد پلها و نهرها در بغداد و همچنین در توسعه زراعت در اطراف آن، اهتمام قابل ملاحظه‏ای نشان داد و برای تحکیم اساس حکومت به سرکوبی راهزنان عرب و غیر عرب که در اطراف دجله و فرات موجب سلب امنیت راهها شده بودند، اقدام نمود. از جمله؛ سردار وی به نام ابوالعلاء عبیدالله بن الفضل المسیحی، اعراب بنی شیبان را در نواحی شرق دجله متهور کرد و سپاه دیگرش، ضبة بن محمد اسدی، سرکرده بنی اسد را مغلوب و «عین تمر» را از دست آنها خارج نمود. در نواحی جنوب هم هر چند سردار و وزیر وی به مطهر، موفق به دفع حسن پسر و جانشین عمران بن شاهین نشد و از بیم مؤآخذه امیر الامراء، اقدام به خودکشی نمود، اما ابو العلاء، سردار دیگر، موفق شد حسن را از تجاوز به راهها باز دارد و با تحمیل قرارداد صلح او را وادار به پرداخت خراج و اطاعت نماید.
کار دیگری که نزد عضدالدوله برای تأمین مرزهای عراق ضرورت داشت و در عین حال تدبیر کار فخرالدوله هم آن را الزام می‏کرد، خاتمه دادن به تحریکات کردهای برزکانی و بنی حسنویه در بلاد کوهستانی مجاور عراق بود که پدر آنها حسنویه در ماجرای درگیریهای عضدالدوله، با عزالدوله و فخرالدوله نیز همکاری کرده بود. با آن که حسنویه مقارن پیروزی عضدالدوله بر عراق، خود به مرگ ناگهانی درگذشت، باز نزد عضدالدوله این لشکر کشی همچنان ضرورت داشت، از آن که به وی امکان داد تا فرمانروایی خود را به عنوان امیر الامرایی خاندان بویه در ولایات جبال نیز همچون ولایات فارس و عراق تثبیت نماید. اختلافات پیش آمده بین فرزندان حسنویه باعث شد که عضدالدوله با سود جستن از آن، به آسانی قلعه‏های آنها را تسخیر کند و به دنبال بازداشت بختیار بن حسنویه، سرکرده طایفه، ریاست طایفه را به برادرش بدر بن حسنویه واگذاشت و ذخایر حسنویه را هم در قلعه سرماج به تصرف درآورد.

به دنبال این لشکرکشیها و چون سپاه عضدالدوله بر همدان مستولی شد و برخی اطرافیان فخرالدوله، ظاهراً با تبانی قبلی به عضدالدوله پیوستند، فخرالدوله از بیم جان، قلمرو خود را رها کرد و به نزد قابوس بن وشمگیر که شوهر خاله وی بود، پناه برد.

مرگ عضدالدوله در سن 48 سالگی

عضدالدوله در پی این درگیریها با برادر خود فخرالدوله و نیز درگیری با قابوس و امیر بخارا بود که بیمارش شدت یافت. گفته می‏شود که وی به بیماری صرع دچار بود و به هنگام مرگ بیش از 48 سال نداشت. مرگ عضدالدوله در شوال 372 ق / مارس 983 م روی داد. اطرافیانش تا دو ماه پس از مرگش، این واقعه را پنهان داشتند و تنها پس از بیعت به جانشینی پسرش کالیجار مرزبان بود که موضوع را آشکار کردند. خلیفه نیز جانشینی پسر عضدالدوله را با ارسال خلعت و لقب صمصام الدوله تأیید نمود و مراسم تعزیت عضدالدوله را در محرم 373 ق / ژوئن 983 م بر پا داشتند. جسد او را به حکم وصیت در تربت نجف در کنار مشهد امام و در محلی که از پیش تعیین شده بود دفن کردند.


تعداد بازدید ها: 11767


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..