منو
 صفحه های تصادفی
ندای شیطان در زمان ظهور امام مهدی علیه السلام
سیمان کلسیت اسپاری
ویزای الکترونیکی
نظریه یادگیری واتسون
مروارید
سفیر روم در مجلس یزید
اوکتای قاآن
الورون
ضرار بن ضمره
فضا
 کاربر Online
372 کاربر online

ابوالقاسم جعفر

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ ایران
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی > عصر دین های جهانی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > مناطق تاریخی > ایران > سلسله ها
(cached)



ابوالقاسم جعفر

«316- 304 ق / 928- 917 م»

ابوالقاسم جعفر, فرزند ابو محمد حسن بن علی «ناصر کبیر» و برادرِ ابوالحسین احمد بود که چه در زمان حیات پدر و چه پس از مرگش, از انتخاب حسن بن قاسم به جای خود، ابراز ناخرسندی می‏کرد. با وفات ناصر کبیر «304 ق / 917 م»، فرزندش ابوالحسین احمد، که پدر زن حسن بن قاسم بود، از کار کناره گیری و امارت را به وی سپرد.

ابوالقاسم جعفر و حسن بن قاسم درگیلان

ابوالقاسم جعفر چون امارت و ولایت حسن بن قاسم را نپذیرفت, به ری رفت و به محمد بن صعلوک که آن جا از جانب سامانیان حکومت داشت، پیوست.
لشکری نیز به کمک او فراهم آورد و چندی بعد با علم های سیاه که متضمن مخالفت با شعار زیدیه بود به مازندران آمد. داعی صغیر «حسن بن قاسم» چون تاب مقاومت در برابر سپاهیان او را نداشت بهگیلان گریخت.

ابوالقاسم به آمل آمد و خطبه‏ای به نام امیر خراسان خواند و به مدت هفت ماه هم تحت حمایت سپاه خراسان در طبرستان حکمرانی کرد، اما در مطالبه خراج چنان سختگیری نشان داد که مایه ناخرسندی و شکایت عموم شد.
در این بین، حسن بن قاسم, در گیلان نیرویی فراهم آورد و با لشکری از گیل و دیلم به آمل وارد شد. این بار ابوالقاسم جعفر به گیلان گریخت و داعی در آمل استقرار یافت که فرمانروایی او بر خلاف حکمرانی ابوالقاسم جعفر مورد تأیید و پشتیبانی مردم ولایت واقع شد.

توطئه علیه داعی صغیر

با بروز اختلاف بین حسن بن قاسم و پدر زنش ابوالحسین احمد، او به نزد برادر ابوالقاسم جعفر رفت و هر دو برادر با توطئه‏ای که علیه داعی صغیر به همکاری عمال بخارا ترتیب دادند، با لشکری از گیل و دیلم روی به آمل نهادند.

داعی که از جانب خراسان ایمنی نداشت به نزد حاکم جبال رفت اما او بر خلاف انتظار، داعی را دستگیر و زندانی کرد و سپس به ری نزد علی بن وهسودان فرستاد.

وهسودان نیز او را در قلعه الموت در بند کرد و تنها بعد از قتل وهسودان بود که داعی توانست از قلعه بگریزد و به کمک سردار خود لیلی بن نعمان بر برادران ناصر چیره شود. ابوالقاسم جعفر مجدداً به گیلان گریخت، اما در این بین ابوالحسین احمد با دامادش کنار آمد و به او پیوست.

تحریکات دائم و توطئه‏های مکرر پسران ناصر از اسباب تزلزل قدرت داعی بود و ظاهراً به اشارت آنها و به ویژه ابوالقاسم جعفر بود که در گرگان توطئه دیگری به وسیله سران گیل بر ضد داعی صغیر انجام شد که هروسندان، دایی مرداویج و از سرکردگان قوم, در آن نقشی مؤثر داشت. داعی نیز چون از ماجرا مطلع شد، به گرگان آمد و با قتل هروسندان و برخی دیگر از رؤسای گیل و دیلم، فتنه را فرو نشاند.



تعداد بازدید ها: 7155


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..